من باز برگشتم
از سفری دیگر
از فراری دیگر
هنوز فراریم
هنوز گوشی ام روشن است و پر از میس کال پر از پیام و تماس بی پاسخ
یاد گوشی ات بخیر
زنگ ک میزدم آفش میکردی
یک جای این دنیا یک دور نمای زیبا دارد برایم
جایی کمی دورتر از برج ایفل
نیمکتی هست کوچک
من آنجا خاطرات تو را دارم
تو هرگر با من آنجا نبودی اما
من آنجا نشسته ام روزها شبها ساعتی ...گاهی غروبها
و برایت پ ام و ایمیل تایپ کرده ام
ت همیشه گمان داشتی این نامه های مجازی از جایی پشت یک کوه پر برف برایت ارسال میشود
عزیزکم دردانه من از پشت کوه یخی غرورت سرت را لحظاتی خم کن مراببین
دیگر نیستم
دیگر مرا نداری
اما
حتما روزی ب پاریس بیا جایی ک من همین حالا روی همین نیمکت برایت مینویسم
روزی اینجا بنشین و از پشت این فواره کوچک آب آن برج آهنی را ببین
ببین چ زیباست
چ پاربرجاست
چقدر دوست دارم در آغوشش بگیرم و ببوسمش این برج سرد آهنی را....آه
و ابرها را تماشا کن کمی بعد محو میشوند
اما دوست داشتن ت از سینه ام هرگز
هنوز عجیب دوستت دارم هنوز عجیب مال منی
بی آنکه برای من باشی
از سفری دیگر
از فراری دیگر
هنوز فراریم
هنوز گوشی ام روشن است و پر از میس کال پر از پیام و تماس بی پاسخ
یاد گوشی ات بخیر
زنگ ک میزدم آفش میکردی
یک جای این دنیا یک دور نمای زیبا دارد برایم
جایی کمی دورتر از برج ایفل
نیمکتی هست کوچک
من آنجا خاطرات تو را دارم
تو هرگر با من آنجا نبودی اما
من آنجا نشسته ام روزها شبها ساعتی ...گاهی غروبها
و برایت پ ام و ایمیل تایپ کرده ام
ت همیشه گمان داشتی این نامه های مجازی از جایی پشت یک کوه پر برف برایت ارسال میشود
عزیزکم دردانه من از پشت کوه یخی غرورت سرت را لحظاتی خم کن مراببین
دیگر نیستم
دیگر مرا نداری
اما
حتما روزی ب پاریس بیا جایی ک من همین حالا روی همین نیمکت برایت مینویسم
روزی اینجا بنشین و از پشت این فواره کوچک آب آن برج آهنی را ببین
ببین چ زیباست
چ پاربرجاست
چقدر دوست دارم در آغوشش بگیرم و ببوسمش این برج سرد آهنی را....آه
و ابرها را تماشا کن کمی بعد محو میشوند
اما دوست داشتن ت از سینه ام هرگز
هنوز عجیب دوستت دارم هنوز عجیب مال منی
بی آنکه برای من باشی

