همین الان چکار میکنید ؟!

آیسان سهند

کاربر فعال
من دارم خونه تکونی می کنم

فرش‌های خونه رو جمع کردم، الان اومدن و بردن برای شستن، تشک خوشخواب خودمون نوئه، زنگ زدم که بیان تشک دونفره‌ی مهمان رو توی خونه بشورن.
دارم هی نگاه میکنم توی خونه که کجای کار رو دست بگیرم الان، فکر کنم پرده‌ها رو بیارم پایین و روزنامه بزنم به شیشه‌ها.
امروز اصلا جون ندارم از جام بلند بشم و کاری انجام بدم ولی مجبورم دیگه
خسته نباشی منم تو مرحله خونه تکونی هستم تقریبا تموم شده خونه تمیز باشه خودش یه تراپی هست
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
خسته نباشی منم تو مرحله خونه تکونی هستم تقریبا تموم شده خونه تمیز باشه خودش یه تراپی هست
شما هم خسته نباشی، ولی من توی مرحله‌ی اسباب‌کشی هستم.
.
منتظر نشستم تا برای شستشوی تشک بیان.
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
بعد از یه روز سخت، دراز کشیدیم اونم توی یه موقعیت خنده‌دار😁
تخت‌های خودمون و پسرم رو کلا جمع کردیم، موکت اتاق‌ پسرم رو که فروختیم، برای اتاق خودمونم جمع کردیم، الان ملحفه انداختم روی زمین، تشک خوشخواب رو هم گذاشتیم روش و خوابیدیم😂
پسرم کلی خوشش اومده، میگه دیگه تشک تختم رو اینجوری بندازین روی زمین، تختم رو نمیخوام😂
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
شاید خنده دار باشه
عروس و دوماد رفتن تهران لباس خواستگاری بخرن و من لحظه شماری میکنم برگردن ببینم چی خریدن
چرا اینطوری شدم 😁
یاد قدیمها افتادم که عروس و دوماد تا بعد از عقد همدیگه رو نمیدیدن😂😂😂
.
دارم استراحت میکنم.
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یاد قدیمها افتادم که عروس و دوماد تا بعد از عقد همدیگه رو نمیدیدن😂😂😂
.
دارم استراحت میکنم.
من شوهرم از همون شب که اومد خواستگاری دیگه دلش نمی‌خواست بره خونشون🤣🤣
من یاد همراه های عروس و دوماد افتادم میرفتن خرید مثل لشکر شکست خورده میشدن🤣
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
من شوهرم از همون شب که اومد خواستگاری دیگه دلش نمی‌خواست بره خونشون🤣🤣
من یاد همراه های عروس و دوماد افتادم میرفتن خرید مثل لشکر شکست خورده میشدن🤣
شوهر منکه از چند روز قبل از عقدمون خونه‌ی ما میخوابید😂
اولین شامی هم که خونه‌ی ما بود رو بنده‌ی خدا خودش درست کرد😂
بابا و مامانم جایی دعوت بودن و شام نبودن، من و شوهرم و برادرم خونه بودیم،برامون ماکارونی پخت،یک هفته قبل از عقدمون بود😂
.
همچنان دراز کشیدم ولی دیگه میخوام برم سر بقیه‌ی کارها.
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
یه تیکه موکت توی اتاق خواب انداختیم نشستیم روش داریم چایی میخوریم، همه‌ی مبل ها و میزها و صندلی‌ها رو سلفون پیچ کردیم،تنها جایی که میشه نشست روی همین یه تیکه موکته😁
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
زنگ زدم قالیشویی اومدن فرشها رو بردن
پرده حال و انداختم لباسشویی منتظرم تموم شه نصبش کنم
خونه تکونی میکنم
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
زنگ زدم قالیشویی اومدن فرشها رو بردن
پرده حال و انداختم لباسشویی منتظرم تموم شه نصبش کنم
خونه تکونی میکنم
خسته نباشی عزیزم😍
اونجا متری چند میگیرن برای شستن فرش‌ها؟
برای ما رو متری 37 گرفت.
.
داریم میریم یه سری خورده ریز بخریم برای خونه.
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خسته نباشی عزیزم😍
اونجا متری چند میگیرن برای شستن فرش‌ها؟
برای ما رو متری 37 گرفت.
.
داریم میریم یه سری خورده ریز بخریم برای خونه.
فدات عزیزم متری ۴۵ گفتن کناره ها رو هم ۲۰۰

آشپزخونه رو شستم منتظرم خشک بشه
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
خونه‌ی مامانم اینا هستم، میخوام کتلت درست کنم،موادش رو گذاشتم توی یخچال یکم خنک بشه،فعلا نشستم و موبایل گرفتم دستم.
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
توی ترافیک هستیم، داریم میریم خونه‌ی جدید برای نظافت، تا آخر هفته اسباب‌کشی میکنیم.
بسلامتی و دل خوش عزیزم 💖💖

قربونت عزیزم😍
.
توی ماشینیم داریم برمیگردیم بابل تا فردا صبح باز دوباره بیایم برای بقیه تمیزکاری
خسته نباشی مهدیه جون
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز

Similar threads

بالا