دل نامه یا نامه دل

وضعیت
موضوع بسته شده است.

nazila65

عضو جدید
کاربر ممتاز
دوستان دل نامه ..من ممکن کم بیام دیگه ..واسه همتون از خدا ستاره می خوام و ستاره ..خوش باشید
اما هر باری که بیام حتما به اینجا سر می زنم
 

saray_m

عضو جدید
کاربر ممتاز
حالم گرفته
یکی از اقوام اومده بود خونمون یه دختر بچه هفت ساله دارن که سرطان داره
شوکه شدم وقتی دیدمش
مو و ابو و مژه هاش ریخته بود
قبل از اینکه ببینمش اینقدر ناراحت نشدم
اینا به کنار سرطان سختی داره که دکترا میگن به شیمی درمانی هم جواب نمیده
یه دختر شیرین زبونیه
از نادرترین انواع سرطان
دکترا گفتن در بهترین بهترین حالت 5 سال میمونه
 
آخرین ویرایش:

moein_rnd

عضو جدید
حالم گرفته
یکی از اقوام اومده بود خونمون یه دختر بچه هفت ساله دارن که سرطان داره
شوکه شدم وقتی دیدمش
مو و ابو و مژه هاش ریخته بود
قبل از اینکه ببینمش اینقدر ناراحت نشدم
اینا به کنار سرطان سختی داره که دکترا میگن به شیمی درمانی هم جواب نمیده
یه دختر شیرین زبونیه
آخی...:(
قسمته کاریشم نمیشه کرد
آدم بعضی موقع چیزایی میبینه که از زندگی سیر میشه
 

moein_rnd

عضو جدید
میخوام تورو ببینم. برای آخرین بار.
بعدش واسه همیشه بگم خدا نگهدار.
باور کن ای عزیزم قصده گله ندارم.
فقط میخوام یه روز بیاده تو بیارم.
یادته اون قناری. فال گرفت برامون.
گفت که بهم میرسیم.جفته ستاره هامون.
یادت میاد میگفتی. به آرزوم رسیدم.
برای زندگیمون چه نقشه ها کشیدم.
نوشته بود تو فالت. ماله منی همیشه.
رفتی با عشق دیگه. نه باورم نمیشه.
این حرف آخره من. میخوام یادت بمونه.
فردا و فردا ها رو فقط خدا میدونه.
قسمت نبود من و تو. شریک قهوه هاشیم.
قسمته ما همین بود.از همدیگه جدا شیم.
قسمت نبود من و تو. شریک قهوه هاشیم.
قسمته ما همین بود.از همدیگه جدا شیم.
از عشقمون میمونه همین یه فاله پاره.
برو خدا به همرات این رسمه رورگاره
 

elina1362

عضو جدید
پرسید چقدر مرا دوست داری ؟
سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...
گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...
عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .
به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .
به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...
به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .
به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .
به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران * دوستت دارم * .
به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم .
به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .
به عشق دیدنت بی قرارم . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .
به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی * دوستت دارم * . . .
من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم
به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .
لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .
آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...
به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .
من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...
به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .
به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی
به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...
ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها * دوستت دارم * .
پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟
این بار او سکوت کرد .
و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...
اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...
و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست



 

Narges *

عضو جدید
با همه ی بی سرو سامانیم
باز به دنبال پریشانیم
طاقت فرسودگیم هیچ نیست
در پی ویرانه شدن آنیم
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی طوفانیم
دل خوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانیم
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانیم
ماهیه برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانیم
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانیم
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانیم...
 

negin1990

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

bahareh s

عضو جدید
کاربر ممتاز
فعلا يكي خورديم كلا ما سوراخ ميشيم چه اعتماد به نفسي دارن در مقابله برزيل رفتن
 

Narges *

عضو جدید
گرفته تر از تموم شبهای بارون زده
گرفته تر از تموم بغض های نشکسته
هوای گریه دارم
با بهونه و با دلیل . . .
 

negin1990

عضو جدید
کاربر ممتاز
همیشه از خوبی های آدما واسه خودت یه دیوار بساز و اگه بدی کردن یکی از آجرهارو بر دار... بی انصافیه اگه دیوارو خراب کنی...
 

صنم.

عضو جدید
khoda guyad : to ey zibatar az khorshide zibayam
to ey valatarin mehmane donyayam
bedan aghoshe man baz ast ,
shoro kon!yek gadam ba to, tamame gamhaye mandeash ba man...
 

صنم.

عضو جدید
خدایا کفر نمی‌گویم پریشانم چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
دکتر شریعتی
 

negin1990

عضو جدید
کاربر ممتاز
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد


پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است

 

مهندس شکوفه

عضو جدید
آخرین دیدار را تو به یادت آور
آخرین لبخند را تو به یادت آور
رقص ماهی توی حوض آب را تو به یادت آور
چرخش آن پیچک رو درخت نارون
تو به یادت آور
همه ی حرف ها را
لرزش دست ها را
ترس ریزان شدن اشک ها را
ترس ویران شدن بغض ها را
تو به یادت آور
به تو گفتم نفسم را دریاب
معنی صرز نگاهم را بشناس
گفتی هستی به بهاران سوگند
به همین پیچک خیزان سوگند
نفسم هستی؛تو نگارم هستی؛همه ی داروندارم هستی
تو نگاهت همه ی خوبی هاست
دوتا چشمات صدف پاکی هاست
در همان لحظه ماهی از آب پرید
پیچک از شاخه برید
بغض من هم ترکید
اشک چشمم غلتید
و تو رفتی
و ندیدی
و به خاطر نسپردی همه ی حرف ها را
آخرین دیدار را تو به یادت آور
چرخش آن پیچک رو درخت نارون
همه ی حرف ها را
همه ی حرف ها را
تو به یادت آور
تو به یادت آور
...................
خودم
 

moein_rnd

عضو جدید
چه احساس غریبی ، خوار بودن به یادش تا سحر ،بیدار بودن
گهی نالم ازاین رنج جدائی
نگاهم بر ره و بیمار بودن
پریشانم زین عشق جگر سوز
چنین در حسرت دیدار بودن
گهی فریاد بر ارم از ته دل
شود روزی ؟ کنار یار بودن
 

moein_rnd

عضو جدید
عاشقم و کسی مرا ياری نکرد
بهر وصل عشق من کاری نکرد
مانده ام تنها در اين دشت جنون
در دلم بنگر شده دريای خون

سينه ای دارم پر از سوز و شرر
کس نمی خواهد ز من جويد خبر

عاشقان را عاشقی بيچاره کرد
چون به سوی ناکجا آواره کرد

عشق، من را پريشان کرده است
حال من ،چون اسيران کرده است

 

negin1990

عضو جدید
کاربر ممتاز
من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور

ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
 

negin1990

عضو جدید
کاربر ممتاز
ای ساربان
ای ساربان
لیلای من کجا میبری
با بردن لیلای من
جان و دل مرا میبری
ای ساربان کجا میروی
لیلای من چرا میبری

در بستن پیمان ما تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان بر پا بود این عشق ما بماند به جا
ای ساربان کجا میروی
لیلای من چرا میبری
 

negin1990

عضو جدید
کاربر ممتاز
به یاد یاری خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی
همیشه خدایا
محبت دل ها به دل ها بماند به سان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شوند
حکایت ما جاودانه شود
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

Similar threads

بالا