بدترین حسرتی که در زندگی می خوریم از کارهای خطایی که مرتکب شده ایم،
نیست بلکه از این است که،چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته انجام داده ایم.
بدترین حسرتی که در زندگی می خوریم از کارهای خطایی که مرتکب شده ایم،
نیست بلکه از این است که،چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته انجام داده ایم.
بر تمام قبرهاى این شهر،بوسه بزن ... شاید به یاد بیاورى کجا مرا جا گذاشتى….
من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام ،صداى کلاغها را نمى شنوى؟
دارند برایم فاتحه مى خوانند…!!
و دیدم عشق را در بسته های زرد و کوچک هدیه می دادند
. در اینجا قدر نشناسند مردم ،شعر حافظ را به فال کولیان اندازه می گیرند.
نیا باران زمین جای قشنگی نیست!!!
[h=2]دستانت را به سوی کدام آسمان بلند می کنی ...[/h] آنگاه که غرور کسی را له میکنی...
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی...
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی...
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری...
آنگاه ک حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی...
آنگاه که خدا را می بینی ولی بنده ی خدا را نادیده می گیری...
میخواهم بدانم...؟؟؟
دستانت را به سوی کدام آسمان بلند می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکــر می کــردم
در قلب تــ ـــو
محکومم به حبــس ابد !!
به یکبــاره
جــا خــوردم …
وقـــتی
زندان بان برســـرم فریاد
زد:
هــی..
تــو
آزادی!
.
و صـــدای گامهای غریبه ای که به سلـــول
من می آمـــد.
عشق: یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن: پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال.
عشق: بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن: از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.
عشق: با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن: در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.
عشق: طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن: آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.
عشق: جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست،
دوست داشتن:دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.
عشق: زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن: زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
عشق: یک فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن: یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.
عشق: در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن: در دریا شنا کردن.
عشق: بینایی را میگیرد،
دوست داشتن: بینایی میدهد.
عشق:خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن: لطیف است و نرم و پایدار.
عشق:همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن:سرا پا یقین است و شک ناپذیر.
ازعشق: هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن: هرچه بیشتر ،تشنه تر.
عشق: نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن: جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد.
عشق: تملک معشوق است،
دوست داشتن: تشنگی محو شدن در دوست.
عشق: معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن: دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند.
در عشق: رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که: “هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند” که حس شاخصه عشق است.
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است ،
یک ابدیت بی مرز است و از جنس این عالم نیست.”