سلام جقله ی خیلی جقل..خوبی بچه؟؟آخه تودرس نمیخونی باید بندازی گردن من؟هان هان؟؟خب بابا میشستی روزهای قبلش قشنگ میخوندی که اینجوری نشه..البت حمید من همیشه معتقدم تا نمره تنیومده نباید نظری در مورد چگونگیدادن امتحانت بگی...یهو دیدی استاد حال کردبهت نمره بالا داد!میشه دیگه!!..آهان.. نه..چیز.یادم رفتهبود تویی...چیز...نمیشه!!..عمرا استادبا کسی مثل تو حال کنه بهت نمره بالا بده..:دی
سلام..تقریبا خوبم...مچ دستم یه خورده درد میکنه..ولی فکرنکنم در اون حدمیخواستی حالم روبدونی..به هرحال..بابا حمیدبه استادت بگی رفته بودید نمایشگاه کتاب بی خیال میشه ها..خیی بهتون گیر نمیده..از من بشنو!من به محمدحسین چی کار دارم..دارم با توصحبت میکنم
ذكر خدا
(وصيت نامه افضل الدين محمد تبريزي)
اي فرزند، بايد كه هميشه زبانت در ذكر خدا باشد و دلت در فكر آخرت و خاتمت كار و اذكار معين كني و ملازمت نمايي بدانها
همچنانكه نفس بي قوت و غذا نتواند به سر بردن، البته هر روز جوياي آب و نان باشد؛ جان را نيز قوتي است همچو علم و عمل، اگر از وي بازگيري وي را در هلاك اندازي؛ و بدان كه هر ذكري را جداگانه فضيلتي است و هر وقتي را منزلتي.
آن ذكر و آن وقت همچو صيدند و تو صياد، زنهار چنان كن كه پيوسته دام گذاشته باشي، نتوان دانست، گاه باشد كه تو دام را براي عصفور نهاده باشي، ناگاه شاهباز سفيدي در دام افتد كه لايق دست پادشاه باشد و به سبب آن تو مقرب پادشاه گردي.
من این دوتا آخری رو که گفتی نمدونم چی به چیه
خیلی وقته بازی نکردم، ولی یه سوال
تو چرا انقد بازیای دست و پا شکسته بازی میکنی ؟ بابا برو پروفشنال بازی کن :دی