مشاعرۀ سنّتی

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
با درود


ترانه‌ها ز من آموزد این نفس زهره​



هزار زهره غلام دماغ سکرانم​
ما را چو کردي امتحان ، ناچار گردي مهربان
رحم آخر اي آرام جان ، بر اين دل زارم کني
​

 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
میخوار و سرگشته و رندم و نظر باز
وانکس که چو ما نیست در این شهر کدام است​


ببخشید تشکر ندارم عزیز ​



تا منزل آدمی سرای دنیاست
کارش همه جرم و کار حق، لطف و عطاست

خواهش می کنم.


​
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنن


آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند​
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا
آسمان با اشك غم آميخت لبخند مرا
در هواي دوستداران دشمن خويشم رهي
در همه عالم نخواهي يافت مانند مرا
​
 

@ RESPINA @

عضو جدید
کاربر ممتاز
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا

آسمان با اشك غم آميخت لبخند مرا
در هواي دوستداران دشمن خويشم رهي

در همه عالم نخواهي يافت مانند مرا​


ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من
​
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]تن داده ام به این که بسوزم در آتشت[/FONT]


[FONT=arial,helvetica,sans-serif]حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد[/FONT]​

دل از جهان رنگ و بو گشته گریزان سو به سو
نعره زنان کان اصل کو جامه دران اندر وفا​
 

@ RESPINA @

عضو جدید
کاربر ممتاز
شبی در کنج تنهایی غنودم


تو را تا صبح در رویا ستودم​


می تونی همسفر ِ خاطره های بد باشی ​

می تونی راه رسیدن به شبُ بلد باشی​

می تونی تو چار دیوار ِ غربت ِ دنیا بری​

می تونی هر جا بمونی ، می تونی هرجا بری​
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
می تونی همسفر ِ خاطره های بد باشی ​


می تونی راه رسیدن به شبُ بلد باشی​



می تونی تو چار دیوار ِ غربت ِ دنیا بری​



می تونی هر جا بمونی ، می تونی هرجا بری​


ياد بگذشته به دل ماند و دريغ
نيست ياري كه مرا ياد كند
ديده ام خيره به ره ماند و نداد
نامه اي تا دل من شاد كند
​

 

@ RESPINA @

عضو جدید
کاربر ممتاز
ياد بگذشته به دل ماند و دريغ

نيست ياري كه مرا ياد كند
ديده ام خيره به ره ماند و نداد
نامه اي تا دل من شاد كند​


دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :
یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو
ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم
رخصت بده نفس بکشم در هوای تو​
 

saeed99

عضو جدید
کاربر ممتاز
دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :
یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو
ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو​

با درود

وادی ایمن مجوی از پی ناز کلیم
آن همه جا روشن است دیده‌ موسا طلب​
وحشی​
 

nooshafarin

عضو جدید
کاربر ممتاز
با درود

یاران شنیده‌ام که بیابان گرفته‌اند
بی‌طاقت از ملامت خلق و جفای یار​
روزی که بیامدی ز مادر عریان
بودند همه خندان و تو بودی گریان
کاری بکن ای دوست که وقت رفتن
باشند همه گریان و تو باشی خندان
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
naghmeirani اولین مسابقۀ "مشاعرۀ سنتی دور همی" با جایزه مشاعره 113
Fo.Roo.GH مشاعرۀ شاعران مشاعره 11

Similar threads

بالا