.
.
دیگر از مهر نگویم
اخر
هر که
برایم از مهر گفت
تنها
هوس بودن در کنارم را داشت
کاش
کسی میفهمید
تنها میخواهم
کسی مهر و محبت
بی منتش
را بی دلیل تقدیمم کند
و همین هست
که باعث میشود
اشک نریزم دیگر
برایت
دیگر
اشکی
برایم نمانده
انقدر اشک ریختم و به خدایم التماس کردم
انقدر جلویت خندیدم تا
غمهایم را ندانی
تا ندانی
از بی مهریهایت
ازبی وفایهایت
خسته ام
از دروغها
از وعده ای پوچت خسته ام
ولی تنها
برایت میخندیدم
تا وقتی
میسوختم متوجه نشوی
تا مبادا
دلت بسوزد
نیازی نداشتم دلت بسوزد
مهر وعشقت را میخواستم
که هرگز نداشتی تا به من بدهی
.
دیگر از مهر نگویم
اخر
هر که
برایم از مهر گفت
تنها
هوس بودن در کنارم را داشت
کاش
کسی میفهمید
تنها میخواهم
کسی مهر و محبت
بی منتش
را بی دلیل تقدیمم کند
و همین هست
که باعث میشود
اشک نریزم دیگر
برایت
دیگر
اشکی
برایم نمانده
انقدر اشک ریختم و به خدایم التماس کردم
انقدر جلویت خندیدم تا
غمهایم را ندانی
تا ندانی
از بی مهریهایت
ازبی وفایهایت
خسته ام
از دروغها
از وعده ای پوچت خسته ام
ولی تنها
برایت میخندیدم
تا وقتی
میسوختم متوجه نشوی
تا مبادا
دلت بسوزد
نیازی نداشتم دلت بسوزد
مهر وعشقت را میخواستم
که هرگز نداشتی تا به من بدهی