اتفاقا من از این غذاهای هول هولکی و عجله ای خیلی خوشم میاد مخصوصا نصفه شب باشه..خخخخ
همیشه با آق داداشم نصفه شبی درست میگنیم میخوریم....
مامانش صداش زد ک بره کمک برا سحری
دیشب..باور کن مامانم یهویی زد ب سرش...گفت باید برم..دیگه بابامم گفت بریم..
داداشم نبودش رفته بود تهران...قرار بود وحید بیاد پیشه ما ک تنها نباشیم بعد مامان و بابا برن...ک دیگه دیروز داشم برگشت..دیگه اونام رفتن