نتایح جستجو

  1. د

    لنگه کفش سیندرلا در کاخ نیاوران!

    چه زشته کفشش فکر میکردم قشنگ تر از این حرفا باشه فقط رنگش عشقه
  2. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    به سختی می خروشم: های باران!... تو که جان میدهی بر دانه در خاک غبار از چهرِ گل ها می کُنی پاک غمِ دل هایِ ما را شستشو کن برای ما سعادت آرزو کن "فریدون مشیری"
  3. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می خوانَدَم از لایتـناهی آوای تو می آرَدَم از شوق به پرواز شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی امواج نوای تو به من می رسد از دور دریایی و من، تشنه ی مهرِ تو، چــو ماهی دیدارِ تو گر صبحِ ابد هم دهَدَم دست من سرخوشم از لذتِ این چشم به راهی... "فریدون...
  4. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    حُسن باران این است که تبسم دارد گَردِ غم از همه چیز، از همه جا می گیرد همه جا بر همه کس می بارد و تعلق دارد به جهانی از عشق... "مجتبی کاشانی"
  5. د

    قرارهاي بي قرار...

  6. د

    عشق قبل از ازدواج یا بعد از ازدواج

    به نظر من اول باید یه عشق قبل ازدواج وجود داشته باشه بعد از ازدواج بیشتر و بیشتر بشه
  7. د

    مژگان جونم مرسی خوش گذشت فعلا بای

    مژگان جونم مرسی خوش گذشت فعلا بای
  8. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    دل ساده برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور گنجشک ها را از دور و بر شلتوک ها کیش کن که قند شهر دروغی بیش نبوده است حسین پناهی
  9. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت . اندازه می گیری ! حساب و کتاب می کنی ! مقایسه می کنی ! و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ، که زیادتر دل داده ای ، که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای ، به قدر یک ذره ، یک...
  10. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    لبریزِ توام لبریزِ تو و غمگین لبریز تنها ترسیده و غمگین.. ببین که کابوسِ نبودن با بودنِ یک آدم چه می‌‌کند..
  11. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودن فرقی نمیکنه اما اگر همراهی باشه که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده آرزوت میشه...
  12. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر... همین که دستت رو آروم بگیره..... یه فشار کوچیک بده..... این یعنی من هستم تا آخرش..... همین کافیه....!
  13. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    یک روز اگر آمدی و در امتداد پاییز درختهای یک باغ دختری را دیدی که روی طلایی برگ ها زانو زده مبادا به تمام قد بایستی روبه روی او و زل بزنی به خاکستری خاطراتش شاید رفته دلتنگی هایش را همدم خاک کند بسپارش به تنهایی...
  14. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    چه زیبا می گفت مترسک وقتی نمی شود رفت همین یک پا هم اضافیست ...
  15. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    دلتنگم و این درد کمی نیست،که پشت هیچ خط تلفنیصدای تو نیستدلتنگم و این درد کمی نیستکه رو برمیگردانم وجای تو خالی است ....
  16. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    خیلی قشنگ بود:w17:
  17. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    آدمها به اندازه ی "نا گفته هایشان"از هم دور می شوند ،نه به اندازه قدم هایشان...
  18. د

    معماری با مصالحی از جنس دل

    گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه دیوانه کننده ترین حس دنیاست...:(
بالا