زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

وضعیت
موضوع بسته شده است.

گلابتون

مدیر بازنشسته
عمري است گمان ميكردم كسي ازآن سوي آينه
به من لبخند ميزند
وتازه ديشب فهميدم
كه اشكهايم
درآينه موج انداخته بودند...
 

Mr.Pouyan

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

باغبانی

عضو جدید
من امروز امتحان میوه گرمسیری داشتم
خیلی سخت نبود ولی آسون هم نبود
دوستام که گریه می کردن :cry: :crying::cry:
واسمون دعا کنید
هم واسه خودم هم دوستام
چهار واحدیه بدبخت میشماااااااااااااااااااااااااا..........
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش ها: fgni

fgni

متخصص باغبانی
کاربر ممتاز
من امروز امتحان میوه گرمسیری داشتم
خیلی سخت نبود ولی آسون هم نبود
دوستام که گریه می کردن :cry: :crying::cry:
واسمون دعا کنید
هم واسه خودم هم دوستام
چهار واحدیه بدبخت میشماااااااااااااااااااااااااا..........
ایشالله که نمره قبولی میگیری زیاد ناراحت نباش این گریه شامل حال همه ماها شده زمانی
 

blue bee

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام...
این مدت به طرز وحشتناکی بیشتر از قبل حالم خوب نبود! گفتم میرم و یه سر سامانی به فکرام میدم و ...
اما فکر یه چیز رو نکرده بودم؛ اینکه بعد از حدود هفت هشت ماه هر روز اومدن به اینجا چطوری میشه یهویی رفت و دیگه برنگشت...
با مشکل برخوردم؛ به جای اینکه تمرکزم بهتر بشه و خودم رو راست وریس کنم بدترم شدم ، خیلی بدتر...!!
نتایج: خراب کردن دو تا امتحان...( عین فاجعه ) ، حال بدتر و اینا به غیر از عوض شدن اسم تو باشگاهه و ... .

سرم رو می اندازم پایین و میگم: فکر کنم برگشتم...!

ببخشید، اما واقعا... ( تا آخرش رو خودتون بخونید! )
و خوشحالم که بازم می بینمتون اگر اجازه بفرمایین...
 

Phyto

مدیر تالار مهندسی كشاورزی
مدیر تالار
سلام...

سرم رو می اندازم پایین و میگم: فکر کنم برگشتم...!

ببخشید، اما واقعا... ( تا آخرش رو خودتون بخونید! )
و خوشحالم که بازم می بینمتون اگر اجازه بفرمایین...

اجازه میفرماییم...
 

afsoon6282

مدیر تالار مهندسی كشاورزی
مدیر تالار
سلام...
این مدت به طرز وحشتناکی بیشتر از قبل حالم خوب نبود! گفتم میرم و یه سر سامانی به فکرام میدم و ...
اما فکر یه چیز رو نکرده بودم؛ اینکه بعد از حدود هفت هشت ماه هر روز اومدن به اینجا چطوری میشه یهویی رفت و دیگه برنگشت...
با مشکل برخوردم؛ به جای اینکه تمرکزم بهتر بشه و خودم رو راست وریس کنم بدترم شدم ، خیلی بدتر...!!
نتایج: خراب کردن دو تا امتحان...( عین فاجعه ) ، حال بدتر و اینا به غیر از عوض شدن اسم تو باشگاهه و ... .

سرم رو می اندازم پایین و میگم: فکر کنم برگشتم...!

ببخشید، اما واقعا... ( تا آخرش رو خودتون بخونید! )

و خوشحالم که بازم می بینمتون اگر اجازه بفرمایین...

:gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol:
 

Phyto

مدیر تالار مهندسی كشاورزی
مدیر تالار
جمیعا سلام
بر و بچ این کارتای ارشد کی میاد کسی در جریان هست

بههههههههههههههه ببین کی اومده. چطوری کچل؟!
فکر کنم اواسط بهمن باشه. نگران نباش وقتی بیاد صدا میکنه همه متوجه میشن!
 

