اشعار و نوشته هایِ طنز‍😀

mec1386

عضو جدید
کاربر ممتاز
خلیل جوادی_فردوسی

خلیل جوادی_فردوسی

اونـــا کــه میــمیرن مـیرن تــــو بــرزخ
قـاتـی میشـن اهــل بهشت و دوزخ
کـــار همـــــه اونجــــا بخـور بخـــوابــه
تــــا روز آخــــر ، کــه حساب کتــابــه
اونجــــــا یـــــــه سـیستم اداری داره
واســــــه خودش ســاعت کاری داره
سیـستِم اونجــــارو میگـــن عــالیــه
کـــلِّ لـــــــوازمــــش دیجـیـتــا لـیــــه
فــرشتــه ای هست کـه کارش اینه
صُب تـــاشـب اونجـا بگیـــره بشینه
کـارکـه نباشه حــوصله ش سرمیره
میشـینه بـا کــــامـپیــوتــــر ور مـیره
مـیخواس تــــوی کـامپـــیوتـر بگــرده
رف تـــو پــــروفـــایل یــه پیره مــرده
کــــامپیوتــر یکی دو دفه گف: دینگ
پـــرید توی گــزینه ی " دیپورتینگ "
فرشته هه دسپاچه شد کلیک کــــرد
کامپیوتر بدجوری جیکّ وجـیک کـــــرد
یهــــو در یـــــــه قــبر کهــنــــه وا شد
یـــــه پیــــره مـرد بـــــــا شکـوه پا شد
ازش ســـوال کـــــــردن اسـمت چیـــه
گفـت: ابــوالقــــــــــاسم فـــردوسیـــه
یکـی دوروز نشس تـــــوی یــــه میدون
دیـد نمیشه پـــا شـد اومــد تـــو تهرون
زمـین نفس کشـــید و بــرفــا آب شــد
بهـــــــار اومـد دوبـــــــاره انقــلاب شـد
هـــوای تهــــرون یــه نمه ملــس بــــود
مــزّه ی زنـــدگی حســابی گــــس بود
باز شب عــید اومــد و رختــا نـــــو شد
فصـــل شلــــوغــی و بـــدو بــدو شــد
شاعر شـــــــاهنــامه خوشحـــال شد
دستـای اون رو شـونه هاش بــال شد
بعــد هـــــــزار و چــند ســـــــال دوری
اومده بود چهـــــار شنــبه ســــــــوری
آتــیـش روشــن جـــوونهـــــارو دیـــد
اونم یه بــــار از روی آتیــــش پـــــریــد
مـــامـــورا اومـدن بهـش گیــــر دادن
چن نفـــری دور و ورش واســتــــادن
بــا حـرفاشـون کلی بهش نیــش زدن
گـــــرفــتــنــو ریشــــشو آتـیـش زدن
شاعــر شاهنـــــــــامه بـــا حــــال بــد
رفت و نشــس ریشـــشو بــــا تـیــغ زد
خـلاصــــــه، تصـمیـــم گـرف نــــو بشه
صــاحب کت شلـــــوار و پالتـــــو بشـه
رف جلـــــو مغـــــازه پشـت ویتــریـــــن
دیـد همه ی لبـــاسا هَـس مـدین چین
مـو بـه تنـش همـون دقیقه سیــخ شد
یـه خورده واستاد به لبـاســـا میخ شد
مغــــازه داره گفــت : عــزّت زیـــــــــاد
دایــی ، بــــرو کنــــار بذار بــــاد بیــــاد
بـــــا اینــکه چــرت و پـرت گفت یــــارو
شـاعـر شاهنـــــــامه رفـت اون تــــــو
بــــه قـول مــا یـه خورده پالتار خریـــــد
شــال و کـلاه و کـت و شلـوار خریــــد
دستــشـو تـــو جیب بغـل فـــرو کــــرد
اشــــرفــی قـــــــرن چهــارو رو کــــرد
شـــــاعـــر مــــــا بعد خـــــرید هنگفت
به شیوه ی خودش به اون جوون گفت:
------------------------------------
شمـا را چه رفته ست کاینسان خـُلید؟
چــــــرا جــمــلـــه ژولـــیده و بُنجـُلید؟
چــــرا سیــخ سیـخــی شــده مویتان؟
چـــــرا مــثل زنهـــاست ابـــــرویتـــان؟
تـو مردی اگــــر، چیست آن موی مِش؟
بـــرو از سیــــــاوش خجــــالت بکـــش
هــــزاران چــو تــــو لندهــــــــــور پلیـد
نیرزد بــه یک مــــــــوی گـــُرد آفــریـــد
اگــــر لشکــــر انگيـــــزد اسفنـديـــــار
دگـــر مـــــوی مِش کرده نــايد به کــار
تــورا پــــاردم گــــردد آنگـــــه عِنـــــان
همی می کنی پشـت بــــر دشمنــان
تــــویی کـــه بـــــه مـن تکّه انداخــتی
گمـــــــانم مــــــرا خــــــوب نشناختی
ابـــوالقــــــــــــاسمم بنده ، فردوسیََم
حکیـــــــــــم زبــــــان آور طــــــوسیَم
کنون زیـــــــــــر این گنبد نیـل فــــــام
همــــه مــر مـــرا می شناسند نــــام
--------------------------------------
یــــه لحظـــه بعــــدِ اون صـدای کلفت
مــــرد فروشنده بــه فــردوسی گفت:
خودت که نـــــه، میدونتــو میشناسـم
از تـــو کسی چیـــزی نگفتــه واســم
ببینمت، تــــــو شاعــری راس راسی؟
"مــــریم حیـدر زاده" رو میشنـــاسی؟
راستی یه چی بخوام، ازت بر میـــــاد؟
ترانـــــه ی رپ از کارات در میـــــاد؟
پسر خالـه م میخواد کاست جم کنــه
یه چیزایی میخواد سر هـــــــــم کنــه
میخوام بـــــراش چیــزای مشتی بگی
هفش تـا شعـر شیش و هشتی بگی
بیـــــا ، اینم یـــه کـــاغذ و یـه خودکــار
یــــه چی بگوتومایه های " شاهکــــار"
امّـــا تــورو جـــون مـــامــانت استـــــاد
چیزی نگی که گیــــر بــدن تو ارشـــاد
---------------------------------
شاعــر شاهنــــامه ســر تکـون داد
هیچّی نگف، فقــط پـــا شد راه افتـاد
دید نمیتـونـه بـــــا همــــه بجنگــــــه
هرجـــا کـــــه میره آسمـون یــه رنگه
بنـده خـــدا دلش میخواس خیلی زود
دوبــــــــاره بــــرگـرده همونجــا که بود
طفلی نشس همینجوری غصّه خورد
یه روز نوشتند ، کــه دق کـــرد و مـرد
 

ALUK

عضو جدید
یک شعر آلوده

یک شعر آلوده

تقديم به دوستاني كه در تهران زندگي مي كنند:

در این دیار سربی ، یک استکان، هوا نیست
درد و غم و مرض هست، یک جرعه ی دوا نیست​

معشوقه های این شهر بر چهره، ماسک دارند،
احوال عاشقان نیز، چندی ست روبِرا نیست​

فرهاد آسم دارد ، خسرو، سیاه سرفه
هیچ آدمی به فکرِ شیرین بینوا نیست​

"اطفال و سالمندان" در خانه ها اسیرند
ویران شود هر آنجا ، غوغای بچه ها نیست​

تاوان دیدن تو ، سنگین تر از جریمه ست
من زوجم و تو فردی ، این شهر جای ما نیست​
 

mec1386

عضو جدید
کاربر ممتاز
خدایا تو دانی ؛ علیلم ؛ علیل

به نزد زنم من ؛ ذلیلم ؛ ذلیل

خدایا تو دانی كه درمانده ام

ندارم توانی قلیل است قلیل

خدایا كمك كن كه من از زنم

ننوشم كتك با سر و دسته بیل

همه می غلافند به بیرون ز من

به محضیكه دستی كشم بر سبیل

ولیكن به خانه شوم موشِ موش

ز ترس زنم تا نگردد زگیل

چو قاطر كنم كار در هنگام روز

به شب پختن و شستن و این قبیل

ندارم زمردانگی بو و رنگ

كجا رفته پس غیرت و آن سبیل

اگر از قضا قصد جنگل كنم

تشر میخورم با كمی داد و قیل

اگر من زیاران كنم دعوتی

چنان میخورم تا شوم بد شكیل

خدایا چه كردم كه در این جهان

شدم زن ذلیلی چنین بی بدیل

خدایا كمك كن ز این ماندگی

رها شم خدایا : حتی قلیل
 

daryanian

عضو جدید
کاربر ممتاز
اونایی که با مادر زنشون خوبن بیان!!!!

اونایی که با مادر زنشون خوبن بیان!!!!

داماد ما قهر است با مامانم اینها
مدت: دوسال ، علت : دخالت های بی جا
مامان ما اهل دخا لت نیست اصلا ً
ور می زند دامادمان این اصغر آقا
ویروس مادر زن ستیزی دارد ایشان
بیماریی مسری، شبیه آنفولانزا
مامان ما خیلی ردیف و با کلاس است
با نطق هایی واقعاً بسیار شیوا
قند تمام اهل خانه رفته بالا
زیرا که شیرین است حرفش چون مربا
نیش و کنایاتش همه از روی عشق است
دارد صفایی در بیان طعنه حتی
می گوید او از روی دلسوزی، نه چیزی
هر نطق و هر فرمایش و هرایده ای را
ایشان به عنوان مثا ل ، آن هم مود ب
می گوید:«ای داماد بی سود و مزایا


کاشانه ات مانند سمساری است ، ای وای
این چیزهای کهنه آخر چیست اینجا
پاشو برو یک توک پا تا مبل سازی
قسطی بخر یک دست مبل شیک و زیبا ماشین تو چیزی به غیر از یک لگن نیست
باید که باشی در نخ یک ماکسیما
آپارتمانت هم که مثل لانه مرغ است
پس زودتر تبدیل کن آن را به ویلا
هرچند داری کار و باری در اداره
در فکر شغل دومی هم باش اما
چون مرد بی پول از نگاه خانواده
فرقی ندارد با مترسک های صحرا
خیر و صلاحت را فقط می خواهم ای مرد
من نیستم اهل دخالت های بی جا»
حالا قضاوت با شما اینها فضولی است
داماد تا این حد نمک نشناس آیا
 

daryanian

عضو جدید
کاربر ممتاز
اهل تهرانم(طهرانم):

اهل تهرانم(طهرانم):

اهل طهرانم


اهل طهرانم من
روزگارم عالی
سور و ساطم جور است
وانتی دارم که
زرت آن قمصور است
خانه ام زیر زمین
سوسکهایش خوشگل
موشهایش باحال
لوله ها پوسیده
همه چیز اورجینال
پسرانم همه خوب
همه در راس امور
این یکی اهل هنر
می نوازد وافور
آن یکی پنهانی
می فروش پاسور

سومی نان خشکی است
چرخ توپی دارد
قبل از این با موتورش
در ونک، کیف ربایی می کرد
چارمی از پاییز
می خورد آب خنک در زندان
سی دی غیر مجاز
پخش می کرد ایشان
دخترانم دم بخت
نه ببخشید، همه سن بالا
پرشده خانه م از رایحه ی ترشیجات
بخت آن یک شد وا
رفت وبعد از یک سال
با دوتا بچه به پیشم برگشت
خورد با مشت و لگد
کتکی کامل و مشت

شوهرش،شرّخر مشهوری بود
سه زن صیغه ای و عقدی داشت
می شناسید ، اسی خرکش را؟
آدم بیخود و ناجوری بود
همسرم هم دیروز
از خوشی دق کرده است
طفلکی راحت شد
هیکل گنده منهم ای کاش
در همین هفته به او می پیوست
 

arad23

عضو جدید
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند سر فرد کچلی را فر شش ماهه زدند
 

m-matilda

عضو جدید
سلام دوست عزیز. واقعیتش اینی که نوشتی توی خیلی جاها جواب نمیده.همه انسانیم ولی همه که آدم نیستیم هستیم؟ ولی انی که نوشتی درخت باش به رغم تبرها این خوبه.راستی من معماری میخونم. شما که ادبیات میخونین هر چند گاهی شعرهایی رو روانه کن
 

maryam_22

عضو جدید
کاربر ممتاز
دکترای ادبیات


مادر که مرا می بیند
مریض می شود

بابا عجب غلطی کردیم که دکتر شدیم
به من چه که گربه ریغو شمعدانی را شکسته
به من چه که کبری خانم هر روز سفره ی ختم انعام دارد

دکتر مرا که می بیند
شاعر می شود

بابا عجب غلطی کردیم مریض شدیم
به من چه که تو تب ! شعرداری ...

اکبر اکسیر
[FONT=&quot]
[/FONT]
 

mec1386

عضو جدید
کاربر ممتاز
<H1>آفرین ، به به ،هلو یعنی همین

طنز




بعد از افطاری ،همین یکشنبه شب
رفته بودم منزل مشتی رجب
در حدود هشت یا نه هفته بود
همسرش از دار دنیا رفته بود
تسلیت گفتم که غمخواری کنم
این مصیبت دیده را یاری کنم
رفت و ظرفی میوه آورد آن عزیز
با ادب بگذاشت آن را روی میز
در همین هنگام آمد خا له اش
خاله ی هشتاد یا صد ساله اش
او زبان بر حرف و بر صحبت گشود
من حواسم پیش ظرف میوه بود
در میان حرف او گفتم چنین
آفرین ، به به ،هلو یعنی همین
ناگهان آن پیرزن از جا پرید
از ته دل جیغ ناجوری کشید
داد زد الاف بودن تا به کی
هی به فکر داف بودن تا به کی
یک کم آدم باش این هیزی بس است
داستان گربه و دیزی بس است
مردکِ کم جنبه ی بی چشم و رو
تو غلط کردی به من گفتی هلو

</H1>
 

maryam_22

عضو جدید
کاربر ممتاز
دكتربازي


خاک ایران یکسر از دکتر پر است
هرکه دکتر نیست نانش آجر است
ملک ایران سرزمین دکتران
این‌قدر دکتر نباشد در جهان
شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دکتر
کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دکتر
عابران هر خیابان دکترند
دانه‌های برف و باران دکترند
هم وزیران هم مدیران دکترند
بیشتر از نصف ایران دکترند
هرکه پستی دارد اینجا دکتر است
دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است
هرکه شد محبوب از ما بهتران
هرکه شد منصوب بالا دکتر است
هرکه رد شد از در دانشکده
یا گرفته دکتری، یا دکتر است
شعر نو مدیون دکترها بوَد
تو ندانستی که نیما دکتر است؟
شاعر تیتراژهامان دکتر است
مجری اخبار سیما دکتر است
آن‌که مثل آفتاب نیمه‌شب
سر زد از صندوق آرا دکتر است
شاد باش ای دکتر آرای ما
دکترای جمله دانش‌های ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
دکترایت نخوت و ناموس ما
در جهانی که پر است از نابغه
دکتری چندان ندارد سابقه
بی‌سبب افسرده‌ای، غم می‌خوری
سرزمین ماست مهد دکتری
خط‌مان وقتی شبیه میخ بود
ای‌بسا دکتر در آن تاریخ بود
این‌همه آدم که در عالم نبود
آدمی کم بود و دکتر کم نبود
من نگویم، شاعران فرموده‌اند
رخش و رستم هردو دکتر بوده‌اند
گرچه باشد قصه‌ها پشت سرش
دکتری دارند ملا و خرش
شاعران از رودکی تا عنصری
بی‌گمان دارند هریک دکتری
شعله‌های عشق چون گر می‌گرفت
آتشی در خیل دکتر می‌گرفت
عشق با دکتر نظامی قصه‌گو
عشق با دکتر سنایی رازجو
عارف شوریده دکتر مولوی
نام پایان‌نامه او مثنوی
حافظ و سعدی و خواجو دکترند
سروقدان لب جو دکترند
وحشی و اهلی و صائب دکترند
تاجر و دهقان و کاسب دکترند
عالمان را خود حدیثی دیگر است
حجت‌الاسلام دکتر بهتر است
بحث‌های جعل مدرک نان‌بری‌ست
بهترین سرگرمی ما دکتری‌ست
عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند
عده‌ای سرگرم دکتر‌بازی‌اند
 

maryam_22

عضو جدید
کاربر ممتاز
سحرگاهان به قصد روزه داری // شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره ای الوان گشودند // به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته // سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم // کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر // درون معده ام با اندکی سیر

وختم حمله ام با یک دو آروغ // بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو // به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم // برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت // نمودم صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا // کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم // زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد // نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم // به خود سازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم // به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت // به خود سازی ولیکن کردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید // بده توش و توانی را به« جاوید»

که گیرد سالیان سال روزه // اگرچه او شود از دم رفوزه
 

tomas.edison

عضو جدید
شاعر : حسام الدین مقامی کیا

شاعر : حسام الدین مقامی کیا


بیا بریم تجمعات حال کنیم
کاری نداری بیا اخلال کنیم

ابی و کامبیز و فری هم میان
اهل محل اونوری هم میان

قول شرف داده بیاد سهیلا
شیش هفت ماهه ندیدمش تا حالا

ترقه با خودت بیار سه چار تا
بپرونیم جلوی پای بیتا

چند تا شعار دارم هنوز فتیره
بیا بریم بگیم بینیم میگیره

بلکه کشید کار به تحصن بیا
یه جوری امروز راتو کج کن بیا

قراره جمعیت رو ادغام کنیم
شاید بساط جور شه دیریمدام کنیم

بساط گرگم به هوا هم به راس
پلیسه از چپ میدوه ما از راس

وقتی که اسمی از گروه فشاره
قایم باشک هم دیگه برقراره

دیروز واسه نازی قپی اومدم
که یک چماق به دست رو شخصا زدم

هر جا میشه صحبت وضع دیشب
باد رو ولش میدم به زیر غبغب

از این کارا همین چیزاش میمونه
اینکه بفهمن ماها بارمونه

از اونجا که طالب این نکاتم
عاشق روزای تجمعاتم


 

setareh71

عضو جدید
لغت نامه طنز

لغت نامه طنز

جدول :;دول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند
Saturday : روز جهانی ساطور
Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه
کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟
سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند
وانت : اینترنت آزاد و بدون *****
Category: این گربه کدوم گوریه؟
Morphine: باید بیشتر فین کنی
Keyboard: چه كسي برنده شد؟
MissCall: دختر نا بالغ را گویند
Freezer: حرف مفت
Already: گند زدی به همش رفت !
نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده
کته ماست : آن گربه مال ماست
مشروبات : روبات مشهد رفته
نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند
کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد
چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد
کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد
جاسبی : فقط باش
مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند
سوغاتی : بسیار عصبانی
عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر
پدافند : پس گفتی دافن؟
مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام
کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد
کامران : راننده کامیون
مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند
روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند
پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد
Superman : مرد بقال !
کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است
شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است!
بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌
پسمانده : پ نه پ رفته!
Diamond Ring : داییمون زنگ زد
مناجات : انواع و اقسام مونا
کره حیوانی : بیچاره ناشنواست
انبر : داروی برطرف کننده اسهال!
کلکته : بین گربه ها کل افتاده
خاموش : موش نپخته
شیاف : او خاموشه (She Off)
مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید
دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده
واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است
چاقو ضامن دار : در شیراز، به شخص فربه‌ای که یکی‌ از اهالی محل ضمانتش را کند گویند
جنسیتی : شهر ارواح
گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش!
مکار : کسی که تخصص اپل دارد
 

ninas20

عضو جدید
شعر طنز فیس بوک


ای پیج تو بهترین سر آغاز

بی "وی پی ان" فیس بوک کی کنم باز؟



ای پست تو مونس روانم

جز "لایک" تو نیست در توانم



هم پست های نانموده دانی

هم "کامنت" نا نوشته خوانی



از این انتظار رهاییم ده

با "لایک" خود آشناییی ام ده...!!!
 

mehryas

عضو جدید
کاربر ممتاز
شعر خنده دار و طنز تجدید فراش

شعر خنده دار و طنز تجدید فراش

همسرم می گفت بد جوری هراسانم همش
در آ یینه بین و فال و فنجانم همش


حال و روزم از لحاظ روحی اصلا خوب نیست
هیچ می پرسی چرا در پای قلیانم همش؟


صبح، بی بی گل برایم یک خبر آورده بود
ازهمین رو با تاسف ، کلّه جنبانم همش


عاقبت تصویب شد قانون تجدید فراش
دارم احساس بدی، غمگین و نالانم همش



مثل سیر و سرکه می جوشد دلم ، دلواپسم
چونکه با اسم هوو می لرزد این جانم همش
همسر خوبی نبودم ، می پذیرم کاملا
خاطرت آسوده باشد فکر جبرانم همش



مُرد دیگر آن زن خود خواه لوس بی ادب
بعد از این یک خانم خوش خلق و مامانم همش


بوده ام ولخرج تا امروز اما بعد از این
در — کفش و لباس و کیف ارزانم همش


هرچه می خواهی برایت می پزم عالی جناب
قرمه سبزی یافسنجان ؟تحت فرمانم همش


جای کافی شاپ و استخر و سونا و سینما
بیشتر پیش شما در خانه می مانم همش


جیغ هایم ، نعره هایم ،اخم هایم را ببخش
یک مریضی بود و فعلا تحت درمانم همش


نیستی آش دهن سوزی ولی با این همه
بی شما حس می کنم در سطر پایانم همش


گفتم ای یارم، نگارم، همسرم اصلا نترس
کاسبی ها راکد و در اوج بحرانم همش




بنده فکر پاس چک هامم نه تجدید فراش
هیچ می پرسی چرا سر در گریبانم همش
http://www.iran-forum.ir/out.php?url=http://m0ri.com/
ازدواج این روزها آن هم مجدد، ساده نیست

 

مرتضی ساعی

کاربر فعال دفاع مقدس
کاربر ممتاز
یه شعر برای شاعر های کامپیوتر (طنز و حقیقت)

یه شعر برای شاعر های کامپیوتر (طنز و حقیقت)

و یه شعر واسه ی شاعر های کامپیوتر .....!!!!.....


ای خدا hard دلم format نما
از فریب ناکسان راحت نما

جمله ویروسند این مردان دون
استعیذالله مما یفترون

Fileعشقت را copy کن در دلم
Del tree کن شاخه های باطلم

Jumperروح خلایق set نما
گامهاشان در رهت ثابت نما

گر ز انفاست دلی scan شود
از شرور دیو و دد ایمن شود

بهر روی زر سیمین تن فرست
بهر دلهای پر آتش fan فرست

ای خدا file عذابت run مکن
با ضعیفان هیچ جز احسان مکن

از همان صبحی که اول گل دمید
بی نیاز از cad خدایش آفرید

کارگاه آفرینش cad نداشت
Ram نبود و mouse ها هم pad نداشت

عشق گل حق در دل بلبل نهاد
بر شقایق داغ چون label نهاد

سیستم عشقش مبری از error
گوهر مهرش در سینه همچو در

عشق نرم افزار راه انداز ماست
عشق password وصال کبریاست

خالی از عشق و محبت دل مباد
بی صفا چون آی سی Intel مباد

بهتر آن باشد سرودن ول کنم

زین تن خاکی دمی dos shell کنم


((موفق باشید))​
 

میلادزیرک

عضو جدید
گفتگوی کفن با مُرده

گفتگوی کفن با مُرده

آهای حاجی پاشو چه وقت خوابه

پاشو دیگه وقت حساب کتابه

هو، نگو این کیه که آزار داره

پاشو ببین کفن با هات کار داره!

چه هیکلی زدی به هم، آفرین

چش نخوری، قد و برم آفرین
بی‏خودی زور نزن دیگه تو مُردی

چن ساعتی می‏شه که جون سپردی
حالا دیگه وقت حساب کتابه

داد نزنی مُرده ی زیری خوابه

مُرده‏ی زیری آدمی خلافه
تیزی باهاش دَفنه تو غلافه
قاط بزنه تیزی رو وَر می‏داره

می‏زنه و بابا تو در میاره
یادت میاد چه روزگاری داشتی

چه اسکناسا که روهم می‏ذاشتی؟
هی اسکناس می‏ذاشتی رو اسکناس
اونم با پول رشوه و اختلاس
می‏گفتی یک وعده غذا کافیه

صرف غذا باعث علافیه!


گفت و گوی کفن با مرده(طنز)

می‏گفتی یک آدم با کیاست

باید کُنه تو زندگی قناعت

لباس ده سال پیشت تنت بود

هم تن تو هم تن اون زنت بود

بعد شعار ضد صهونیستی

سر می‏دادی شعار ساده زیستی!

می‏گفتی آدمی که ساده زیسته

نمره زندگیش همیشه بیسته

لباس وصله‏دار تنت می‏کردی

هزار تا نفرین به زنت می‏کردی

می‏گفتی روسری برات خریدم

نمی‏دونی چه زحمتی کشیدم

فقط یادت باشه به هر بهونه

باید هف هش سالی سرت بمونه

عروسی و عزا سرت کن خانوم

خلاصه هر کجا سرت کن خانوم

زیاد نشورش یهو رنگش می‏ره

رنگ گل سرخ و قشنگش می‏ره

هَف هَش سالی با روسریت صفا کن

تو این هف هش سال حاجیتو دعا کن


گفت و گوی کفن با مرده(طنز)



الگوی مصرف که نداشتی حاجی

هر چی که داشتی جا گذاشتی حاجی

خیال نکن دنیا هنوز همونه

پشت سرت نفرین این و اونه

تو شیشه کردی خون هر فقیرو

چقد بیچوندی مردم اسیرو
خیال نمی‏کردی یه ذره هیچم
یروز منم دور تنت بپیچم!
مصرف کارای بدت زیاد بود
خیلی کارات قابل انتقاد بود
یادت میاد همسایه‏تون نون نداشت

حتی پول دوا و درمون نداشت؟
یادت میاد گفتی به من چه ول کن
این آدما رو زنده زنده گِل کن؟
ببین همون همسایه صبورت

خاک داره با بیل می ریزه تو گورت!

یکی نبود بهت بگه که بسه

خدا همیشه جای حق نشسته؟

یادت نبود فشار قبری هم هس

خورشید حقی پشت ابری هم هس؟


گفت و گوی کفن با مرده(طنز)

هیچکی بهت نگفت فلانی مُرده؟

ن*** و منکر به گوشت نخورده؟

ن*** و منکر دوتا بی‏گناهن

پیام دادن دارن میان، تو راهن!

اهل مزاح و رشوه خواری نیستن

اونجوری که تو دوس داری نیستن

تو مَرد نیستی تو شبیه مَردی

چرا که اصلاً کار خوب نکردی

کاری که اینجا دستتو بگیره

البته این حرفا واسه تو دیره!

اونقدِ حرص مال دنیا خوردی

تا آخرش سکته زدی و مُردی

کاش واسه پول دلت پُر از غم نبود

مصرف انسانیتت کم نبود​

 

3ctor

عضو جدید
کاربر ممتاز
خدا سربازیتون رو بخیر کنه(سربازا از دست ندن)

خدا سربازیتون رو بخیر کنه(سربازا از دست ندن)

شعر طنزی از علی اصغر شیری:

خدمت شبیه یک درد اصلاً دوا ندارد
باید معاف باشی، چون او که پا ندارد

وقتی که قورمه سبزی بوی چمن گرفته
سرباز یا مریض است یا اشتها ندارد


وقتی غذا ندارد طعمی به غیرِ کافور
یک لحظه خواب شیرین گردان ما ندارد


از بسکه توی پوتین پاها مچاله گشته
سرباز احتیاجی به سنگ پا ندارد

آن کادر کل گردان بد نیست، افتضاح است
فرمان ایست، از نو... اصلاً صدا ندارد

از بس به دور پرچم سربازها دویدند
حمام و دستشویی امروز جا ندارد

در دستشوییِ هنگ سرهنگ مار دیدهست
گفتم: که من میترسم، گفتا: بیا، ندارد

گفتم: جناب سروان، آخر چرا؟ چگونه؟
با یک لگد به من گفت: ارتش چرا ندارد

:w15::w15::w15::w15::w15::w15::w15:
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[h=2]اهل پولستانم![/h]
اهل پولستانم!


روزگارم بد نیست


پیشه ام حرّافیست!


درنمازم جریان دارد پول!


من به هنگام نماز


به«پری»یاکه«زری»


سخت می اندیشم!


صاحب یک کُت واماند ه و کلی ریشم!


شاه دزدم من و در بنگاهم


دزدهای عوضی


لنگ می اندازند!


من فقط چند زمین،خانه و یک شرکت و یک راس« پرادو»دارم!


رفقایم همگی


در ونک،شهرک غرب و گیشا


بُرج ها می سازند!


مردمان دِهِ من


محوِ فوّار ه ی هوشم هستند!


که من ِکودن ِ بی خاصیت و سخت خرفت


از چه را ه اینهمه دارایی را


طی ّيك سال به دست آوردم؟!


لیک من


در جواب همگی


دهنم می بندم


وبه ریش همگی می خندم!


چونکه کودن همه ی آنهایند!!
 

n30e

عضو جدید
طنز شعر بنی آدم اعضای یکدیگرند

طنز شعر بنی آدم اعضای یکدیگرند


بنی آدم اعضای یکدیگرند
که برخی از آن‌ها به باقی سرندکمی از پزشکان از آن دسته اند
که بر کسب قدرت کمر بسته اندچو عضوی به درد آورد روزگار
در آرند از روزگارش دمارپس از حال و احوال با دردمند
رقم های بالا طلب می کنندمریضی اگر سرفه بنمود سخت
به تجویز ایشان ضروری‌ست تختبخوابد شبی توی دارالشفا
دو میلیون بسُلفد برای دوابه سر کیسه کردن شدند اوستاد
بدا آن‌که کارش به ایشان فتاداگر مشکلی بود حل می کنند
به هر نحو باشد عمل می کنندوگر مشکلی حل شود با دوا
عمل می کنندش در آن راستابه قدری بیاید به اعضا فشار
که عضو دگر را نماند قرارشود مستمند او به انواع وام
به پایان رسید این سخن، والسلاملذا، ای مدیرعامل بانک ما!
سر کیسة وام را شل نمااگر شل نکردی سرش را کمی
نشاید که نامت نهند آدمیمحسن اشتیاقی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم!

چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم!



زشت است اینکه گیر سر از چین بیاوریم
کبریت‌های بی‌خطر از چین بیاوریم

آورده‌ایم هر چه شما فکر می‌کنید
چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هر چند توی کشور ایران زیاد هست
ما می‌رویم گور خر از چین بیاوریم

آورده‌ایم ما نمک از ساحل غنا
پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می‌زنند و عسل هم نمی‌دهند
زنبورهای کارگر از چین بیاوریم؟

خواننده‌ها چه قدر زمخت‌اند و بدصدا
من هم موافقم قمر از چین بیاوریم

حالا که خوشگلان همه رقاص گشته‌اند
پس واجب‌ است شافنر از چین بیاوریم

خشکیده است، پس بدهیمش به روسیه
دریای خوشگل خزر از چین بیاوریم

تا آن که جمعیت دو برابر شود سریع
باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بُزان پای کوفتن
ما می‌رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند
باید گدا و در به در از چین بیاوریم

گویند سر عشق مگویید و مشنوید
ما می‌رویم لال و کر از چین بیاوریم
 

مهندکس

عضو جدید
کودک روانه از پی بود نق نق کنان که "من،پسته"
"پول از کجا بیاورم من؟"زن ناله کرد آهسته
کودک دوید در "دکان" پایی فشرد و عری زد
گوشش گرفتدکاندار، کو صاحبت؟زبان بسته
مادر کشید دستش را..."دیدی که آبرومان رفت":crying2:
کودک سری تکان میداد دانسته یا ندانسته
"یک سیر پسته صد تومان!!!نوشابه،بستنی...سرسام!
اندیشه کرد زن با خود ؛ از رنج زندگی خسته
"دیروز گردوی تازه دیده ست و چشم پوشیده ست
هر روز چشم پوشیهاش با روز پیش پیوسته ست...:w19:
کودک روانه از پی بود...زن سوی او نگاه افکند:
با دیده ای که خشم را ، باران اشکها شسته
ناگاه جیب کودک را پر دید!!!وای!دزدیدی؟؟!!
کودک چو پسته میخندید :w40:با یک دهان پر از پسته!!!!!!!!!!!!
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]جنس چيني :[/FONT][FONT=arial,helvetica,sans-serif]بودي تو فرشته و زميني شده اي [/FONT][FONT=arial,helvetica,sans-serif] مشغول به حيله افريني شده اي[/FONT][FONT=arial,helvetica,sans-serif] [/FONT][FONT=arial,helvetica,sans-serif]قلابي و بي دوام و ارزان قيمت
[FONT=arial,helvetica,sans-serif] اي دوست مگر كه جنس چيني شده اي[/FONT]
[/FONT]
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یک شعر زیبای طنز
از سعید بیابانکی

گلنار

حاج قربان علی سلام علیک
پسر جان علی سلام علیک

نام بنده غلام می باشد
خدمتم هم تمام می باشد

رشته ام هست کارگردانی
ولی از منظر مسلمانی

چند سالی است در بلاد فرنگ
طی یک ارتباط تنگاتنگ

با اجانب شبانه محشورم
چه کنم از بلاد خود دورم

دشمنم با سکانس های لجن
مرگ بر سینمای مستهجن

راستی از دهاتمان چه خبر
از رفیقان لاتمان چه خبر

گاوها و خرانتان خوبند؟
همسر و دخترانتان خوبند

چه خبر از نگار من گلنار
لعبتی زیر چادر گلدار

یاد آن چشم های نیلی او
طعم لب های زنجفیلی او�.

اخوی ها چطور می باشند
باز هم تخم کینه می پاشند؟

عمه ها خاله ها همه خوبند
گاو و گوساله ها همه خوبند

راستی حال درد سر دارید
از سیاست شما خبر دارید ؟

از شب و شعر و شاعری چه خبر؟
راستی از جزایری چه خبر؟

نان سر سفره ها فرستادند
راستی پول نفت را دادند؟

کسی آنجا نیوز می خواند
افتخاری هنوز می خواند ؟

خادم این بار کشتی اش رابرد
حسنی کوله پشتی اش را برد ؟

رفته آیا به سمت بهبودی
حرکات سهیل محمودی !

*

درج این نکته هست قابل ذکر
نیستم بنده هیچ روشنفکر

گرچه من چارقل نمی خوانم
شاملو هم به کل نمی خوانم

شعراهل قبور هم ایضا
بوف بینا و کور هم ایضا

من مجلات زرد می خوانم
من سگ ول نگرد می خوانم

کار کی با براهنی داریم
ما که نسرین ثا منی داریم

خاتمی ماتمی مرا سننه
یا کیارستمی مرا سننه

گاه و بیگاه سینما بد نیست
اندکی حاتمی کیا بد نیست

سینمای یه قل دو قل خوب است
ایرج قادری به کل خوب است

رشته ی من زبیخ و بن الکی است
عشق من سینمای ده نمکی است

جان من حرف مفت را ول کن
فکرما باش و فکراین دل کن

چه قدر صاف و ساده اید هنوز
شوهرش که نداده اید هنوز

پس پریشب باهاش چت کردم
جان قربان علی غلط کردم

به خدا وب نداشتیم اصلا
عربی می نگاشتیم اصلا

انت فی قلبی ایها الگلنار
فقنا ربنا عذاب النار

حبک فی عروق در جریان
همه حتی الورید و الشریان

انت فی چادری شبیه هلن
فتشابه به صوفیای لورن

عشق ما هست سمعی و بصری
به خدا عین حوزه ی هنری

من هم اینجا به کار مشغولم
در پی جمع کردن پولم

رانت خواری نمی کنم اصلا
خرده کاری نمی کنم اصلا

گرچه این سرزمین پراز کفر است
به خدا آک مانده ام در بست

یادتان هست در شلوغی ها
با زنان دست داد آن آقا ؟

همه جا داشت بل بشو می شد
مملکت داشت زیر و رو می شد

گرچه این زن عزیز شد دستش
ولی آن مرد جیز شد دستش

نامه اینجا به بعد شطرنجی است
به گمانم که قا فیه گنجی است �!

*

بگذریم از دهات می گفتیم
از خر مش برات می گفتیم

راستی جان علی خرش زایید
کل حسن زن برادرش زایید؟

چه خبر از صفای گندمزار
نه ولش کن دوباره از گلنار

بنویسیم و حال و حول کنیم
وقت آن است ما قبول کنیم

مملکت زوج خوب می خواهد
زن و مردی بکوب می خواهد

دست در دست هم نهند زیاد
میهن خویش را کنند آباد

هی به همدیگر اعتماد کنند
جمعیت را فقط زیاد کنند

بعد هم با جناب عزراییل
بشتابند سوی اسراییل

همه در دست شاخ افریقا
یورش آرند سمت امریکا

هرکجا که صلاح می دانند
میخ اسلام را بکوبانند

غرض از این بیاض طولانی
دو کلام است و نیک می دانی

مادرم می رسد به خدمتتان
هم سلامی و هم زیارتتان

گفته ام حلقه ای بیارد او
سنگ بر بافه ای گذارد او

تا غلام از فرنگ برگردد
مهر گلنار بیشتر گردد

چند خطی برای من کافی است
حاج قربان زیاده عرضی نیست �.

*


اول نامه ام به نام خدا
هست قربان علی غلام خدا

جانم اینجا که نامش ایران است
کارگردان شدن که آسان است

ای جوان جعلق بیعار
رفته ای در دیار استکبار؟

با توام ای جوان دختر باز
پسر صادق سماور ساز

ازهمان ابتدا شناختمت
تو بگو از کجا شناختمت

نامه ات چون نداشت بسم الله
گفتم این هست کافری گمراه

تو اگر شاملو نمی خوانی
اسم اورا چطور می دانی

اسم اورا نبر که کافربود
تو گمان می کنی که شاعر بود

گرکه مهمان به خانه ارد او
دشنه در دیس می گذارد او

جان من میهمان حبیب خداست
تازه او اسم خانمش آیداست

توی ایران ادیب خیلی هست
مثلا مهدی سهیلی هست

آن همه شعرهای با مفهوم
نوربارد به قبر آن مرحوم

تو درآن سوی تنبلی کردی
انقلابات مخملی کردی

با توام ای جوان مسئله دار
دست از روستای ما بردار

درس پر زرق و برق می خوانی
رفته ای غرب و شرق می خوانی

تربیت رفته پاک از یادت
حاجی ام هست جد و ابادت

من همان مشتی ام و می باشم
من به زخمت نمک نمی پاشم

حیف گلنار من که با توی خر
بشود در فرنگ هم بستر

رفته ای توی " روم" نصف شبی
تازه بلغور می کنی عربی

من از این روستا اگر برهم
عربی هم به تو نشان بدهم

می فرستم تو را به رسم ادب
هدیه ی کوچکی مناسب شب

می گذارم به جعبه ای گلدار
چند صابون خوشگل گلنار

هیچ جایت نمی زند شوره
هست این هدیه چند منظوره

راستی دختر چو دسته گلم
تر گل و ورگل و تپل مپلم

فکر یک اب و نان بهتر کرد
رفت از این روستا و شوهر کرد !
 

sepahrad

عضو جدید
عرض ارادت به سبک لات ها !!!!!!!!!!!!!!!!

عرض ارادت به سبک لات ها !!!!!!!!!!!!!!!!

آقا ما تف، شما آبشار نياگارا
- ما بدبخت حقير، شما کوروش کبير

- ما واشر، شما ارباب حلقه ها


- ما طرح مسکن مهر، شما برج العربي


- ما مينيمم نسبي، شما ماکسيمم مطلق


- ما مداح، شما دي جي!


- آقا اصن ما قيژقيژ ديال آپ، شما امواج وايرلس


- آقا ما پرايد شما پرادو


- آقا ما باد بزن دستي شما کولر گازي نانو


- آقا ما 1100 شما iPhone 4s


- آقا ما امشب شما هزار و يک شب!!!!!!!!!!!!!


- آقا ما پت ومت شما آيکيو سان


- آقا ما بخيه, شما چفيه


- آقا ما شب تار، شما صبح اميد!


- آقا ما ورزش از نگاه دو شما برنامه نود!


- آقا ما فـــ شما فرحزاد !!


- آقا ما بتمرگ شما بفرما!


- آقا ما هي آره شما هي نه


- آقا ما شورش قبيله‌اي، شما گفتگوي تمدن‌ها


- آقا ما لکنت زبون، شما سخنگوي دولت


- آقا ما پوچ شما گل!


- آقا ما بنال بينيم با .... شما خواهش مي‌کنم بفرماييد


- آقا ما چي کوفت مي‌کني .... شما چي ميل داري عزيزم؟!


- آقا ما فلافل شما مدير عامل پخش فراورده‌هاي گوشتي


- آقا ما مخـمون تاب داره شما حيـاطـتون!


- آقا ما افتاده، شما پاس کرده


- آقا ما کولر ابي، شما کولر گازي ال جي


- آقا ما برف شما بهمن


- آقا ما چاکريم، شما نايس تو ميت يو


- آقا ما کوله پشتي، شما کوله باري از تجربه


- آقا ما "صرفا جهت اطلاع و فاقد هرگونه ارزش" شما "کپي برابر اصل- ثبت با سند برابر است"


- آقا ما بله قربان- بله قربان ...... شما خوده سلطان


- آقا ما علوم اول راهنمايي شما فيزيک انتگرال


- آقا ما تقويم جيبي شما موسسه ژئو فيزيک!


- آقا واسه شما ميگن علف بايد به دهن بزي شيرين بياد واسه ما ميگن: اين الاغ هر يونجه‌اي که جلوش باشه ميخوره!


- آقا ما سه کله پوک شما سه تفنگدار


- آقا ما کته شما بيف استروگانف


- آقا ما جرز لاي ديوار شما پتروس فداکار


- آقا ما فلافل شما هات رويال برگر با پنير و قارچ


- آقا ما بن کارگري شما بن تخفيف ديزني لند


- آقا ما سوختگي درجه ۳ شما برنزه شکلاتي


- آقا ما آب حوض شما شير موز


- آقا ما عشق و عاشقى، شما عقل و منطق ...


- آقا ما بتمرگ شما بفرما!


- آقا ما يه نقطه توي فضا شما مبدا مختصات


- شما ماهيچه ما اشکنه


- آقا ما پنج کيلومتر تا بهشت شما ۲۴


- آقا ما سيمبيان شما آندرويد


- آقا ما nokia 1100 شما vertu


- آقا ما آپارات شما يوتيوب


- آقا ما کلوب شما فيسبوک


- آقا ما جرقه شما بيگ بنگ


- آقا ما سحابي شما کهکشان


- آقا ما آهن‌ربا شما سياهچاله


- آقا ما متر شما سال نوري


- آقا ما سفير اميد شما اتلانتيس


- آقا ما منجم آماتور شما اختر فيزيک‌دان


- آقا ما تلويزيون کمدي شما سه بعدي


- آقا ما مارمولک شما تمساح


- آقا ما cd شما بلو ري


- آقا ما چوق لباسي شما توتال کر


- آقا ما چرتکه شما الجبرا


- آقا ما x=2 شما E=mc2


- آقا ما مي‌ريم اغذيه شما برين پديده


- آقا ما مستشار شما جهانگيرشاه دولو


- آقا ما ...


 

just mechanic

عضو جدید
کاربر ممتاز
شعری در مورد چت کردن خنده داره وبا مزه!!!!!!!!!!!

شعری در مورد چت کردن خنده داره وبا مزه!!!!!!!!!!!

شدم با چت اسیر و مبتلایش
شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم
تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد
ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای کمندش
کمان ِابروان ، قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست
ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من
اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هر شب به او چت می نمودم
به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام
که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم
ز فکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده
که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست
زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت
هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار
گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود
زدم از خانه بیرون اندکی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت
تو گویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا
بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا
کمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من
بشد صد خاک عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم
از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم که او نیست
دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر
نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به "جاوید"
به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرید از آن درسی به عبرت
سرانجامی نـدارد قصه ی چت
.......
 

شقایق رییسی

عضو جدید
خیلی دوستت داشتم خربودی نفهمیدی, خرشدم مثل خودت تابفهمی بازم نفهمیدی, حالا نمیدونم فهمیدی وخودتو زدی به نفهمی یا اینکه واقعا مثل خر نفهمیدی,

به هرحال ما که همه جوره خرت شدیم, ولی حیف....چه فایده؟؟؟ تو آدم نشدی بفهمی........

یادت بخیر......
 

wwwparvane

عضو جدید
کاربر ممتاز
دروغهاي پسران به دختران (طنز

دروغهاي پسران به دختران (طنز

دروغهاي پسران به دختران (طنز)



دروغ هاي متداول برخي پسران به دختران همراه با معاني آنها(طنز)



دروغ: بعدا" باهات تماس مي گيرم



معني: ديگه هيچ وقت منو نمي بيني




دروغ: تو قسمتي از وجود مني- نمي دوني تا چه اندازه دوستت دارم



معني: تو براي من به اندازه کافي زيبا، باهوش و پولدار نيستي ميزارمت کنار




دروغ: اون دختر هيچ تيريپي با من نداره - ما فقط دوست معمولي هستيم



معني: عاشقشم




دروغ: آخر اين هفته با دوستام داريم ميريم کوه



معني: داريم ميريم دختر بازي.




دروغ: مي توني 5 هزار تومن بهم قرض بدي؟ تا آخر هفته بهت برميگردونم



معني: پولتو ببوس و باهاش خداحافظي کن.



اين هم شايد بزرگترين دروغي باشد که تا بحال گفته شده:



دروغ: قول ميدم تا زمانيکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداري کنم



معني: ازت ميخوام لباسامو بشوري، خونمو تميز کني، غذا برام بپزي، وقتي مريض ميشم ازم پرستاري کني، از بچه هام مراقبت کني، به دوستام و خانوادم سرويس بدي . هر وقت بخوام ميرم با دوستام و دختراي ديگه گردش، هيچوقت پول بهت نمي دم و هيچ کلمه خوشحال کننده اي بهت نخواهم گفت و هيچ کاري که براي تو جالب باشه انجام نخواهم داد!

 

Similar threads

بالا