ای یار دست خود به چه سو می بری هنوز .................... سوی شراب یا که سبو می بری هنوز
دی در خیال خود به چنین فکر بوده ام ........................... کان هر دو دست خود به وضو می بری هنوز
شعر از خودم فی البداهه مطابق با ردیف شعر شما
یارب در این غوغای هستی ............. فریاد عشق و شور و مستی
دستی نگیرد دست من...
من ناتوان افتاده ام ........................... دین و دل از کف داده ام
دین و دل از کف داده ام من ................