نتایح جستجو

  1. *محیا*

    علف کشهای نانو

    علف کشهای نانو مقدمه: از آنجایی که گیاهان مواد غذایی اولیه جهان را تشکیل میدهند و با توجه به رشد جمعیت درچند سال اخیر تمایل در به حداکثر رساندن محصولات کشاورزی بوده است. از طریق افزایش بهره وری توسعه محصولات جدید با بازده بالا استفاده سنگین از کود و آفت کش و علف کش ها و...
  2. *محیا*

    کودهاي دامی

    اهمیت استفاده از کود حیوانی اهمیت استفاده از کود حیوانی اهمیت استفاده از کود حیوانی کودهای حیوانی و مصرف آن در کشاورزی منظور از کود حیوانی مجموعه ای از مواد بستری، ادرار و مدفوع گاو، گوسفند، مرغ یا هر حیوان دیگری است که از محل نگهداری آنها بدست می آید. درصد مواد غذایی کود حیوانی و کیفیت...
  3. *محیا*

    تاثیر موسیقی بر روی گیاهان

    تاثیر موسیقی بر روی گیاهان مقدمه: بیهوده نیست که هندوها اولین هنری را که از آسمان برای بشر فرستاده شد، موسیقی میدانند و عرفای اسلامی موسیقی را بهترین وسیله اظهار لطیفترین اسرار الهی، چنانچه به گفته ابن سینا ( موسیقی صدای خداست ). هر آوایی می تواند احساس خاصی ایجاد کند، چنانچه هر رنگ، بی تردید...
  4. *محیا*

    بقایای گیاهی

    بقایای گیاهی همان قدر كه توليدات گياهي براي حفظ بقاي بشر از نظر تأمين مواد غذايي ، پوشاك ، صنعت ، و ... مهم و حياتي است ، حفظ بقاياي گياهي مزارع نيز از نظر زيست محيطي ، بهداشت عمومي و ضرورت حفظ افزايش مواد آلي و حاصلخيزي خاك در راستاي افزايش توليدات گياهي و كشاورزي پايدار حائز اهميت است ...
  5. *محیا*

    504 واژه ضروری - واژگان سخت

    504 واژه ضروری - واژگان آسان 504 واژه ضروری - واژگان آسان س1: Broaden پهن کردن، وسيع کردن س2: Brochure جزوه، رساله س3: Broke ورشکسته، بي پول س4: Bulge برآمدگي، تحدب س5: Bulletin تابلوي اعلانات، اعلانيه رسمي س6: Bumptious از خود راضي س7: Bureau دفترخانه س8: Burglar...
  6. *محیا*

    504 واژه ضروری - واژگان سخت

    س1: Concussion صدمه، ضربه سخت س2: Funeral مراسم دفن س3: Fury غضب، آشوب، اضطراب، شدت س4: Incarcerate زنداني کردن س5: Noose کمند، در دام انداختن س6: Rash تند، عجول، بي احتياط س7: Regiment دسته دسته کردن، تنظيم کردن س8: Rescind باطل ساختن، لغو س9: Sarcastic طعنه...
  7. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی ) تقدیم به بچه های مدیریت

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی ) تقدیم به بچه های مدیریت
  8. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی ) تقدیم به بچه های مدیریت

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی ) تقدیم به بچه های مدیریت
  9. *محیا*

