دل من آروم نمی گیری چرابـاران کـه می بـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود
راه می افـتم ...
بـدون چـتـر ...
من بـغض می کنـم
آسمـان گـریـه
با جنون این قفس تو خو نمی گیری چرا
دل من دوباره بچگی نکن
با من و نگاه من غریبگی نکن
دل من می دونم آروم نداری
می دونم از وقتی رفت بی قراری
می دونم خسته شدی از این قفس
می دونم تنهات گذاشته همنفس
دل من بسه دیگه خوش خیالی
بزنیم به جاده بی خیالی...
بزنیم به کوه و دشت و بیستون
چی می مونه از من و تو مهربون؟
دل من زاری شده عادتمون
بیا بس کن دل من اینجا بمون...
بیا اونکه رفته تنهات می ذاره
واسه تو توی دلش جا نداره
دل من خوب می دونم هر چی بگم
تو همون عاشق قبلی... چی بگم!....