شب بود...
شبی که تصویری سیاهتر ازگذشته ها داشت...
شبی که مهتابش پشت ابرهای سیاه به خواب رفته بود...
شبی که گهگاهی ستاره های نادری در دل ابری و سیاهش می درخشید...
ستاره هایی که دیگر نوری نداشتند...
شب سوت و کور شده بود...
بدون مهتاب...!
بدون ستاره...!
شب نمی گذشت...
بی پایان بود...
سردی و سکوت...