آخه ناهار دیر خوردیم.....دیگه حس شام پختن نبود...داداشم بیاااد حالمونو میگیره
بذا بوشو برات توصیف کنم....یه چیزی تو مایه های غذای سوخته ی جزقالست..


بذا بوشو برات توصیف کنم....یه چیزی تو مایه های غذای سوخته ی جزقالست..




ولی اینطور که بوووش مییاد گشنه پولو
بهونه کنی بزنگی 110 منو از سرت وا کنی؟
خوشالم پر رووووووووووووووووووووووووووو....
انتظار دیگه ای داشتی ...

همچین دزدیدنی و ...نیستیا:دی

میزنم لهت میکنما
اینجوری میشی

خوبی