نتایح جستجو

  1. mahdi271

    حسین منزوی

    غزل 45 ای نسیم عشق ! از آفاق شهابی آمدی از کران های بلند آفتابی آمدی تا کنی مستم ، همه زنبیل ها را کرده پر از شمیم آن دو گیسوی شرابی آمدی سنگفرش از نقره کردند اختران راه تو را شب که شد از جاده های ماهتابی آمدی نه هوا نه آب - چیزی از هوا چیزی از آب تابناک از کهکشانهای سحابی آمدی بار...
  2. mahdi271

    حسین منزوی

    غزل 42 بانوی اساطیر غزل های من اینست صد طعنه به مجنون زده لیلای من اینست گفتم که سرانجام به دریا بزنم دل هشدار دل! این بار ، که دریای من اینست من رود نیاسودنم و بودن و تا وصل آسودگی ام نیست که معنای من اینست هر جا که تویی مرکز تصویر من آنجاست صاحبنظرم علم مرایای من اینست گیرم که...
  3. mahdi271

    حسین منزوی

    غزل 40 از زیستن بی تو مگو زیستن این نیست ورهست به زعم تو به تعبیر من این نیست از بویش اگر چشم دلم را نگشاید یکباره کفن باد به تن پیرهن این نیست یک چشم به گردابت و یک چشم به ساحل گیرم که دل اینست به دریا زدن این نیست تو یک تن و من یک تن از این رابطه چیزی عشق است ولی قصه ی یک جان دو...
  4. mahdi271

    رهروانه راه شهدا(شهیدیان)

    یا لثارت الحسین سلام با کمال تاسف من نمیتونم تو اینکار شرکت کنم چون قبلش تصمیم گرفتم اخلاقم رو عوض کنم. چند نفری از اخلاقم راضی نبودن حالا میخوام بخاطر اونا هم که شده اخلاقم رو عوض کنم. هرچند من اونی که دیگران فکر می کنن نیستم اما تمام سعیم رو می کنم. شما ها دعام کنید و از خدا بخواهید امام...
  5. mahdi271

    یغما گلرویی...

    دنیای وارونه پدربزرگ هف سالگیس یادش نیست تو زورخونه صدای فریادش نیست شیرین قصه دیگه تلخه تلخه این همه صخره یکی فرهادش نیست هیشکی نگاش رو به صداندوخته یه شب پره تو شعله ها نسوخته خفاشا دل سپرده ان به خورشید ترانه ساز تانه ش فروخته دنیای وارونه رو باش رودخونه ها تشنه شونه قوت...
  6. mahdi271

    یغما گلرویی...

    مقصد همیشه تا خونه تون هی قدمام رو می شمارم اما باز وقت رسیدن یه قدم کم میارم یکی هست که قبل من می رسه به دستای تو اون همونی که هیچوقت نمیگه : دوست دارم اون همونه که نگاهش یه شب بارونیه اون همونه که غزل تو حنجره ش زندونیه اون همونه که برات ترانه پیشکش می کنه اون همونه که صداش یه گریه...
  7. mahdi271

    یغما گلرویی...

    آوازه خون ما کجاست ؟ غروبا تو چشم مردم ‚ که دارن می رن به خونه یه ترانه هست که هیچوقت ‚ کسی اون رو نمی خونه غروبا تو دل مردم پر از حرف نگفته قصه ی این همه دیو و این همه زیبای خفته بگو به جز تو چه کسی رفیق بغض لحظه هاس ؟ میون این همه سکوت ‚ آوازه خون ما کجاس؟ چه بی حیا می چرخن ‚ عقربه های...
  8. mahdi271

    یغما گلرویی...

    همتپش عزیز پا به راه من ! رفتن تو ترانه نیست سهم من از هجرت تو ‚ زمزمه ی شبانه نیست در این طلوع نیمه جان ‚ مرا به نام من بخوان سفر نکن ! سفر نکن !‌ که خانه بی تو خانه نیست بخوان به نام سرخ خون !‌ بخوان به آهنگ جنون که در شب ناشنوا ‚ ترانه محرمانه نیست در پس ترس نقطه چین سقوط واژه را ببین...
  9. mahdi271

    یغما گلرویی...

    مرثیه ی خروس دیگه شب بو ‚ بو نمیده ! رنگ این شبم پریده انگار از اونور ابرا داره می رسه سپیده ای خروس سر بریده خوش صدای پر حنایی ! پس چرا تو بی صدایی نکنه پنجه ی روباه سینه ی تو رو دریده؟ ای خروس سر بریده حنجره ت جنس طلا بود! به ترانه مبتلا بود کی با خنجر روی آواز ‚‌ خط سرخابی کشیده ؟ ای...
  10. mahdi271

    یغما گلرویی...

    من رو بشکن من رو بشکن ! ‌من رو بشکن ! من از اینه سرشارم توی این قاب صد پاره ‚ بازم عکس تو رو دارم من رو بشکن !‌ من رو بشکن ! صدام از پا نمی افته بازم تن می زنم از شب ‚ توی هرشعر ناگفته من رو بشکن اگه شب از هجوم واژه غمگینه غریو انعکاسم من !‌ صدای اینه اینه دوباره من ! دوباره من ! ترانه...
  11. mahdi271

    یغما گلرویی...

