نتایح جستجو

  1. sar sia

    رد پای احساس ...

    زمین شناس ِ حقیری تو را رصد می کرد به تو ستاره ی خوبم، نگاه ِ بد می کرد کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم کسی که محو ِتو می شد، مرا لگد می کرد تو ماه بودی و بوسیدنت نمی دانی چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد بگو به ساحل چشمت که من نرفته چطور به سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد؟...
  2. sar sia

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    تیـــر برقـــی «چوبیم» در انتهای روستا بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا ریشه ام جامانده در باغی که صدها سرو داشت کـــوچ کردم از وطن ، تنهــــا بـــــرای روستـــــا آمدم خوش خط شود تکلیف شبها،آمدم نـــور یک فانوس باشــم پیش پای روستا یاد دارم در زمین وقتی مرا می کاشتند پیکرم را بــوسه می زد...
  3. sar sia

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    آه یک چشمم زلیخا آن یکی یعقوب شد حال یوسف را ببینـــم با کدامین دیده ام؟ آشنا هستی به چشمم صبر کن، قدری بخند یادم آمـد، مـن تـــــورا روز نخستین دیـــــده ام بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود ابن سیرین را خبــــر کن، خواب شیرین دیده ام
  4. sar sia

    دل نوشته های دلتنگی

    من آن خاکم، که همواره در اوج آسمان هستم پر از "عباس بابایی"، پر از "عباس دورانم" گرفته شعله با خون جوانانم حنابندان که تهران‌تر شود تهران، من آبادان ویرانم صلاة ظهر تابستان، من و بوشهر و خوزستان تورا لب تشنه‌ایم از جان، کمی باران بنوشانم سراغت را من از عیسی گرفتم، باز کن در را منم من "روزبه"...
  5. sar sia

    فراق یار

    دوباره پرشده از عطر گیسویت شبستانم دوباره عطر گیسویت،چقدر امشب پریشانم کنارت چای می نوشم به قدر یک غزل خواندن به قدری که نفس تازه کنم خیلی نمی مانم
  6. sar sia

    معماری با مصالحی از جنس دل

    تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارم گذاشتم سر خود را به شانه ای که ندارم تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت تمام عمر به سوی نشانه ای که ندارم چگونه حرف دلم را به چشم هات بگویم قصیده ای که نگفتم، ترانه ای که ندارم مرا رها کن و بگذار در قفس بنشینم که دلخوشم به همین آب و دانه ای که ندارم.
  7. sar sia

    رد پای احساس ...

    اگر مي گفت سعدي "آدميت نشانش بر لباس آدمي نيست نمي دانست نسلي خواهد آمد كه حتي در لباس آدمي نيست
  8. sar sia

    همین الان داری به چی فکر میکنی؟

    دیگه از فکر کردن هم خسته شدم منتظر یه اتفاق خوب هستم
  9. sar sia

    ثانیه های خاکستری...

    دوست داشتم معلمِ املایِ تو من بودم ! و " دوستَت دارم " را املاء بگویم ... و هی بپرسم تا کجا گفتم ؟ و تو بگویی " دوستَت دارم " فروغ‌ فرخزاد
  10. sar sia

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    از تو دیگر شده ام دور، خودت می فهمی؟ شده ای وصله ی نا جور، خودت می فهمی؟ نقشِ تو چیست در این رابطه ی یک طرفه؟ "بی اهمیت" و "مغرور"، خودت می فهمی؟ غیرِ جدی شده این رابطه از مرحمتت!! مثلِ یک بازیِ پاسور، خودت می فهمی؟ می کِشم درد از این وضع، ببین با این که عاشقی کرده مرا کور، خودت می فهمی؟ من فقط...
  11. sar sia

    همین الان داری به چی فکر میکنی؟

    به اندازه یک سر سوزن در این دنیا اثر مثبت گزاشته ام:cry::cry::cry:
  12. sar sia

    دل نوشته های دلتنگی

    دوست دارم که بخوانی غزل ایجاد کنی میل دارم که بخندی عسل ایجاد کنی روی دشت تنت این بار که می آیی هم زلف بندازی و کوه و کتل ایجاد کنی اولی دینم و بعداً دلم اصلا تو بگو مایلی توی کدامش خلل ایجاد کنی خوش ندارم که به دنیا بنمائی رخ را ناگهان شورش بین الملل ایجاد کنی یا که آغاز کنی زلزله ی هجرت را باز...
  13. sar sia

    فراق یار

    خدا پشت و پناهت، زود برگرد فدای شکل ماهت زود برگرد ببین اینگونه نگذاری بماند دو چشمانم به راهت، زود برگرد مرا دلتنگ خود کردی مسافر به جبران گناهت زود برگرد برایت نیست جایی مثل خانه به سوی زادگاهت زود برگرد نگو مجبوری از من دور باشی نگو دور است راهت، زود برگرد
  14. sar sia

    معماری با مصالحی از جنس دل

    دست بردار ، برو ! پرسه نزن دور و برم من از آن قالی فرسوده که پا خورده ترم دو سه بار آمده بودم بروم ، جا ماندم چه بلا ها که نیاوردی از آن پس به سرم فکر کردی که من از جنس تو ام ، صد رنگم از کنار تو و این خاطره ها می گذرم ؟! تشنه بردی لب دریا و مرا آوردی گفتی اما که به تو از همه نزدیکترم خوب میدانی...
  15. sar sia

    رد پای احساس ...

    مانند غـریـقی کــه پر از وحـشت آب است می گردم و دستم پی یک تکه طناب است دلتنگی و تنـهایی و انـدوه و صـبوری این عاقبت تیره ی یک عاشق ناب است آن مرد پر از شور و غزل ، بعد تو جان داد این آدم کوکی ، جسدی پشت نقاب است یا مشکل ارســال پیام ، از دل مــا بود یا منبــع گیــرنده ی قلـب تو خراب است...
  16. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    هرکجا هُدهُد دانا برَوَد کُنج قفس جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود سید مقتدا هاشمی
  17. sar sia

    زمزمه های عاشقانه

    لبخند بزن دو چشم بارانی را تجویز بكن "نگاه درمانی" را یك شعله بخند تا به آتش بكشی دانشكده ی علوم انسانی را
  18. sar sia

    یاد قدیما (نوستالژی های شخصی!) (دهه شصتی(هفتادی)هایی که نوستالژی دارن بیان تو یکم از گذشته ها بگیم)

    کلی خاطرات با این عکسها برام تازه شده :oops::oops::oops:
  19. sar sia

    *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ ***

    آهسته و نرم ، بی قرارم کردی تیری نزدی ولی شکارم کردی در زندگی ام خاطره ای می سوزد خاموش نمی شود چه کارم کردی
  20. sar sia

    معماری با مصالحی از جنس دل

    دلم تا برایت تنگ می‌شود نه شعر می‌خوانم نه ترانه گوش می‌دهم نه حرف هایمان را تکرار می‌کنم
بالا