از حکایات شیخ و مریدانش

saeedhashemee

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حکایاتی شنیدنی از استاد و مریدانش


شیخ را گفتند آمده که “هدفمندی یارانه ها فقط در چند سال اول شوک قیمتی ایجاد همی کند!”


فرمود : آری ولی ترسم رعیت همان اول سکته کنند و کار به اواخر نکشد !


پس مریدان پیرهن ها دریدند و نعره ها بکشیدند.


= = = = = = = = = = = = = = = = =


شیخ را رساندند که ایران در جذب سرمایه ها پیشی گرفته.


فرمود : آری ولی در دفع سرمایه ها !


پس مریدان بیهوش گشتندی.


= = = = = = = = = = = = = = = = =


شیخ را بگفتند که : هدیه تهرانی ممنوع الخروج شد.


فرمود : آری این است جلوگیری از فرار مغزها !

و مریدان عربده ها کشیدند.


= = = = = = = = = = = = = = = = =


شیخ را پرسیدند هدفمند یارانه ها به معنای چیست ؟


فرمود : به معنی قطع یارانه ها !


و مریدان نعره ها بزدند.


= = = = = = = = = = = = = = = = =


روزی شیخ در جمع مریدان معمایی مطرح همی کرد که : ” آن چیست که حد و مرزی ندارد ، در لحظه ای از صفر تا بی نهایت و از بی نهایت تا صفر رود و گاهی منفی شود ، شیرین تر از شهد ، خنک تر از یخ ، ملیح تر از نبات است وگر درونش را بشکافی از زهرمار تلخ تر است ؟”


مریدی اجازه بخواست و گفت : یا شیخ آن چیز “آمارهای مسئولین” است.


شیخ فرمود : احسنت ! حقا که مرید برحق من باشی. حال آرزویی بگو تا آن را اجابت کنم ؟


مرید عرض کرد : یا شیخ من در طلب عرفان و تصوف همی باشم. خدا را نشانم بده.


شیخ فرمود : ابله ! خداوند که دیدنی نیست. آرزویی ممکن کن.


مرید گفت : یا شیخ من فرق اخبار واقعی و طنز را چگونه بفهمم؟

شیخ دست مرید را بگرفت و فرمود : بیا تا خدا را نشانت بدهم !


پس مریدان بگریستند و غش غش بخندیدند و بیهوش گشتندی.


= = = = = = = = = = = = = = = = =


از کرامات شیخ گفته اند که وی بسی بی تکلف بود و شخصاً خریدهایش را انجام همی داد.


روزی با مریدان به دکانی برفتند تا مایحتاج خویش خرند.


صاحب دکان با دیدن شیخ بگفت : باز این پیر زندیق (۱) آمد !


پس مریدان بر سرش حمله بردند ، چپ و راستش بکردند و عمه اش را با خاله اش پیوندها همی زدند.


شیخ مریدان را امر به آرامش کرد و آن بیچاره را فرمود : نامت چیست ؟ گفت : یا شیخ من ناصرالدین شاهم !


شیخ فرمود : کتک زیادی خوردی زان سبب چنین چرت و پرت همی گویی.


و مریدان گریبان خویش پاره نمودند.


شیخ نیک در قیمتها نگریست و فرمود : صفرها از دروغها پیشی گرفته !


صاحب دکان بگفت : یا شیخ گفته اند گناه دلیل اصلی گرانی است.


شیخ فرمود : صحیح گفته اند. مگر سهل انگاری نیز جزو گناهان نیست ؟


عرض کرد : نه یا شیخ از این گناهان نه ، از آن گناهان گفته اند.


شیخ فرمود : ای بیچاره ! کتک زیادی خوردی …


پس مریدان نعره ها بزدند.
 

Similar threads

بالا