مشاعرۀ سنّتی

vinca

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یک لحظه داغم می‌کشی، یک دم به باغم می‌کشی

پیش چراغم می‌کشی، تا وا شود چشمان من
نهان از پرده‌های چشم می‌گریم، نه آن شمعم
که سازم نقل مجلس، گریهٔ مستانهٔ خود را
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
نهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمانِ خراباتی به عزت باش با رندان
که دردِ سر کشی جانا، گرت مستی خمار آرد

حافظ
 

*M.A*

کاربر بیش فعال
تبر به دوش به دنبال خویش می‌گردم
که بشکنم مگر این «لات» بی سر و پا را

کنار کفر تو مومن شدم، نمی‌خواهم
صفای مسجد و آرامش کلیسا را..

تو را به خاطر من یا مرا به خاطر تو؟
خدا برای چه انداخت بر زمین ما را؟
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
naghmeirani اولین مسابقۀ "مشاعرۀ سنتی دور همی" با جایزه مشاعره 109
Fo.Roo.GH مشاعرۀ شاعران مشاعره 11

Similar threads

بالا