دچار...

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اگه بعد از تو این دنیای نابود​

به عشق آرزو باشه مهم نیست

تو باشی تا جهنم با تو میرم
دری که بعد تو وا شه مهم نیست


اگه اینه زندگی قبل از تو مردم
اگه غم بود از این آشفته کم شد


اگه تنها شدم این حکمتش بود​
همه آغوشتو سهم خودم شد...​
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خواب روی عقربه‌های ساعت
شبیه زندگی من است؛

می‌روم،
رد می‌شوم،
فراموش می‌شوم،
مثل جای دندان
روی سیبی که
دیگر کسی به یادش نیست.

مثل جنس زمان
در مکانی نامعلوم،
مثل عشق من به تو،
مثل فراموشی
بعد از شصت‌سالگی.

دور می‌شوم،
دور…
آن‌قدر دور
که از قاب پنجره بیرون می‌روم؛

آرام
و بی‌صدا…

و تصویر
کم‌کم

دور می‌شود.
 
بالا