حدس زدم که پیامامو نمیبینی .
من خیلی خوابم میومد . وبلاگمو آپ کردم . اومدم بخوابم که گفتم یه سر بزنم یاهو .
این همستر هم ولو شده بود تو خونه . خوب بود مامان ندید وگرنه حسابی داد و بیداد میکرد . یه ساعتی توی خونه چرخ زد تا اومد پیشم
منم گذاشتم تو اتاقم بمونه . در رو از روش بستم . دیدم پیامامو نمیبینی ، رفتم جلوی تلویزیون لم دادم . دیگه خوابم برد . تلویزیون رو هم خاموش نکردم . کریس هم زیر موکت کنار در خوابیده بود . خوب بود له نشد
