بچه بودم یه شب گرم تابستونی مامان بابام دعوا کردن، بابام گفت: من میرم دیگه ام پامو تو اینخونه نمیذارم لعنت به من و جدوآبادم اگه برگردم، ما هم التماس که بابا کوتاه بیا، گفت نه ساک و جمع کرد رفت.
۶ صبح زنگ آیفون خونه خورد درو زدیم دیدم بابام خیس عرق اومد تو گفت اقا خیلی گرمه بمونه واسه پاییز
آقاهه زنگ زده به پشتیبانی بانک میگه: اگه من قسطهای وام ماشینم رو ندم، بانک میاد ماشین رو از من پس میگیره؟
کارمند بانک میگه: بله آقا، حتماً این کار رو میکنیم.
آقاهه میگه: غرض از مزاحمت خواستم بپرسم در مورد وام ازدواج هم همین شرایط رو دارین که بیاین پسش بگیرید؟