آره سارا دختر خیلی خوبی هست اما اونم خیلی کم پیدا شده این ماه فقط 15 تا پست فرستاده فکر کنم.
منم چون بدم میاد این کارو میکنم که میرم و دفتر به دفتر از شاعرا شعر میزارم تا بقیه تحریک بشن اما اصلا ککشونم نمیگزه تا بخوان همراهی کنن.
البته الان تالار ادبیات خیلی بهتر شده نسبت به قبل.
دلیل منم دقیقا سنگینی سایت هست.
بچه های اونجا بجز ترگل و دو نفر دیگه همشون خشک و بی روح هستن.
از وقتی هم که الناز (memol) رفته این جو سنگین ترم شده.
یجورایی من قاب دستمالم.
کار من فقط پست گذاشتن هست اونجا.
بعد از 3000 تا پست گذاشتن اونجا دیدم فقط وقتم داره تلف میشه.
الانم فقط بخاطر چند نفر اونجا...
سلام
خوب هستی؟
فکر کنم منو بشناسی.
چه خبر؟
فعالیتت تو اون باشگاه خیلی کم شده مثل من.
ترو که کنار گذاشتن منم دارم یجورایی میکشم کنار،چون واقعا اونجا داره مسخره میشه.
این کارایی رو که میگی کردم.
من قرآن رو دوست دارم وخوب بلدم بخونم.
اما دیگه نمی کشم.
من تو این دنیا فقط 2 تا آرزو دارم که اونم برای خودم نیست و نمیخوام به این آرزوها برسم تا خودم زندگی راحت کنم،اگه تلاش برای رسیدن به این آرزوها نبود کارم تموم میشد.
برو فدات شم امیدوارم سرت خوب بشه.
مراقب خودت باش
خوهرم سهم من تو زندگی یه روز خنده هست 1 سال غصه.
اگه به خدا پناه نمی بردم که تا حالا مرده بودم.
اون روزایی هم که غصه دارم یاد اون 1 روز خوب میفتم و غصه من بیشتر میشه که چرا من؟
مگه گناه من چیه که همش باید غصه داشته باشم.
اصلا حالم خوب نیست
میتونه خوب باشه اما کارش خوب نیست.
اون انسان سفید پوش باید بجای گریه تلاش کنه.
اینجا جنگ خیر و شر رو شر برده پس گریه فایده ای نداره و باید تلاش میکرد که جلوی نفس اون انسان رو می گرفت.
پشیمانی سودی نداره آخه
شاید این از کم سعادتی ما باشه شاید اما حسین مارو قبول نداره و کاری کرده که فراموش کنیم که چی شده وچرا لباس سیاه تنمون بود و برای چی در آوردیمش.
اینا از رو سیاهی ماست فقط.
سلام
اون فرد پشت سری رو اگه خوب دقت کنی می بینی که خود اون فرد هست و اون پشت سری یجورای وجدان یا روی ملکوتی اون انسان هست که عذاب میکشه و روی زمینی این گناه رو داره انجام میده و وجود اون انسان رو به لجن میکشه.
اون دو تا آدم رو میتونیم خیر و شر وجودمون هم معنی کنیم،بستگی داره از کدوم منظر بهش...
نه مطمئن باش که استعفا بده هم میاد باشگاه.
حداقلش اینه که بخاطر من میاد.
نگران نباش.
این آرزوی دیرینه ترگل هست که استعفا بده و مثل کاربر عادی به فعالیتش ادامه بده.
اون همیشه میاد باشگاه خیالت راحت باشه فدات شم.
یعنی مثل گذشته،بیخود تو برزخ بود.
یعنی خودش رو میزاره تو برزخ.
فکر های بیخود میکنه و اینبار میگه میخوام استعفا بدم.
منم اینبار دیگه جلوش رو نگرفتم چون دفعه قبل من بده شدم این وسط.
کلی هم حرف خوردم از هر دو طرف.
اینبار میزارم عهده خودش