نتایح جستجو

  1. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    مارمولک 2 مارمولک 2 گویند روزی هیلیش خود را در شهری آخوند جا زد...ادامه داستان... روزی جمعی از مریدان به نزد شیخ هیلیش شهر رفتند که ای شیخ مدتی است دخترها در شهر شلوارکوتاه می پوشند و پسران همواره پیرامون دختران می چرخند سخنی بگو در این باب تا چاره ایی کنیم . شیخ هیلیش و از جا برخواست و...
  2. پیرجو

    سلام، اون رو هم دانلودش کردم یکشنبه برات میفرستمش.

    سلام، اون رو هم دانلودش کردم یکشنبه برات میفرستمش.
  3. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    آدامس پیازی آدامس پیازی bmd نزد بقالی آمد و گفت پیاز هم ده تا دهان بدان خو شبوی سازم بقال گفت: مگر چه خورده ای که خواهی با پیازش خوشبوی سازی.
  4. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    دومان و خرش دومان و خرش کسی دومان را دید که بر خری کند رو نشسته گفتش کجا می‌روی؟ گفت: به نماز جمعه. گفت: ای نادان اینک سه شنبه باشد. گفت: اگر این خر شنبه‌ام به مسجد رساند نیکبخت باشم.
  5. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    حج ننه گلاب حج ننه گلاب گلاب خاتونی به حج رفت و پیش از دیگر مردم داخل خانه کعبه شد و در پرده کعبه آویخت و گفت بار خدایا پیش از آن که دیگران در رسند و بر تو انبوه شوند و زحمتت افزایند مرا بیامرز.
  6. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    برنج محسن برنج محسن محسن ز به پیرجو گفت دوست ترین مردمان در نزد تو کیست گفت آن که شکمم را سیر سازد گفت من سیر سازم پس مرا دوست خواهی داشت یا نه گفت دوستی نسیه نمی شود.
  7. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    زن نگیر زن نگیر گویند روزی سرمد را از حال زنش پرسیدند گفت: زنده است و تا زنده است همچنان مار گزنده است.
  8. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    دومان و خرش دومان و خرش دومانی پای راست بر رکاب نهاد و سوار شد رویش از کفل خر بود او را گفتند واژگونه بر خر بنشسته ای گفت من باژگونه ننشسته ام خر چپ بوده است.
  9. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    پیرجو دو دزد گیوه پیرجو دو دزد گیوه پیرجویی کفش در پا نماز می گزارد هیلیش که دزد طمع کاری بود، این بار کفش او بست و گفت با کفش نماز نباشد پیرجو دریافت و گفت اگر نماز نباشد گیوه باشد.
  10. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    دومان و خرش دومان و خرش دومانی خری گم کرده بود گرد شهر می گشت و شکر می گفت، گفتندش چرا شکر می کنی گفت از بهر آنکه بر خر ننشسته بودم و گر نه من نیز امروز چهارم روز بودی که گم شده بودم.
  11. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    هیلیش زشت رویی در آیینه به چهره خود می‌نگریست و می‌گفت سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد غلامش سهیل ایستاده بود و این سخن می‌شنید و چون از نزد او بدر آمد کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید گفت در خانه نشسته و بر خدا دروغ می‌بندد.
  12. پیرجو

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    خسته نباشید، عیدتون هم مبارک، اگر زحمتی براتون نیست این تاپیک ما رو اکتیو کنید. با تشکر.
  13. پیرجو

    [IMG]

    [IMG]
  14. پیرجو

    درخواست تغيير نام كاربري

    مدتی هست که ادمین به من گفتن سخت گیری در رابطه با تغییر نام های کاربری رو بیشتر کن اما باز سعی می کنم تا این میزان سخت گیری ها رو کمتر کنم، ولی روزانه شاهد درخواست هایی هستیم که بسیار نامعقول هستن، در هیچ سایتی همچین کاری صورت نمی گیره و ما به خاطر خود کاربرها این کار رو کردیم اما باز هم شاهد...
  15. پیرجو

    سلام محسن جان، آقا مدیر درخواست بدیم توی دفتر تاپیک ما اکتیو میشه یا اینکه باید خود خاله گلاب بیان؟

    سلام محسن جان، آقا مدیر درخواست بدیم توی دفتر تاپیک ما اکتیو میشه یا اینکه باید خود خاله گلاب بیان؟
  16. پیرجو

    ایشون به خاطر حرف های زشتی که زدن نام کاربریشون هیچ وقت بر نمی گرده. در رابطه با مشکل شما هم چشم...

    ایشون به خاطر حرف های زشتی که زدن نام کاربریشون هیچ وقت بر نمی گرده. در رابطه با مشکل شما هم چشم تا آخر این هفته درستش می کنم.
  17. پیرجو

    عید شما هم مبارک [IMG]

    عید شما هم مبارک [IMG]
  18. پیرجو

    درخواست کتاب

    شاید این باشه. چون دریافت کتاب از کتابخانه اوپن خیلی سخته. حتما باید پراکسی ست کرد. http://ifile.it/9dmov7/numerical_modelling_in_geomechanics_isbn_1903996422.rar
  19. پیرجو

    درخواست تغيير نام كاربري

    نام کاربری درخواستی شما در سایت موجود می باشد. http://www.www.www.iran-eng.ir/member.php?do=getinfo&u=88 نام کاربری man-ha به "جوجو" تغییر یافت. نام کاربری درخواستی در سایت موجود می باشد. http://www.www.www.iran-eng.ir/member.php?do=getinfo&u=75493
بالا