نتایح جستجو

  1. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    هم غصه بیا لب وا کنیم هم غصه ی من بیا بیدار کنیم خوابیده ها رو بیا آشتی بدیم با قصه هامون تمام دستای از هم جدا رو بیا گلخونه کن ویرونه ها رو که قمری جای زاغا رو بگیره نمی خوام گلدون مادربزرگم رو طاقچه از بوی غربت بمیره قفلای خونی صندوقچه ی ما هزارون ساله گم کرده کلیده بیا با قلبامون...
  2. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    کاش از اول می دونستم تو کدوم کوهی که خورشید از تو چشم تو می تابه چشمه چشمه ابر ایثار روی سینه ی تو خوابه تو کدوم خلیج سبزی که عمیق ، اما زلاله مثل اینه پاک و روشن مهربون مثل خیاله کاش از اول می دونستم که تو صندوقچه ی قلبت مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته کاش از اول می دونستم که تو...
  3. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    تپش بین این همه غریبه تو به آشنا می مونی حرفای تلخی که دارم من نگفته ، تو می دونی من پر از حرفای تازه عاشق گفتن و گفتن تو با درد من غریبه اما تشنه ی شنفتن صدای ترد شکستن مثل گریه با صدامه تلخی هق هق گریه طعم سرد خنده هامه گرمی دست نوازشگر تو مرهم زخمای کهنه ی منه تپش چشمه ی خون تو رگ...
  4. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    پرنده ی مهاجر ای پرنده ی مهاجر ای پر از شهوت رفتن فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من تو رفیق شاپرک ها من تو فکر گله مونم تو پی عطر گل سرخ من حریص بوی نونم دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی نور دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور من دارم تو نقب شب جون می کنم تو داری از پریا قصه...
  5. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    بن بست میون این همه کوچه که به هم پیوسته کوچه ی قدیمی ما کوچه ی بن بسته دیوار کاهگلی یه باغ خشک که پر از شعرای یادگاریه بین ما مونده و اون رود بزرگ که همیشه مثل بودن جاریه صدای رود بزرگ همیشه تو گوش ماست ای صدا لالایی خواب خوب بچه هاست کوچه اما هر چی هست کوچه ی خاطره هاست اگه تشنه...
  6. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    بهارم مثل زمستون می مونه دنیای به این بزرگی واسه من وقتی نیستی مثل زندون می مونه وقتی نیستی گلا ماتم می گیرن بهارم مثل زمستون می مونه وقتی نیستی من هوای موندنم نیست دیگه اینجا بی تو جای موندنم نیست وقتی رفتی اینه چین خورد و شکست باغبون درهای گلخونه رو بست عروس سفید پوشت تا دم مرگ...
  7. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    شرقی غمگین ای شرقی غمگین ، وقتی آفتاب تو رو دید تو شهر بارونی بوی عطر تو پیچید شب راهشو گم کرد ، تو گیسوی تو گم شد آفتاب آزادی از تو چشم تو خندید ای شرقی غمگین تو مثل کوه نوری نذار خورشیدمون بمیره تو مثل روز پاکی مثل دریا مغروری نذار خاموشی جون بگیره ای شرقی غمگین بازم خورشید دراومد...
  8. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    شکوه سبزه زار تو شکوه دمیدم نوری که نشسته به سینه ی آب تو صدای شکفتن روزی که رسیده ز قله ی خواب تو گذشتی از توفان ها تو گذشتی از باران ها از بی کران ها تو رسیدی از آن سوی دریا گل و عشق و ترانه رسید گل یخ از نسیم تو پژمرد دل غنچه به سینه تپید تو بمان تو بمان تو بمان ای همیشه بهار...
  9. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    خونه خونه این خونه ی ویرون واسه من هزار تا خاطره داره خونه این خونه ی تاریک چه روزایی رو به یادم میاره اون روزا یادم نمیره دیوار خونه پر از پنجره بود تا افق همسایه ی ما دریا بود ، ستاره بود ، منظره بود خونه ، خونه جای بازی برای آفتاب و آب بود پر نور واسه بیداری پر سایه واسه خواب بود...
  10. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    جنگل پشت سر ، پشت سر پشت سر جهنمه روبرو ، روبرو قتلگاه آدمه روح جنگل سیاه با دست شاخه هاش داره روحمو از من میگیره تا یه لحظه می مونم جغدا تو گوش هم می گن پلنگ زخمی می میره راه رفتن دیگه نیست حجله ی پوسیدن من جنگل پیره قلب ماه سر به زیر به دار شاخه ها اسیر غروبشو من می بینم ترس...