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    من هم تبریک میگم
  10. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    دقت وصحت، درجه دقت،درستی، صحت، دقت Accuracy گروه، يك دست Batch منش نما، نشان ويژه، صفت مميزه، مشخصات، صفت مشخصه Characteristic حمله، اتهام، هزينه، وزن، مسئوليت، گماشتن Charge مقايسه، همسنجی، تطبيق Comparison شركت، بنگاه،ربط، بستگی، بابت، مربوط بودن به Concern تشكيل...
  11. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    بليغ، اعلان، آگهی Advertising اعتياد به نوشيدن الكل Alcoholism اجازه، تصديق، تصويب، موافقت، تجويز Approval ارزيابی، تقويم، برآوردن، تخمين، اظهارنظر Assessment گرفته شده Caught خواسته، مدعی به،‌مطالبات ادعا كردن Claim پی درپی،‌مستمر،‌زنجيره Continuum مباحثه‌ای،...
  12. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    نشان، هدف ، مقصد Aim هوشيار،مواظب،زيرك، اعلام خطر Alert آگهي دادن، اعلان كردن، اخطار كردن، خبر دادن Announce برنامه كاربردي ، تقاضاي كار، استخدام كردن، Application دست يافتن، نائل شدن، موفق شدن، تمام كاركردن Attain تابلو اعلانات، آگهی نامه رسمی، ابلاغيه رسمی Bulletin...
  13. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    نزديك كردن، آمدن، تقريبی ، تقريب زدن Approximate اجتماع،عوام Community نتيجه محاسبه، محاسبه، محاسبات Computation آرايش فضايی، تركيب، شكل بندی ، پيكر بندی Configuration تبديل Conversion طرح كردن، قصد كردن، تخصيص دادن Designing اثاثيه، لوازم، تجهيزات جنگی، تجهيزات...
  14. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    خلاصه كردن، چكيده كردن، مجرد، مطلق، خيالی Abstract قرار، توافق؛ وسايل راحتی،تطبيق Accommodation تأييد كردن،اعلام وصول كردن Acknowledge فتواي دادن ، حكم كردن، مقررداشتن Adjudicate دشمن، مخالف، رقيب، مدعی Adversary دفاع كردن،طرفداری كردن، حامی، طرفدار، وكيل Advocate...
  15. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    حادثه ، ماجراجويی، تجارت مخاطره آميز Adventure تغيير دادن، عوض كرن،اصلاح كردن Alter تحريف شده، معيوب كردن Corrupt سقف زدن، روكش كردن، پوشانيدن پوشش Cover درخواست كردن، نياز،‌احتياج، خواستار شدن Demand متضاد، متنوع،‌مخالف،گوناگون، مختلف، متغير،‌متمايز‌ Diverse داخلي،...
  16. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    وابسته بهم ، داراي مناسبات مشترك Interrelate درميان هم كاركردن ، عمل متقابل كردن interact مقدمه ، ديباچه ، معارف ؛ معرفي رسمي introduction راهنما ، پيشتاز، سرپرست ، فرمانده دسته leader ربط ، رابطه نامشروع ، بستگي ، رابطه liaison ناظربودن ، بازبين ، بازبينی كردن monitor...
  17. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    ابهام، سخن، مشكوك، گنگی معنی Ambiguity انگيختگی Arousal واگذار كردن، نسبت دادن، منتصب كردن، مأمور كردن Assign نزديك، دم دست At hand اجازه حضور، بار، ملاقات رسمی ، حضار، مستمعين Audience برگرداندن، گردانيدن، دفع كردن، منحرف كردن Avert سانسورعقايد، سانسور Censorship...
  18. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    سازواری، انطباق، توافق، سازش Adaptation ابهام، نامعلوم، گنگی Ambiguity بحث كردن، گفتگو كردن، مشاجره كردن Argue نتيجه منطقی، اثر، برآمد، دست‌آورد، پی‌آمد Consequence تراكمی، تجمعی، انباشته، يكجا‌‌‌‌ Cumulative كسادی، تنزل، افسردگی،‌ركود‌ Depression كج شكلی‌،‌...
  19. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    اداره كردن ، اجرا كردن، اداره كل، حكومت administration ناهمبستگي، انتقال مالكيت، بيگانگی alienation دارائی ،چيز باارزش و مفيد، سرمايه asset متحد، شريك شدن ، هم پيوند، همبسته، وابسته كردن associate نگرش، وضع،حالت قرار گرفتن،گرايش، حالت attitude نرده، مانع،سد،حصار barrier...
  20. *محیا*

    لغات زبان تخصصی مدیریت ( مقدماتی )

    دستيابی ، در دسترس بودن Access ساختگي، مصنوعي، بدلي Artificial تقسيم، رسته، دايره، شاخ، فرع Branch توانا، قابل، لايق، با ستعداد، صلاحيت دار، مستعد Capable تماميت، كمال Completeness تشكيل دادن، تأسيس كردن، تركيب كردن Constitute محاوره اي، مكالمه اي Conversational...
بالا