نتایح جستجو

  1. sar sia

    دل نوشته های دلتنگی

    تمام گل هايم محصول باغ تو باده ام ارمغان تاک تو انگشتري هايم از کان طلاي توست و شعرهايم امضاي تو را در پاي خود دارد اي که قامتت از بادبان بالاتر و فضاي چشمانت گسترده تر از آزاديست تو زيباتري از کتاب هاي نوشته و نانوشته من و سروده هاي آمده و نيامده ام نزار قباني
  2. sar sia

    اشعاری از مشاهیر ادبی جهان

    اگر به خانه ی من آمدی برایم مداد بیاور، مداد سیاه می خواهم روی چهره ام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم! یک مداد پاک کن بده برای محو لب ها نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند! یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم شخم بزنم وجودم را...
  3. sar sia

    معماری با مصالحی از جنس دل

    زمستان در زمستان کی هراس یخ زدن داری تو که رنگین بهاری در حصار پیرهن داری پُری از عطرهای ناشناس جنگلی وحشی فراغ ای یاس من از رنگ و بوی یاسمن داری شبیه هالۀ رنگین کمانی از گل و لبخند به گرد دامنت پروانه ها در پرزدن داری شبم سرشار عطر و روشنی شد در هوای تو مگر پیراهنی از عطر شب بوها به تن داری...
  4. sar sia

    .•طبیعت زیبا•.

  5. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    در دایری مبهم و محدود لغات من مات شده در آن هجوم کلمات فریاد زدم: من از الف می گویم... منظور من از الف همانا الف است انگار که گوشهایتان منحرف است!
  6. sar sia

    فراق یار

    کاشکی آسان شود با رفتن من مشکلت گوشه ای پهلو بگیرد قایق بی ساحلت آه ای دل هیچ بار این گونه سنگینی نداشت بار این رنج گران بر شانه های کاهلت تو تمام هستیت را ریختی در پای عشق در نظر اما نیامد هستی ناقابلت اشکهایت را کسی از پشت لبخندت ندید بی خبر بودند و غافل از غم ناغافلت ماندن و افسردن و در...
  7. sar sia

    *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ ***

    پر و پا بسته مرغي در قفس بودم در اين دنيا به شب هاي سكوت كاروان تيره بختيها سرا پا نغمه ي عصيان ، جرس بودم در اين دنيا به فرمان حقيقت رفتم اندر قبر ، با شادي كه تا بيرون كشم از قعر ظلمت نعش آزادی
  8. sar sia

    رد پای احساس ...

    به جاي گريه : بر قبرم ، بكش با خون دل دستي كه تنها قسمتش زنجير بود ، از عالم هستي نه غمخواري ، نه دلداري ، نه كس بودم در اين دنيا در عمق سينه ي زحمت ، نفس بودم در اين دنيا همه بازيچه ي پول و هوس بودم در اين دنيا
  9. sar sia

    همین الان داری به چی فکر میکنی؟

    دوستان قدیمی الان چیکار میکنن
  10. sar sia

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    مرغ شب مرده وبخت من بدبخت نگر شيون مرگ مرا، مرغ سحر داده بسر.. پس خداحافظ تو..حافظ تو، رفت دگر.. بعد من بر سر هر مرده، كه شيون كردي.. شيون مرگ مرا، مرگ من.. ازيادمبر!..
  11. sar sia

    ثانیه های خاکستری...

    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او کــه هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غــــزل و عاطفــــه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبـی ِ دلبندش را مثــــل آن خــواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
  12. sar sia

    اشعاری از مشاهیر ادبی جهان

    پس از من كسي اگر تو را ببوسد روي لبهايت تاكستاني خواهد يافت كه من كاشته ام. نزار قباني
  13. sar sia

    اشعاری از مشاهیر ادبی جهان

    برای عاشق شدن نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت ، برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت ! میلان کوندرا
  14. sar sia

    اشعاری از مشاهیر ادبی جهان

    ترسيده اي؟ از كه؟ از جهان؟ من جهانت از گرسنگي؟ من گندمت از بيابان؟ من بارانت از زمان؟ من كودكيت از سرنوشت؟ من هم از سرنوشت مي ترسم... محمدماغوط
  15. sar sia

    اشعاری از مشاهیر ادبی جهان

    هيچ لذتي بالاتر از آن نيست كه با كسي آشنا شوي كه دنيا را مانند تو مي بيند گويي درمي يابي كه ديوانه نبوده اي كريستين بوبن
  16. sar sia

    اشعاری از مشاهیر ادبی جهان

    ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺳﺖ! ﮐﻪ ﺯﻭﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺳﺖ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺳﺖ! ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪنشان ﺧﺸﻨﻮﺩﻧﺪ... ﻣﻮﻧﯿﮑﺎ ﻭﯾﺘﯽ
  17. sar sia

    ✨ ...لطفا با لبخند وارد شوید!...✨

    :ROFLMAO::LOL::p:giggle::biggrin::D:d:w15:😋😇😊☺️😃😀🙂😛
  18. sar sia

    *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ ***

    در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت
  19. sar sia

    مشاعرۀ سنّتی

    رسیده ام به چه جایی... کسی چه می داند رفیق گریه کجایی؟ کسی چه می داند
بالا