بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
23980332-3334-b.jpg

اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم
اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم
اگر با تو بودم به شبهای غربت که تنها نبودم
اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تو را می سرودم


مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد ،و غمگین غربت با وجود تو رنگ ،سحر داشت
با تو این مرغک پر ،شکسته مانده بودی اگر ،بال و پر داشت
با تو بیمی نبودش ،زطوفان مانده بودی اگر ،همسفر داشت
هستیم را ،به اتش کشیدی سوختم من ،ندیدی ندیدی


مرگ دل ارزویت ،اگر بود مانده بودی ،اگر میشنیدی
با تو دریا پر از دیدنی ،بود شب ستاره گلی ،چیدنی بود
خاک تن شسته ،در موج باران در ،کنار تو بوسیدنی بود
بعد تو خشم دریا ،و ساحل بعد تو پای من مانده ،درگل


مانده بودی، اگر موج دریا تا ابد هم پر ،از دیدنی بود
مانده بودی ،اگر نازنینم زندگی رنگ و ،بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو این مرغک ،پر شکسته مانده بودی ،اگر بال و پر داشت
با تو بیمی ،نبودش زطوفان مانده بودی ،اگر همسفر داشت
هستیم را به ،اتش کشیدی سوختم، من ندیدی ندیدی


مرگ دل ارزویت ،اگر بود مانده ،بودی اگر میشنیدی
با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره ،گلی چیدنی بود
خاک تن شسته ،در موج باران در کنار ،تو بوسیدنی بود
بعد تو خشم دریا و ساحل بعد ،تو پای من مانده درگل
مانده بودی ،اگر موج دریا تا ابد هم ،پر از دیدنی بود

 

sar sia

کاربر بیش فعال
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما *** به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
 

sar sia

کاربر بیش فعال
محـرمِ اسـرارِ من دیـشب فقـط دیوار بود
کـاش جـای گـوش کردن بـر سرم آوار بود

از گلیمت پـا فـراتر بـرده ای...یادش بخیر
آن اوایل آرزویـت لحـظه ای دیـدار بود

هر چقدر از بودنت من غرق در شادی شدم
رفـتنِ یکبـاره ات امـا تـأسـف بار بود

من همیشه عکس زیبای تو را بوسیده ام
در عوض توی اتاقت عکس او بسیار بود

گرچه شیرین است لب هایت ولی این را بدان
خنده ی تلخت برایـم حکــمِ زهر مار بود

ای که در ظاهر مسلمان میزند سیمای تو
باطـنت امــا شبیـه لشکـر کفـار بود

خوب شد از هم جدا ماندیم و رفتی بی خبر
داستـانِ عشـقِ مـا بی مـزه و کشدار بود

تو همان هستی که بودی ، زود باور کردنت
بــاز تقصیــرِ خیـــالِ خــامِ لاکردار بود

در ته قصـه زلیخـا همسـرِ یوسف شد و
این وسط قلبی شکسته سهم پوتیفار بود
 

sar sia

کاربر بیش فعال
بُوَد در نغمه ام سوز نهانی
چه شد آخر مرا عُمر جوانی
جهانی را شدم در جستجویت
که بیابم زِ تو شاید نشانی
 

sar sia

کاربر بیش فعال
روزگاریست همه عرض بدن می خواهند


همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند


دیو هستند ولی مثل پری می پوشند


گرگ هایی که لباس پدری می پوشند


آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند


عشق ها را همه با دور کمر می سنجند


خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد


عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
چند تاپیک هم محتوا ادغام شدند
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
من اگر ما نشدم صحبتی از خویش نبود

ما شدن مرهم این زخم دل ریش نبود
بعد تو هیچ کسی با دل من یار نشد

هر که آمد دل من بعد تو هوشیار نشد

من اگر ما نشدم جای تو تنها بودم

تو نبودی ولی از عشق تو من ما بودم

من اگر ما نشدم خاطر تو با من بود

گله ای نیست زتو چون که خطا از من بود

تو ندیدی که دلم در پس یک صحبت مرد

سیلی سرد غرورم به دل غربت خورد

من از آوار نگاهت قفسی ساخته ام

من اگر ما نشدم چون که تو را باخته ام

این روا نیست که من را به بدی یاد کنی

من خراب تو شوم ، خویش خود آباد کنی

من از این بازی تقدیر فقط بد دیدم

هر چه بد کرد فلک با بدی اش چرخیدم

من اگر ما نشدم چون که دلم راضی نیست

بعد تو هیچ کسی لایق این بازی نیست

من اگر ما نشدم چشم به راهت بودم

من از آن روز ازل مست نگاهت بودم

تو ولی ما شده ای بی خبری از من ها

خاطرت نیست که من مانده ام اینجا تنها

خاطرت نیست که روزی من و تو ما بودیم

من و تو رهگذر کوچه ی رویا بودیم

ولی افسوس که این قصه ی خوش پایان داشت

من اگر ما نشدم درد دلم درمان داشت

من اگر ما نشدم ، آه دریغا فریاد

من و این قصه ی تلخ و تو و عشقی آزاد
.
.
#چقدر من این شعر دوست دارم #
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی:heart:

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به‌ همه عالم زد:heart:

این‌ جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وا رهان:heart:
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
فانوس تنهایی بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم ادبیات 28440

Similar threads

بالا