  11. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    مادربزرگ گیس سفید ، ابرو سفید مادربزرگ سیابخت رو سفید مادربزرگ بی صدا نا امید گوشه گیر قصه گوی دیگه لب بسته ی پیر قصه های تو هنوزم یادمه قصه ی ساده ی نارنج و ترنج قصه ی خارکن و دیو و پیرزن قصه ی سیمرغ و اژدها و گنج تو تموم قصه هات حرف من اومده بود روز لوح هر طلسم اسم من حک شده بود...
  12. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    هم خونه هم خونه ی من ای خدا از من دیگه خسته شده کتاب عشق ما دیگه خونده شده ،‌ بسته شده خونه دیگه جای غمه اون داره از من دور می شه این خونه ی قشنگ ما داره برامون گور می شه اون دست گرم و مهربون با دست من قهره دیگه چشمای غمگینش با من قصه ی شادی نمی گه هم خونه ی من با دلم خیال سازش...
  13. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    نمی خوام مثل همه گریه کنم زندگی با آدماش برای من یه قصه بود توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود نمی خوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دل رو دوا نمی کنه قصه های پشت این پنجره ها غم رو از دلم جدا نمی کنه قصه ی ماتم من هر چی...
  14. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    گل سرخ دیدی ای غمگین تر از من بعد از آن دیر آشنایی آمدی خواندی برایم قصه ی تلخ جدایی مانده ام سر در گریبان بی تو در شب های غمگین بی تو باشد همدم من یاد پیمان های دیرین آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد آتش عشق و محبت در خزان سینه افسرد کنون نشسته در نگاهم تصویر پر غرور چشمت یک...
  15. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    قصه ی وفا به خاطر آور ، که آن شب به برم گفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرم کنون جدایی نشسته بین ما پیوند یاری ، شکسته بین ما گریه می کنم با خیال تو به نیمه شب ها رفته ای و من بی تو مانده ام غمگین و تنها بی تو خسته ام دل شکسته ام اسیر دردم از کنار من می روی ولی بگو چه کردم رفته ای و...
  16. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    صدایم کن صدایم کن ای صدای تو شیشه ی شب را سنگ ویرانی صدایم کن ای صدای تو پرده ی شب را چنگ ویرانی خوشا با صدای تو از خود گذشتن صدایم کن صدای تو خنجر صدای تو سنگر از این دام وحشت رهایم کن بخوان آواز همیشه سبز رها شدن از شب بسته که تا شکوفد گل های سرخ ترانه بر هر لب بسته به جشن طلوع گل...
  17. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    فاجعه بخواب ای مهربان ای یار بخواب ای کشته ی بیدار بخواب ای خفته ی گلگون بخواب ای غوطه ور در خون سکوت سرخ خاک تو صدای نینوا دارد در این دم کرده گورستان تگرگ مرگ می بارد به سوگ تو در این مقتل کدامین مویه و شیون سکوت یأس در خانه هجوم مرگ در برزن تمام سینه ها عریان تمام چهره ها خونین...
  18. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    سرگردون از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده غم سرگردونی هامو با تو صادقانه گفتم اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم با تنم دردی اگه بود بی رمق بود اگه پاهام تازه تازه با تو گفتم اگه کهنه بود دردام من سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم این برام شکسته...
  19. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    پل برای خواب معصومانه ی عشق کمک کن بستری از گل بسازیم برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم کمک کن سایه بونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من بذار بین من و تو دستای ما پلی...
  20. mahdi271

    ایرج جنتی عطایی

    ماه پیشونی توی گسترده ی رؤیا ای سوار اسب ابلق راهی کدوم مسیری توی تاریکی مطلق ای به رؤیا سر سپرده با توام ای همه خوبی راهی کدوم دیاری آخه با این اسب چوبی با توام ای که تو فکرت با هر عشق و با هر اسمی رهسپار فتح قلب ماه پیشونی طلسمی توی خورجین قشنگت عکس ماه پیشونی داری واسه پیدا...
بالا