یوم الحساب

forough gh

عضو جدید


_ خانم من فقط مامورم. به من گفتند بشمار، حالا هم شمردم. شما کلا 110305 رکعت دارید.​

_ ولی من همه را خواندم. نمی شه یک کاریش بکنی.​

_ دست ما نیست به خدا. ولی چشم؛ روندش می کنم به 110500. خوبه؟​

_ عجب گرفتاری شدیم. من می گم همه را خواندم. گرد نمی خواد بکنی. همان هایی که خواندم را بهم بده.​

_ عرض کردم. مبلتان چرمی بوده. یارو یافت آبادیه چرمش را از چین وارد کرده. اینها ذبح شرعی نمی کنند. چرم حک مردار را داشته و نجس بوده. شما می نشستی روش؛ حواستان نبوده دستتان عرق..​
_ من این هایی که می گی اصلا حالیم نیست. من همه اش را خواندم. یک جایی اشتباه کردی. از جام تکان نمی خورم تا درستش کنی.​
_ ببینید خانم. فیلمش هست. ما از لحظه لحظه اعمالتان فیلم گرفتیم. ببینید. ​
_ ای خدا مرگم بده. این چیه؟​
_ بگذارید رد کنم اینجاشو. خب. همین جا. ببین خانم اینجا که زوم کردم رو مبل نشستید و ..​
_ این منم؟​
_ بله خانم. این هم همون مبلیه که..​
_ چقدر چاق افتادم اینجا.​
_ چه عرض کنم؟ می توانم کمی کنتراستش رو بیشتر کنم ولی نرم افزارم قفل شکسته است، اسکیل رو عوض نمی کند.​
_ آقا میشه این عکس را برام بریزی؟ خدا از حسابرسی کمت نکنه.​
_ فلش دارید همراتون؟​
_ چه حرفی می زنی. من تازه یک ساعت پیش از قبر درآمدم. فلشم کجا بود؟ نمی شه بریزی رو سی دی.​
_ سی دی خام ندارم. بریزم ته این طوری اش نیست؟ اعمال یک بابایی است که در جنینی تلف شد. باقی سی دی خالیه.​
_ جا میشه؟​
_ آره بابا. هر سی دی جهان آخرت 7000 گیگ جا دارد و هر بیت هم 7000 گیگ دنیا است.​
_ پس قربون دستت یک موزیکی چیزی هم بریز ته اش.​
_ باشه. یک تکنوازی اسرافیل دارم، جدید. حالش رو ببر
 

Similar threads

بالا