شبگرد23
پسندها
11,121

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • سلام دوست عزیز!
    خوبین؟؟
    واقعا فوق العاده است پیاماتون
    ممنونم:gol:
    تقصیر تو نبود !
    خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها خاموش شود !
    خودم شعرهای شبانه اشک را فراموش نکردم !
    خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم !
    حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند ، نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای . . .
    .
    .
    .
    خیالت راحت !
    من همان منم ؛
    هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم
    اما به هیچ ستارۀ دیگری سلام نخواهم کرد
    همچو نی مینالم از سودای دل
    آتشی در سینه دارم جای دل
    من که با هر داغ پیدا ساختم
    سوختم از داغ ناپیدای دل
    همچو موجم ، یک نفس آرام نیست
    بس که طوفان زا بود دریای دل
    دل اگر از غم گریزد وای من
    غم اگر از دل گریزد وای دل
    ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
    نامور شد هرکه شد رسوای دل…
    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/427122-لطفا-نظر-خوتونو-در-مورد-روشهای-کاهش-هزینه-ها-یا-مدیریت-هزینه-ها-لطفا-بنویسن?p=5911282#post5911282
    چیـزی نمیـخـوآهَم جـز . . .
    یـکــ اتــآقِ تـآریک
    یـکـ مـوسیقـے بے کَلآم
    یـکـ فنجـآن قهـوه بـهـ تَلخـی ِ زهـر !
    وَ خـوآبـے بـه آرآمـے یـکــ مـَرگ هَمیشـگـے
    ادمها را نمیشود پاک یافت
    این نگاهت به ادمهاست
    که انها بی گناه یا گناهکار میبیند
    اگر نمیتوانی به مفهوم امدن و رفتن ادمها
    فکر کنی
    غصه نخور
    همیشه کسی بجای کسی میاید
    در ظاهر اما در قلب ادمها
    هر کسی جای خودش را دارد
    یعنی الان کجاست ؟ با جمله های سرد ....
    تو گوش ِ من بگه " دنبال ِ من نگرد !..."
    یعنی الان کجاست ؟ چیکار میکنه ؟؟ کدوم ترانه مو تکرار میکنه ؟
    تنها نشسته باز عکساشو می بره ؟ یا داره شامشو یخ کرده می خوره؟
    یعنی الان کجاست ؟ توی کدوم مسیر ؟ این آخرین شبه ... اینو ازم نگیر
    یعنی الان کجاست ؟ با کی دلش خوشه ؟ یادش می یاد منو دوریش می کشه ؟
    دلگیر و خسته از حرفای مردمه ؟ منو صدا زده ؟ ... یا این توهمه ؟؟
    تنها نشسته باز عکساشو می بره ؟ یا داره شامشو یخ کرده می خوره !؟
    یعنی الان کجاست ؟ توی کدوم مسیر ؟ این آخرین شبه ... اینو ازم نگیر



    باید عادت کنیم ب رفتن های ناگهانی ب برگشتنهای غیر منتظره
    میگویم عادت کردن زمان میخاهد
    میخندی
    ن توجیه میکنم ن توجیه کن
    همسایه خوبی باش سکوتم را نشکن
    اینجا دنیا آرام است
    وقت خابش است
    گیر نده
    بگذار آرام بماند
    زلزله چن روز پیش امد و رف
    برمیگردد میدانم
    من ضرب المثل را عوض میکنم
    زلزله ب صحنه جنایت برمیگردد
    مثل ت
    نترس
    منظوری نداشتم
    بگذار دنیایم بی زلزله بماند
    هیسسسسسسسسسسس
    منم خوشحال شدم علیرضا
    فعلا:smile:روز خوش

    عيد امسال هم
    می‌توانم تنهايی سوت بزنم
    همين که بدانم هستی
    آسمان را پر از پرنده می‌بينم.
    لبخند يادت نرود
    مزاحم خابتون نباشم :smile: من یکم دیگه میمونم

    اواتار دیگه؟ نکنه با دوستی دیگه اشتباه گرفتین منو ؟ : )

    صبح که بيدار شدم
    نگاهم روی پنجره ماند
    امروز منتظر تو بودم
    مثل ديروز
    فقط روزای اول عضویتم یکی دیگه بود عید تا حالا همین اواتاره : )
    من میشینم ریاضی بخونم : )

    و تو نیستی.
    مثل عکس ماه
    کاسه چشم‌هام را
    از حضور لبخندت
    لبريز می‌کنم.
    لبخندت مال چشم‌های من؟
    بوی تنت
    مرا برمی‌گرداند
    به دوران پيش از خودم
    پيش از آن که باشم.
    مگر پيش از تو
    سيب هم وجود داشت؟
    پس بازهم اینجا میبینمتون : )


    نياويزمت به آينه ماشينم؟
    که تاب‌خوران در خيالم
    بچرخی
    مردم خيال کنند ديوانه‌ام
    يا
    دارم به ديدار تو می‌آيم؟
    نگذارمت توی جيبم؟
    که جای امن باشی
    از سرما بلرزم
    دنبالت بگردم
    دست‌هام را بکنم توی جيبم؟
    دلم بهانه می‌گيرد.
    شبگرد تنها فقط شبها میگرده با شروع روز به پیله خودش میره
    اون شلوغی رو دوست نداره
    حجم نگاه آدما تن شکستش رو آزار میده
    خودم را به چیزهایِ بسیاری شبیه کردم
    تا در فراقِ تو
    شعری تازه بگویم
    اما برعکس شد
    همه یِ آن چیزها شبیه من شدند
    و دردِ فراق گرفتند.

    از علیرضا روشن
    من؟
    من با صدای نفس کشیدنت هم
    عاشقی می کنم
    حتی اگر آرام و بی صدا
    خودم را بگذارم در دست‌هات
    و بروم



    حتا وقتی از کنارت رد شوم
    برای پرت نشدن حواست
    بوی تنت را پُک بزنم...
    ...
    اين سه تا نقطه را برای تو گذاشته‌ام
    عشق من!
    هميشه اينها نشانه‌ی سانسور نيست،
    هزار حرف و تصوير و خاطره
    در آن خوابيده
    مثل من که وقتی نگاهت کنم
    سه نقطه بيش‌تر نمی‌بينم
    تو
    من
    و خدا
    که از ديوانگی سر به بيابان گذاشت
    شمع خیال من ، به پای تو می سوزد ...

    سیگارم ، به پای خودم ...

    تو هم روزی خواهی سوخت ...

    قول میدهم ...


    قوله قوله قوله قول................................................


    نوشته‌هات را
    بزرگ می‌کنم
    می‌چسبانم به آينه
    که به جای خودم
    تو لبخند بزنی.
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا