سلام
از بعد از جنگای جهانی سبکای زیادی با ارزشهای متفاوتی روی کار اومدن. که هیچکدوم نتونستن دووم بیارن.
چرا.
چون برای نیاز های بشر سقف قائل بودن.اونم یه سقف ثابت. در حالی که نیاز های مردم تاثیر پذیر از همه چیزن. و همیشه تغییر میکنن.
به جز اون نیاز هایی که تو ذات همه ثابتن. مثله نیاز به ارامش.
که بازم ارامش به هنجار های مردم بستگی داره. پس حتی نیاز های اساسی و ذاتی هم میتونن متفاوت باشن.
حالا تو این بین. چه ارزش ثابتی که پایه گذار یه سبک هست میتونه بدون تغییر و تجدید نظر تا مدت زیادی پاسخگو باشه.
معماری برای مردمه. برای ارزشهای مردم. برای چیزی که اونا میخوان.
مردم هم در حاله تغییرن.
شاید بعضیا فک میکنن که وظیفه ی هنرمند یا معمار حفظ فرهنگ و ارزشه. و اجازه نده مردم از اصالت فاصله بگیرن
ولی فک میکنم این یه رویاست.
چون مردم از هرچیزی تاثیر میگیرن. و این مثله اینه یه درخت به اسم معماری بخواد جلوی یه سیلو بگیره
حالا این تغییر اونقدرا هم که من میگم سریع نیست. ولی وجود داره
و چه خوبه که این تغییر تعاملی بین مردم و معماری باشه
نه تحمیلی از مردم به معماری یا برعکس
از بعد از جنگای جهانی سبکای زیادی با ارزشهای متفاوتی روی کار اومدن. که هیچکدوم نتونستن دووم بیارن.
چرا.
چون برای نیاز های بشر سقف قائل بودن.اونم یه سقف ثابت. در حالی که نیاز های مردم تاثیر پذیر از همه چیزن. و همیشه تغییر میکنن.
به جز اون نیاز هایی که تو ذات همه ثابتن. مثله نیاز به ارامش.
که بازم ارامش به هنجار های مردم بستگی داره. پس حتی نیاز های اساسی و ذاتی هم میتونن متفاوت باشن.
حالا تو این بین. چه ارزش ثابتی که پایه گذار یه سبک هست میتونه بدون تغییر و تجدید نظر تا مدت زیادی پاسخگو باشه.
معماری برای مردمه. برای ارزشهای مردم. برای چیزی که اونا میخوان.
مردم هم در حاله تغییرن.
شاید بعضیا فک میکنن که وظیفه ی هنرمند یا معمار حفظ فرهنگ و ارزشه. و اجازه نده مردم از اصالت فاصله بگیرن
ولی فک میکنم این یه رویاست.
چون مردم از هرچیزی تاثیر میگیرن. و این مثله اینه یه درخت به اسم معماری بخواد جلوی یه سیلو بگیره
حالا این تغییر اونقدرا هم که من میگم سریع نیست. ولی وجود داره
و چه خوبه که این تغییر تعاملی بین مردم و معماری باشه
نه تحمیلی از مردم به معماری یا برعکس

