بال ِ سنجاقک ِاحساسم،
بروی عکس تو سنجاق می شود
زمین جهنم است برای من ،
اگر دمی،
بی خیال تو سر شود
گُر گرفته از تب فراق تو بدنم ،
تو روح من بودی
که بی مهابا گذشتی
از ،تن ِ من
چه کنم با ایتام بی قرار احساسم ؟!
سر سازگاری ندارد ،
بی تو،
این دل من
عشق هم ،بعد ِتو ،
با دلم لج کرد...