حدود یه هفته پیش محسن بهم گفت که سایه سرما خورده ازش خبر داری؟نمیدونستم که سرما خورده بهش مسج دادم حالشو بپرسم
گفت من الان بیمارستان هستم امیر علی چند روزه افتاده رو اسهال و استفراغ الان یه هفته ای میشه که سایه بیزبون بیمارستان گرفتار هست
گفت منم دیگه همش اینجا هستم
دیروز که مسج زدم حالشو بپرسم گفت خداروشکر امیر علی از شب قبلش دیگه حالت تهوعش قطع شده ولی سما حالا حالش بد شده شده مثل امیر علی
نمیدونم والا بگم مسموم شدن یا چیز دیگه
گفتم مواظب خودت باش گفت خودم که داغونم
گفت من الان بیمارستان هستم امیر علی چند روزه افتاده رو اسهال و استفراغ الان یه هفته ای میشه که سایه بیزبون بیمارستان گرفتار هست
گفت منم دیگه همش اینجا هستم
دیروز که مسج زدم حالشو بپرسم گفت خداروشکر امیر علی از شب قبلش دیگه حالت تهوعش قطع شده ولی سما حالا حالش بد شده شده مثل امیر علی
نمیدونم والا بگم مسموم شدن یا چیز دیگه
گفتم مواظب خودت باش گفت خودم که داغونم



ولم کن دنبالم نیا!!!! گفتم نیا!!!!!! پس کجایی؟؟؟؟؟
چرا دنبالم نمیای؟

من جای مامان توام!!!!!! تازشم من دیگه کنکورمو دادم و تا قبل از ساعت 3 مسواکمو زدم,مامان و بابامو بوس کردم و خوابیدم
.