همین الان داری به چی فکر میکنی؟

frotan68

کاربر حرفه ای
به اینکه فکر نکنم انقدرا هم وحشتناک باشه
به اینکه من دیشب یکم حالم دگرگون بود.حس خفگی و تنگی نفس داشتم حس میکردم دنیا داره تموم میشه آسمونم یه ریز رعد و برق میزد و باد و بارون بود یه لحظه حس وحشت و تنهایی اومد سراغم که اگه الان بمیرم چه بیهوده زندگی کردم .یعنی واقعا زندگی همین بود؟میترسیدم بخوابم و دیگه بیدار نشم
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه شام امشب معجزه کرد😍
دلتون نخواد شام آش دوغ درست کرده بودم، هی داغ داغ آش رو خوردم و هی عرق کردم، آخرش یهو دیدم گوشهام باز شد:w42:
جدی جدی از سر شب تا حالا گوشهام بازه:w31:
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه شام امشب معجزه کرد😍
دلتون نخواد شام آش دوغ درست کرده بودم، هی داغ داغ آش رو خوردم و هی عرق کردم، آخرش یهو دیدم گوشهام باز شد:w42:
جدی جدی از سر شب تا حالا گوشهام بازه:w31:
بلا بدور ایشالله
منم امروز تازه بعد کلی ضعف و بخور شلغم و عرق کردن بهتر شدم
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
بلا بدور ایشالله
منم امروز تازه بعد کلی ضعف و بخور شلغم و عرق کردن بهتر شدم
خداروشکر🤲
خیلی هفته‌ی سختی بود، بیماری هی افت و خیز داشت.
مخصوصا به پسرم هم خیلی سخت گذشت، همه‌ش تنها بود چون ما بهش نزدیک نمیشدیم. هر روز میپرسید مامان امروز هم نمیتونی بغلم کنی؟
حالا از دیروز رفته خونه‌ی پدر و مادر من، فردا که بریم خونه‌شون بغلش میکنم.
 

Similar threads

بالا