شبها چه تلخ می گذرد ، روزها چه بد بعد از تو لحظه ها چقَدَرسخت می رود گریه همان و بی تو نشستن همان عزیز غم بی حساب تر شده و درد بی عدد این خواجه راست گفته و من هر چه می کنم
"بد عهدی زمانه زمانم نمی دهد" سر روی دست، دست به زا نو گذشته است عمرم به دستِ«می شود این یا نمی شود؟» بس کن تو روز گار غریب و برای من از باغ آه غنچه نچین هی سبد سبد!!
سالها بعد، یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما،
آرزوی من برای خوشبختی تو،
تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت
و احساس خواهی کرد اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تری
و نخواهی دانست که چرا…
به عمد ...یا غیرعمد خدا میداند... اما من آنقدر خسته ام , آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ... حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است ... اشک میریزم... سکوت میکنم و تو ... همچنان ادامه میدهی... نفرینت هم نمی کنم ... خیالت راحــتـــــ . . .شکســـــته ها نفرین هم بکــنند ، گیرا نیســـت …! نـــفرین ، ته ِ دل می خـواهد دلِ شکســـته هـم که دیگر ســــر و ته ندارد....
خالی ام از حرف
پُرم از دلتنگی
تشویش هجرت باران
خسته ام از اندیشه ..دلگیرم از سوالات بی انتها
آلوده ام به روزمرگی
دورم از عشق
بی میلم به گفتن یا نگفتن
حنجره را رغبتی به فریاد نیست
تلخم ..مبهوتم ..دل چرکینم ..خشمناکم
از خود فرسنگها فاصله دارم ..فاصله ای که کم نمی شود
در عذابم ..در تب و تابم ..در التهابم
خسته ام ...خسته ام از تکرار ..از تکرار لبخند بی ریشه !
میان این درد تا درد بعدی ..
دل من پر از سکوت است
سکوتی که اگر نمایان شود
عالمی را به آتش می کشد
در پس پوسته ی حرفهای من
سکوتی پر معنا نهفته است
صدها جلد کتاب یک دقیقه آن است
رهایم مکن تمام تنهایی دنیا امروز با من است!!!
سکوت ، سکوت و سکوت ...
در ذهنم هیچ خاطره ای گذر نمی کند...
گویی آنها هم مرا در تنهاییم ، تنهایم گذاشته اند...
کیست که درد تنهایی مرا تجربه کرده...
کیست که مرا در این حال بفهمد...
نمیگویمت پنجه آفتابی
نمیگویمت گل همیشه بهاری
نمیگویمت با تو تنها زنده ام
یا نباشی بی تو میمیرم
دست از این اغراقها برداشته ام !
فقط یک کلام ،ساده میگویم…
” تا همیشه دوستــــــــت دارم “
در پشت پنجره
به عابری
نگاه میکردم
دسته گلی
پلاسیده را
از کودک گل فروش خریده بود
لبخند بر لب داشت
وقت
با نگاهم دنبالش کردم
دیدم
در پیش یک کوچه
دسته گل را به
دختری داد که معلوم بود
هم را دوست دارند
نمیدانم
شاید
روزی من نیز
همچین دسته گلی
از کسی بگیرم که
دوستم دارد
اما
نمیدانم
کی ان روز میرسد