هیچی داشتم گذر میکردم یاد جملاتی که براتون نوشته بودم افتادم واقعا چه قدر متفکرانه

راستی اول سلام که همیشه نیست میشود
///
این هم از جناب اقای مولانا
جان بده از بهر این جام ای پسر
بی جهاد و صبر کی باشد ظفر
صبر کردن بهر این نبود حرج
صبر کن کالصبر مفتاح الفرج
زین کمین بی صبر و حزمی کس نرست
حزم را خود صبر آمد پا و دست
حزم کن از خورد کین زهرین گیاست
حزم کردن زور و نور انبیاست