من کارشناسی نا پیوسته خوندم. کاردانیم سراسری بوده. توی جفتش بودم. کارشناسیم از روی ناچاری آزاد رفتم. و ... آزاد رو ترجیحش می دم.دستت واسه کارای تحقیقاتی خیلی باز تره. توی همین دو ساله، دو تا کتاب نگارش کردم، یکیش تموم شده، یکیش در دست اتمامه!
الان شما راه خودتو پیدا کردی دوست من.همونطور که منم راه خودم پیدا کردم.اما هم دوره ای های من بجز دو سه نفر همه درس و دانشگاه رو کنار گذاشتن و رفتن دنبال کارایی که احتیاجی به تحصیلات نداره.چون با سطح علمی که دانشگاه ازاد بارشون آورده هیچ امیدی ندارن که جایی دستشون بند شه.شما هم اگه کاردانیت تو سراسری نبودی هیچ تضمینی نبود که ادامه راه رو درست بری.یکی از دوستای من عکس شما.کارشناسیش دانشگاه ازاد بود.کلی از درس هارو افتاد و معدلش افتضاح شد.اما ارشد سراسری قبول شد.الان هفت هشت تا مقاله توپ ارایه کرده و معدلش 17 شده.این پسر همونیه که تو دانشگاه ازاد اوضاعش اونطوری بود.چی باعث شده اینطور تغییر کنه؟
اهواز.اخه الانم واسه دانشگاهم میگن بومی گزینی ولی مگه اینجوری که شهر دیگه قبول نشیم؟ نه دیگه اینجوری نیست.میگن اولویت نه این که امکان قبولی تو شهرای دیگه نباشه.
این با قبولی دانشگاه فرق داره.اون موقع واسه مصاحبه ما یه عده از استان های دوری اومده بودن. چه منطقی وجود داره که داداش شما رو انداختن اهواز؟در حالی که تو استان خودش به تخصصش احتیاج دارن اما از استان های دیگه نیرو میگیرن.و اینکه چرا منو برا استان خودم خواستن اما داداش شما رو فرستادن جای دیگه؟واسم عجیبه این انتخاب ها از رو چی بوده.ضمن اینکه دانشگاه فوقش چند سال میخونی و تموم میشه.اما این بحث یه عمر زندگیه.
ولی دقت کردی چقد تغییر دادن نظر ادما سخته؟؟
اگه منظورت من هستم باید بگم نظرم عوض نشده

الان واسه ارشد طراحی فرایند تهران جنوب قبول شدم.اما نمیخوام برم.چون از دانشگاه ازاد زده شدم هرچند که این بار راهمو پیدا کردم و میدونم که باید چکار کنم
