naghmeirani
پسندها
66,817

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • شب سرشاری بود
    رود از پای صنوبرها تا فراتر می رفت
    دره مهتاب اندود و چنان روشن کوه که خدا پیدا بود
    در بلندی ها ما
    دورها گم سطح ها شسته و نگاه از همه شب نازک تر
    دست هایت ساقه سبز پیامی را میداد به من
    و سفالینه انس با نفسهایت آهسته ترک می خورد
    و تپش هامان می ریخت به سنگ
    از شرابی دیرین شن تابستان در رگ ها
    و لعاب مهتاب روی رفتارت
    تو شگرف تورها و برازنده خاک
    فرصت سبز حیات به هوای خنک کوهستان می پیوست
    سایه ها بر می گشت
    و هنوز در سر راه نسیم
    پونه هایی که تکان می خورد
    جنبه هایی که به هم می ریخت
    :gol:
    سلام دوست عزیز...شرکت در مسابقه بدون دعوت انجام میشه یعنی دوستانی که به تالار سر میزنن و تاپیک مسابقه رو می بینن می تونن شرکت کنن.

    اما در نظرسنجی از دوستان دعوت به عمل میاد.

    ایشالا در مسابقه هایِ بعدی در کنارمون باشی...مرسی:gol:
    سلام دوست عزی .. احوال شما ؟؟؟ خوبید؟؟
    اختیار دارین شما .. چه بدی ؟؟؟ من که بدی ندیدم . : )
    سلام نغمه ایرانی ... خوب هستید ... یه سوال داشتم : چطور میشه در این مسابقه شرکت کرد؟http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/509629-نظرسنجی-مسابقۀ-ادبیِ-5منم دوست دارم هم رای بدم و هم شرکت کنم .... لطفا همین جا جواب رو بنویسید .. میام و می خونم .. تشکر.
    در اندیشه باران

    امشب،

    در اندیشه باران خورده ام،

    چه کسی قطره ها را می چیند و،

    طراوتشان را، به لبان خشک بهانه هایم می بخشد؟

    چه کسی؟

    برترکهای خسته کوزه خیالم، مرهم آبی می کشد

    شاید حادثه ای

    کنده خیال او را، به ساحل تن من، رسانده است

    نمی دانم

    اما

    دیگر فاصله ائی نمانده،

    من در ژرفای احساس تو شنا میکنم،

    تا فردا

    که در گنجه خیال تو پنهان شوم

    چه زیباست، این پنهان شدن و دیگر پیدا نشدن

    همچو، بادبادک دست کودکی،

    که در اوج بی صدائی میرقصد

    یا قایق کاغذی که، در تشت آسمان بی آب می رود
    نغمه ی من .....خواهرم ...

    از خداوند فرشته ای اسمانی خواستم ...که اغوشش گرمی بخش لحظه های سردم باشد .....

    چشمه ای از نورش را خواستم .....

    او تو را به من بخشید ...

    خالق هستی تو را از اسمان به من موهبتی بزرگ هدیه داد .......

    از اسمانی که شبها مهتاب قصه گوی عشق........ چهره ی زیبای تو را را برای من در رخش نشانه است ...

    از طلوع خورشیدی که تداعی گر لبخند زیبای همیشگی ات است ...

    از ترنم اواز بارانی که نغمه های حضور گرمی بخش تو را برایم قاصدک فرستاده است ...

    تو را به من بخشید .....نغمه ای از قلبی زلال ....نگاهی مهربان ....دستانی پر محبت ..........

    تولدت مبارک ......ای اسمانی ترین نغمه ی هستی ...

    تولدت مبارک خواهرم




    نرگس فاطمی
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا