خودتو با یه شعر وصف کن...!

MOΣIN

عضو جدید
کاربر ممتاز
عزم ديدار تو دارد جان بر لب آمده...........باز گردد يا برآيد چيست فرمان شما
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
من خوبم ...خسته نیستم ... فقط

گاهی دستم به این زندگی نمی رود !!


 

Iman MM

عضو جدید
کاربر ممتاز
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اِکراه نیست


در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست


تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصهٔ شطرنج رندان را مجال شاه نیست


چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست


این چه استغناست یا رب؛ وین چه قادر حکمت است؟
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست!


صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب
کاندر این طُغرا نشان حَسبه لله نیست


هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست


بر در میخانه رفتن کار یک‌رنگان بُوَد
خودفروشان را به کویِ مِی فروشان راه نیست


هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست


بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست


حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مَشربیست
عاشق دُردی‌کِش اندر بند مال و جاه نیست
 

**زهره**

عضو جدید
کاربر ممتاز
شاید این را شنیده ای که زنان
در دل "آری" و "نه" به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
راز دار و خموش و مکارند
-
آه من هم زنم ، زنی که دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال
 

student.sh86

عضو جدید
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این ها به زکاتم دادند............................. :دی
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را

حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم

سیلاب مرا برده و از من خبری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست !!
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
آرامتر تكانش دهید...
مرگ مغزی شده...
باید زودتر دفن شود...
چیزی برای اهدا هم ندارد...
احساسم است !
تا همین دیروز زنده بود
خودم دیدم ،
كسی لهش كرد و رفت..!
 

yalda.2008

عضو جدید
کاربر ممتاز
دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من(مارگوت بیكل)

 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
اين که نامش زندگی است، من را کشت. . .
مانده ام!

آنکه نامش مرگ است با من چه ميکند!.
 

sahar tala

عضو جدید
بي تو و اسمت عزيزم اينجا خيلي سوت و كوره

ولي خوب عيبي نداره دل من خيلي صبوره...صبـــــــــــوره
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
دور بریز خاطره های کسی که تو را دور زده است !!!!! من حالم خوب است ..
فقط کمی گذشته ام درد می کند ....



 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز
ببین هنوز کودکی که ناشیانه باقلم گل ودرخت وباغ را به اشتباه می کشی
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
این روزها
تو نیستی و من مدام
برای خودم چای می ریزم.


 

naghmeh raha

عضو جدید
کاربر ممتاز
من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد ، آرام ، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.


فروغ فرخزاد...
 
آخرین ویرایش:

yalda.2008

عضو جدید
کاربر ممتاز
گر بدینسان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست
گر بدینسان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود،چون کوه
یادگاری جاودانه،بر طراز بی بقای خاک

« احمد شاملو »
 

beso

اخراجی موقت
چقدر دیووونگی دارم، تمام قلبم آشوبه

تو آرومی نمی دونی، چقدر دیووونگی خوبه

تمام قصه بازی بود، تموم شد

هیچی راضی نیست

کسی که رو به روشی تو

از اینجا مرد بازی نیست
.
.
.

:biggrin:
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
میگریزی ز دستم

مثل واژه ها

در گلویم میماند

باز


دوست َت دارم ها ....
 

MOΣIN

عضو جدید
کاربر ممتاز
دنیام که به تاریکیه شبهاست
تو چشمای من اشک یه دریاست
 

noom

عضو جدید
خواستم نگذارم گیسوانت بلندتر شود
و از شانه هایت فرو ریزد
و حصار اندوهی شود بر زندگیم
اما موهایت آرزویم را در هم فرو ریخت
و همچنان بلند ماند
از تن تو خواستم تا رویای آیینه را بیدار نکند
اما گوش به حرف من نداد
وهمچنان زیبا ماند
خواستم قانع کنم عشقت را
که یک سال مرخصی
در کنار دریایی، یا بر قله کوهی
به سود هر دو ماست
اما ، عشق تو چمدان ها را بر پیاده رو کوبید
و گفت با من نمی آید !


" نزار قبالی"
 

yalda.2008

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot][/FONT]​
[FONT=&quot]خوب است که آنقدر شادی داشته باشی که دوست داشتنی باشی[/FONT][FONT=&quot]
آنقدر ورزش کنی که نیرومند باشی
آنقدر غم داشته باشی که انسان باقی بمانی
و آنقدر امید داشته باشی که شادمان باشی[/FONT]
[FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]May you have enough happiness to make you sweet
Enough trials to make you strong

[/FONT]
[FONT=&quot][/FONT]
 

naghmeh raha

عضو جدید
کاربر ممتاز
تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس، مرغی اسیرم
 

yalda.2008

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]گاهی در زندگی دلتان به قدری برای کسی تنگ می شود[/FONT][FONT=&quot]
که می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید
و آرزوهای خود در آغوش بگیرید[/FONT]
[FONT=&quot][/FONT]​
[FONT=&quot]There are moments in life when you miss someone
So much that you just want to pick them from
Your dreams and hug them for real[/FONT]
[FONT=&quot][/FONT]​
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
با امدنت فریبم دادی
یا با رفتنت؟
کاش تو را هرگز نمی دیدم
تا همیشه سراغت را
از فرشتگان می گرفتم
تا تلخ ترین شعرم را هر گز
در گوش خدا نمی خواندم
کاش تو را هرگز نمی دیدم
نه بغضی در گلویم بود
نه این دل شدگی
ونه مشتی شعر
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
خیانت دیدم وگفتم: تلافی میکنم من هم
اگر با دیگری باشم ...سبکتر میشود دردم
خیانت کردم اما تو ..زمن با طعنه پرسیدی؟؟؟
چرا با اینکه بیزاری..دچار ترس وتردیدی..
تلافی کردم ودردی فزون گردیده بر دردم
درونت از غمم خالیست..خیانت من به خود کردم
گناهت گردنم مانده چه تاوانی که پس دادم ...
چه کردم با خیالاتم نخواهی رفت از............یادم.
 

MOΣIN

عضو جدید
کاربر ممتاز
تمام عمر بستیم و شکستیم
به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
 

A R M A N

عضو جدید
خانه دل ما را از کرم، عمارت کن

پیش از آن که این خانه رو نهد به ویرانی
 

Similar threads

بالا