    من زمینم این صدای خاکه ‚ روی موج خیس دریا زخم تاریخی کابوس ‚ بغض دلنشنین رویا این صدا صدای خاکه ‚ آخرین صدای بیدار خونه داره قصه میگه ‚ واسه این خیل عزادار من رو بشنو !‌ من رو بشنو !‌ من صدای آخرینم قصه ی هزار تا فرنم !‌ من زمینم !‌ من زمینم زخم ناباور ‚ جای پای لنگ تیمور مونده روی...
  12. mahdi271

    یغما گلرویی...

    بازی سال چه سخته مرگ باغچه رو دیدن حرفی نزدن یه غول زشت زمهریر : یه گوله برفی نزدن چه سخته لال بی صدا از لب دشنه رد شدن عاشق دریا بودن اسیر دست سد شدن چه سخته قد کشیدن از عمق یه دره ی عمیق تو این زمستون بلند ‚‌ فکر شروع یه حریق خورشید گیس طلا !‌ بیا !‌ رو چشم ما قدم بذار جوانه های عاشق...
  13. mahdi271

    یغما گلرویی...

    گریه کن گریه کن دلت سبک شه اگه دل مونده تو سینه سرت رو بذار رو شونه م تنها پیشکشم همینه بذار این شونه ی نمناک تکیه گاه گریه باشه بذار این خسته بیفته تا شاید دوباره پاشه گریه کن دلت سبک شه ‚ من فدای گریه هاتم تو رو تنها نمی ذارم ‚‌ تا همیشه پا به پاتم زیر بارون نگاهت غسل تعمید...
  14. mahdi271

    یغما گلرویی...

    دریا رو دریاب رودخونه !‌ دریا رو دریاب بی تو تصویر کویره راه بیفت برو سراغش فردا دیره ! فردا دیره اگه دریا رو نبینی برهوت به جاش میشینه دریا عمری که می خواد خط آبیت رو ببینه رودخونه ! رودخونه ! کجایی ؟ کی میایی ؟ کی مایی ؟ دریا تو تنش اسیره تو رهایی !‌تو رهایی من همون دریای خسته م...
  15. mahdi271

    یغما گلرویی...

    من و تو بخت ما بختکیه ‚ تو شب اسیریم من و تو ترسیم از قفس ‚ همدل شیریم من و تو یه مداد رنگی بیار تا شب رو خط خطی کنیم مرگ رو باور نداریم ‚ خیلی دلیریم من و تو من و تو یا تو و من فرقی نداره ‚ دخترک ما دخل این شب رو میاره ‚ دخترک عمریه که پای این چوبه ی داریم من و تو همه خوابن هنوز خیلی...
  16. mahdi271

    یغما گلرویی...

    مهتابی نبض نفس ‚ نبض صدا نبض ترانه دستمه اما بدون بودنت ‚ هر نفسم شکستمه تو از کدومن طایفه یی که دریا خونبهای توست ؟ رو جاده های پیش روم همیشه جای پای توست نیستی ولی مثل چراغ راه رو نشون می دی به من برس به داد واژه ها فاصله ها رو خط بزن تو یه جون پناه سبزی توی این روزای زرد تن تو مهتابی...
  17. mahdi271

    یغما گلرویی...

    هشتمین رنگ تو دورنگی ! هم زمینی ‚ هم یه رنگ آسمونی هشتمین رنگ قشنگ جاده رنگین کمونی من رو بی صدا می خواستی ‚ اما من از تو می خوندم پشت پا زدی به حسم ‚ تابیفتم ‚ اما موندم تو دورنگی! تو دورنگی اما من با تو یه رنگم تو ی خوابناتمومی ‚ من پر از خواب قشنگم شب تاریک چشات یک ستاره نداره پیش...
  18. mahdi271

    یغما گلرویی...

    ساعت تحویل شب آتیش به جونم زدن این دریچه های نیمه باز خسته ام از ضجه ی این زنجره ی روده دراز تکی حضور نقطه چین ؟ تا کی جوون مرگی ساز ؟ ای ! بوتیمار در به در !‌ خونه ت رو دریا نساز حلب آباد هنوزم آباده هنوزم هستی ما بر باده بطری جادو شکست اول شب دیو قصه ها بازم آزاده دوباره رو سینه ی...
  19. mahdi271

    یغما گلرویی...

    قول ای تو من دیگه برنمی گردم ‚ اشکات رو هذر نکن توی این لحظه ی آخر دل رو در به در نکن من باید برم ولی ‚ تو باید اینجا بمونی وقت دلتنگی بازم ترانه هام رو بخونی قد یه چش به هم زدن ‚ قول ای تو دووم نداشت دست تو حتی یه نهال ‚ تو گلدون دلم نکاشت من مثه ایینه ت شدم ‚ تا تو رو تکرار بکنم اما...
  20. mahdi271

    یغما گلرویی...

    تلفن راه دور یه نفر رو خط ماس ! انگاری لال ‚ نازنین مثل یه کرکس گشنه که نشسته به کمین بیا دوست دارم رو بذاریم برای بعد تادیگه ادا نشه مراد این چله نشین اینجا دوست دارم رو دوس ندارن تو قصه ها آخه بعضی از طلسما می شکنه با این صدا دیگه گوشی رو بذار ! صدات رو می شنوم هنوز من هنوزم با...
بالا