آره خدايي يه صفاي ديگه اي داشت... با شهرام و حامد و بهنام و وحيد و .. و و چه پاتوقي راه انداخته بوديم
عجب دفتر و دستك و تشكيلاتي داشتيم ( دودپردازان )
دلم يه جورايي برا اون روزاي تالار يه ذره شده... روزايي كه حداقل 60-70 صفحه به تايپيك اضافه ميشد
يه ويدايي بود كه چاي بيارهمريما بودن كه هميشه ضدحال قليونامون بشن
دلم برا همشون تنگ شده![]()
ویدایی کی چایی آورد...چرا مغبطه میکنید

چرا منو تو آمپاس میزارید

کمتر سبسطه کنید

......
ویدایی بزرگ شده...ببین چه اصطلاحاتی از این فیلم دودکش یادگرفته
دل منم برای اون روزا یک نقطه شده
پیداشون کنید بیاریدشون



