معماری با مصالحی از جنس دل

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دســـــــــــــــــــــــ ـتم را بگیر .....
و مرا ببر به دور دســـــــــــــــــــــــ ــــــــــــت هایی
که در دســـــــــــــــــــت رس هیچ دســــــــــــــــــــتی نباشم
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حــال ِ مــن خــوب است
امــا
عــالی می شــوم
وقــتی کــه
تــــو...
با نگــرانی در آغوشــم می گــیری و می گویــی :
" نــه عــزیزم ، تو خــوب نیســتی ...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
وقتی که در ایوان دلتنگی هایت می نشینی
وقتی که پشت یک پنجره بارانی ، بی هوا شاعر می شوی
وقتی دیگر کسی برای شنیدن جمله هایت به اندازه لحظه ای فرصت نمی گذارد
کسی هست که می شود به او پناه برد
کسی که شب دلتنگی ها را با او می توان قسمت کرد
یک نفر هست

یک نفر که تا خواب دوباره چشمهایت با توست
شب دلتنگی هایت را با او قسمت کن ...
تنها با او ...







 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تقدیم به زیباترین....
.
.
.
این روزها
همه چیز بوی تو را دارد
حتی هوا …
آنقدر زیاد که دوست دارم …
رگهایم هم احساست کنند …
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

تو که ترانه نیستی تا بنویسمت!

تو...

ماهی لغزنده ی بی تُنگی هستی که مُدام از دستان کوچکم لیز میخوری !

و من...

به انعکاس پرشهای شادمانه ات در چشمانم

دلشادم ...

.
.
.

!

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تو امنیّتی
بهاری برای درختان
درختی برای پرنده
نگاهی برای رسیدن به رؤیا
کلامی برای به خاطر سپردن
و آرامش ریشه‌داری درین عصر غمگین.
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


عشق لیاقت میخواهد و عاشق شدن جرات...

همیشه در پی كسی باش كه

با تمام کاستی ها و کمی ها و عیب هایت،

حاضر باشد به تو عشق بورزد

و تو را به همه دنیا نشان بدهد

و بگوید كه: "این تمام دنیای من است"
 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلتــــــــــنگـــــــی هاگاه از جنس اشــکند ....
و گاه از جنس بغــــــــض
گاه سکـــوت ميشوند و خاموش ميمـــــــانند


گاه هــق هـــق می شوند و می بارند
دلتنگــــی من برای تــــــــو اما

جنس غريبــــــــی دارد
(ASGHAR)



 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
لحظه هایم مـــال تــو ..


بـه قیمت صـفر " تومن"


همین که


"تـــو" کنـــار "مـن" باشی


ثروتمـندترین انساـم ..


 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من از اینکه شب بخوابم ُ صبح پا نشم میترسم








بغلم کن...





از اینکه اونقدر بزرگ شم که تو آغوشت جا نشم میترسم




بغلم کن...





اینجا هوا خیلی سرده، شانسِ پشتشو بهم کرده




شبام درگیرِ سردرده







بغلم کن...




من از اینکه از عشقت دلسرد شم





مثلِ بقیه ی آدما نامرد شم




تفِ سر بالای بی بر و برگرد شم میترسم





بغلم کن...




میدونم هر چی که خواستی نشدم





اونی که بتونی بهش تکیه کنی ُ واستی نشدم







آدمی که همیشه میخواستی نشدم





بغلم کن مادر...



 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دیکتــــه روزگار



نبودنت را برایم دیـکتــــــه می کنــــد



و نـُمره من



بـاز می شود . . . صــفــــــــر !



هنــــــوز . . .

نـبودنـت را . . . یـاد نگرفتــــه ام


(نیما)

 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهی از دور میبینمت و مطمئن تر میشوم



که “دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست”



هیچ چیز...





 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]دیشب خدارو دیدم...[/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]
[/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]گوشه ای آرام میگریست...[/FONT][FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]
[/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]من هم کنارش رفتم و گریستم...[/FONT][FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]
[/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]هر دو یک درد داشتیم ...[/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]
[/FONT]
[FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]" آدم ها...."[/FONT][FONT=tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif]
[/FONT]

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من تنها
باران بی انتهای چشمانم را
برای تو مینویسم
تا شیرینی نگاهت
زهر دوری را
که جرعه جرعه -ناخواسته
به کامم ریختی جبران کند
وبرایت از لحظه خاطره انگیز
از لحظه با شکوه وصال خواهم گفت
لحظه ای که من در دریای اشکم
اشک شوق
تو را همچون مرواریدی صید میکنم
تا مبادا
از جلوی دیدگانم محو شوی !
من تنها
برای تو خواهم گفت
وبرای تو خواهم
خواند
وتنها
نرگس چشمانم تو ست
که افکارم را از تلاطم می رهاند
از
من دریغ مدار
 

samira20*

عضو جدید
کاربر ممتاز
نگران نباش ...

حال دلم خوب است ...

نه از شیطنت های کودکانه اش خبری ست

نه از شیون های مداومش ...

آرام گوشه ای نشسته و رویاهایش را

به خاک می سپارد ...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم


در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر رو شونه هایت بگذارم….از عشق تو…..


از داشتن تو…اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم


بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پـشـت چــراغ قــرمـــز! اعـتراف کـردم

” دوستـت دارم ”

تاهرجـامجـبــور شدی کمی مکـث کنی ، یاد مـــن بیفتــی

نمیدانستم قراراسـت بعـد از مـن تـمام چراغهــای زندگیت ســبــــز شونـد
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مهم نیست که فردا چی میشه! مهم اینه که امروز دوستت دارم!
مهم نیست که فرد ا کجا میری!
مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم!
مهم نیست که تا ابد با هم باشیم،
مهم اینه که تا ابد دوستت دارم!
مهم نیست که قسمت چی میشه!
مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
میان تاریکی

ترا صدا کردم

سکوت بود و نسیم

که پرده را می برد

در آسمان ملول

ستاره ای می سوخت

ستاره ای می رفت

ستاره ای می مرد

ترا صدا کردم

ترا صدا کردم

تمام هستی من

چو یک پیاله شیر

میان دستم بود

نگاه آبی ماه

به شیشه ها می خورد
 
بالا