خودتو با یه شعر وصف کن...!

|PlaNeT|

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[h=2][/h]
تلــــخ میگــــــذرد…

ایـــــن روزهــــــــــا

کــــــه قـــــــــرار اســـــــــتــــــــ

از او …

بـــــــــــــــرای دلـــــــــــم

یـکـــــ انســـــان معـــــمـولـــــــــی بســـــــــازم!!
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
وقتی میان
روشن و تاریک جهان میایستم
تنها به این فکر میکنم
چگونه میخو.اهد
روزهایم بگذرد
وقتی با دلتنگی همراه هست
 

A1300

عضو جدید
کاربر ممتاز
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم
 

zahra.71

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
...
هر جور حساب می کنم می بینم هنوز هم من بیشتر دوستت دارم .
می بینم هنوز هم لحظه های بی تو کشنده است .
می بینم صبورانه تحمل می کنم بودن و 
نبودنهایت را...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
به تو که میاندیشم
تمام من فراموش میکند
نداشتنت را
همین میشود که هر روز تو را دارم
بی انکه داشته باشم تو را
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کاش میشد یک بار در زندگی

فقط

۱

بار

مرا درکم کنی؟

نمی دانم با چه زبانی بگویم

یا بلد نیستم بگویم

فرقی ندارد

بدان من دوست دارم

برای رسیدن به تو راه آسانی را طی نکرده ام

بهای تو را به هیچ چیز عوض نمی کنم

اما مرا اینگونه باور کمی سرد و کمی گرمم

کمی عاشق کمی دلسرد

کمی غمگین کمی شادم

مرا اینگونه باور کن
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[h=2][/h]
دلخــــور که میشوم بغض میــکنم..
می آیم پشت صفحه ی مانیتورم..
کامنت مینویسم و صورتک میگذارم..
صورتکی که میخندد و پشتش قایم میشوم !
که فکر کنی میخندم و بخندی...
... اشکهایم میـ آیند و من مدام ، با صورتک مجازی ام میخندم..
تو که می خندی باورم میشود... شاد میشوم..
اشکهایم روی گونه ام می خشکند.......
 

*E.Kh*

عضو جدید
for ME....

for ME....


ﻣﻦ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ!

ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ،

ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ..

ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ.

ﯾﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ.

ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ...
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ!

ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ....
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ!

ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ!

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻦ،

"ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ"
 

smart student

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گرچه یک لحظه ست از ظاهر به باطن رفتنم
چندصد سال است راه از باطنم تا ظاهرم
خلق می گویند ابری تیره در پیراهنی ست
شاید ایشان راست می گویند، شاید شاعرم...
فاضل نظری
 

ranalean

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ابرها مثل من در کوچه پس کوچه های شهر سرگردانند!

باران میبارد و من غرق در زیر قطره های بارانم ،

دستهایم را بر روی گونه ام گذاشته ام تا کسی نفهمد که گریانم!

با دلهره از کوچه ها میگذرم ، نمیخواهم کسی بفهمد که در جستجوی یارم!

چه آرام میبارد باران بر تن نا آرامم ،

چه زیبا میریزد اشکهایم همراه با قطره های باران!

چه سخت میسوزد تن خسته ام ، به خدا مثل یک پرنده با بالهای شکسته ام!

کسی نمیداند که همراه با خود یک قلب شکسته دارم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
گاهی صدای باران را میشنویم
ولی چرا نشستن اولین برف زمستان را خوب تماشا نمیکنیم
چرا یاد نمیگیریم محبت کردن و مهربانی را
نمیدانم ولی فکر میکنم محبت کردن زیباتر از
انتقام باشد
دوست داشتن بهتر از کینه باشد
و عشق ورزیدن به تمام انسانها بهتر از حسادت باشد
 

shabnam111

عضو جدید
کاربر ممتاز
دلم میان سکوتی عجیب دفن شدست
و عاشقانه ترین واژه ها شکست شدست
من از ترنم باران رسیده ام اینجا
چو شبنمی که به ذکر قنوت مسخ شدست
 

Similar threads

بالا