گاهی گمان نمی كنی ولی می شود گاهی نمی شود، كه نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود
خوابم نمیبرد...به همه چیز فک کرده ام...بیشتر به تو...و میدانم که خوابی...وقبل از بسته شدن چشمهایتبه همه چیز فکر کرده ای جز من...منی که بی فکر تو سر نمیکنم...
قاصدك! هان ، چه خبر آوردي ؟ از كجا ، وز كه خبر آوردي ؟ خوش خبر باشي ، امّا ، امّا گرد بام و درِ من بي ثمر مي گردي ، انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديّار و دياري ، باري ، برو آنجا كه بُود چشمي و گوشي با كس ، برو آنجا كه تو را منتظرند ، قاصدك! در دل من همه كورند و كرند . دست بردار از اين در...