تقصیر تو نبود !
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها خاموش شود !
خودم شعرهای شبانه اشک را فراموش نکردم !
خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم !
حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند ، نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای . . .
.
.
.
خیالت راحت !
من همان منم ؛
هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم
اما به هیچ ستارۀ دیگری سلام نخواهم کرد