AMIR-ALI

عضو جدید
بههههههههههههههه ببین کی اومده. چطوری کچل؟!
فکر کنم اواسط بهمن باشه. نگران نباش وقتی بیاد صدا میکنه همه متوجه میشن!
مخلصیم رییس
آخه میترسم یهو بیاد من وقتی متوجه بشم که ترکید بهش نرسم:D
به پیر به پیغمبر من کچل نیستم
 

AMIR-ALI

عضو جدید
من برم یه دوری بزنم بیرون ببینم چه خبره
راستی همکار شدن رو تبریک میگم رضا جون
 

jovhar

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام دوستام
آق امير خبر كارتا رو به ما هم بده بي خبر نمونيم
ناسلامتي ارشد شركت كرديم ها
از همه جا بي خبرم
ثانيه اي نخوندم تا الان.

مدير محترم و مديره محترمه خوبن؟
يكي گفته بود نمياد ديگه اما چن وقته بس نشسته اينجا
 

زهرا فرشید

عضو جدید
کاربر ممتاز
حتما تست كنين، خیلی باحاله ;)
ته توهمه
...1. روي لينك زير كليك كنيد.

2. سپس روي عبارت
"click me to get trippy"
كليك كنيد.

3. به مركز صفحه نمايش به مدت 30 ثانيه خيره شويد. آنگاه .....

4. به دستي كه با آن موس را نگه داشته ايد نگاه كنيد بدون آنكه دست خود را حركت دهيد ......
http://www.neave.com/strobe
 

زهرا فرشید

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام دوستام
آق امير خبر كارتا رو به ما هم بده بي خبر نمونيم
ناسلامتي ارشد شركت كرديم ها
از همه جا بي خبرم
ثانيه اي نخوندم تا الان.

مدير محترم و مديره محترمه خوبن؟
يكي گفته بود نمياد ديگه اما چن وقته بس نشسته اينجا

کی نمیاد؟؟؟
 

jovhar

عضو جدید
کاربر ممتاز
داستان پنبه دزد رو شنيدي

. تاجری بود که کارش خرید و فروش پنبه بود و کار و بارش سکه شده بود . تا آنجا که بازرگانان دیگر به او حسودی می کردند یک روز یکی از بازرگان ها نقشه ای کشید و شبانه به انبار پنبه ی تاجر دستبرد زد . به تنهایی شب تا صبح پنبه ها را از انبار بیرون کشید و در زیرزمین خانه ی خودش انبار کرد . صبح که شد تاجر پنبه خبر دار شد که ای دل غافل تمام پنبه هایش به غارت رفته است . داد و فریاد کنان به نزد قاضی شهر رفت و گفت : خانه خراب شدم . قاضی هم دستور داد که مامورانش به بازار بروند و پرس و جو کنند و دزد را پیدا کنند . اما نه دزد را پیدا کردند و نه پنبه ها را .
قاضی با عصبانیت گفت : چرا دست خالی برگشتید ؟ حتی به کسی مشکوک نشدید . ماموران گفتند : چرا بعضی ها درست جواب ما را نمی دادند ما به آنها مشکوک شدیم . قاضی گفت : از این ستون به آن ستون فرج است بروید آنها را بیاورید . ماموران رفتند و تعدادی از افراد را دستگیر کردند و آوردند . قاضی تاجر پنبه را صدا کرد و گفت به کدام یک از این ها شک داری ؟ تاجر پنبه گفت به هیچ کدام . قاضی فکری کرد و گفت : ولی من دزد را شناختم . دزد بیچاره آن قدر دست پاچه بوده و عجله داشته که وقت نکرده جلو آیینه برود و پنبه ها را از سر و ریش خودش پاک کند . ناگهان یکی از همان تاجرهای محترم دستگیر شده دستش را به صورتش برد تا پنبه را پاک کند .
قاضی گفت : دزد همین است . تاجر محترم گفت : من پنبه های همکارم را ندزدیده ام ؟ قاضی گفت : همین حالا مامورانم را می فرستم تا خانه ات را بازرسی کنند . یکساعت بعد ماموران خبر دادند که پنبه ها در زیر زمین تاجر انبار شده است و او هم به جرم خود اعتراف کرد و از آن به بعد می خواهند بگویند که آدم خطا کار خودش را لو می دهد.
می گویند : پنبه دزد ، دست به ریشش می کشد .
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا