*M.A*
کاربر بیش فعال
به اینکه چرا باید اینجوری باشم
من قوی تر از این حرفام
چرا ذهن و زندگیمو و منوط و مشروط به یه خواسته ی اجابت نشدم کردم
این و از خودم انتظارندارم
به موقعیتایی که جدیدا داره واسه کارم واسه آیندم پیدا میشه و من جاهلانه دارم نادیدشون میگیرم
به صدای نفسایی که کنار گوشم میاد به تمام دلگیری هام
به اینکه دلم واسه نمازخوندن تنگ شده
به شبایی که دارن با بی قراری طی میشن
به زن درونم که منفعل و سرخورده شده و من اینجوری نمیخوامش، من این زن و قوی ترو پر انگیزه تر از این حرفا میخوام
به اینکه باااید هرجوری شده دوباره پاشم
من قوی تر از این حرفام
چرا ذهن و زندگیمو و منوط و مشروط به یه خواسته ی اجابت نشدم کردم
این و از خودم انتظارندارم
به موقعیتایی که جدیدا داره واسه کارم واسه آیندم پیدا میشه و من جاهلانه دارم نادیدشون میگیرم
به صدای نفسایی که کنار گوشم میاد به تمام دلگیری هام
به اینکه دلم واسه نمازخوندن تنگ شده
به شبایی که دارن با بی قراری طی میشن
به زن درونم که منفعل و سرخورده شده و من اینجوری نمیخوامش، من این زن و قوی ترو پر انگیزه تر از این حرفا میخوام
به اینکه باااید هرجوری شده دوباره پاشم
