تاپی تفکیک شده!این تاپیکه قضیش فرق میکنه، یه تاپیک دیگه داریم که بچه ها به تفکیک گرایش مشخص شدن توش. یه تاپیک مهمه بگردی پیداش میکنی
من ندیدمش
فقط تاپیک گفتگوی دوستانه مهندسی آب دیدم که واسه ماست
تاپی تفکیک شده!این تاپیکه قضیش فرق میکنه، یه تاپیک دیگه داریم که بچه ها به تفکیک گرایش مشخص شدن توش. یه تاپیک مهمه بگردی پیداش میکنی
تاپی تفکیک شده!
من ندیدمش
فقط تاپیک گفتگوی دوستانه مهندسی آب دیدم که واسه ماست
ممنون گلیمعرفی اعضای تالار مهندسی کشاورزی
این تاپیک رو میگن عزیزم.
هوای دونفره داشتن
نه ابر میخواهد
نه باران
ونه یک بعدازظهرپاییزی
فقط کافیست حواسمان به هم باشد!
دلم گرفته هرکاری میکنم خوب نمیشه شما میتونین راهنمایی بدین ممنون میشم![]()
دلم گرفته هرکاری میکنم خوب نمیشه شما میتونین راهنمایی بدین ممنون میشم![]()
یه سر برو پیش خدا
خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود.باید دعایم رامستجاب کنی
همانی که گاهی لج می کندو گاهی خودش را برایت لوس می کند
هیچ وقت نا امید نشو گلیرفتم خیلی رفتم ولی نتیجه ای نداده تا حالا!
هیچ وقت نا امید نشو گلی
نا امیدی از خدا شرکه
این جملت فقط اشک منو در اورد چون هر چی به طرفش برم بازم میگه صبر..................ولی تحمل آدمم یه حدی داره.............من فکر کنم تکمیل شده ظرفیتم!
رفتم خیلی رفتم ولی نتیجه ای نداده تا حالا!
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی،
من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی،
من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد،
با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم
گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست،
اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید
عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان
چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود
گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم،
آرام گفتم: از این راه نرو که به جایی نمی رسی،
توهرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد
بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید
گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،
پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی،
بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی،
می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی.
آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی
گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم،
تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر،
من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی
وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.
گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت
گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...![]()
خیلی قشنگ بود مرسی عزیزم ولی ...........................


حتما چرا که نه..

مشاعره دلبندم، نه مشاجره !حتما چرا که نه..
شرکت کردن در این مشاجره..
هم برای کسانی که میخوان کنکور بدن عالیه.. هم برای کسانی که اطلاعاتشون در زمینه زبان کشاورزی بره بالا خوبه.. هم اصطلاحات کشاورزی در گفتارمون.....
البته به شرطی که مثل بفرمایید شام نشه.. زبون خودمونو یادمون بره....


گوجه سبز و چاغاله بادوم...با نمکاگه گفتین الان چی میچسبه ؟![]()