نتایح جستجو

  1. پیرجو

    همه کشورها آرزو داشتن آخر و عابقت ایران رو دارند.

    همه کشورها آرزو داشتن آخر و عابقت ایران رو دارند.
  2. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    قلیه قلیه هیلیش از bmd پرسيد كه قليه را به قاف كنند يا ب ه غين؟ گفت: قليه نه به قاف كنند نه به غين، قليه به گوشت كنند.
  3. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    سرمد و سوادش سرمد و سوادش از سرمد پرسيدند كه امير المؤمنين علي شناسي؟ گفت: شناسم. گفتند: چندم خليفه بود؟ گفت: من خليفه ندانم. آنست كه حسين او را در دشت كربلا شهيد كرده است.
  4. پیرجو

    خدا آخر و عاقبت مردم اون کشور رو به خیر کنه.

    خدا آخر و عاقبت مردم اون کشور رو به خیر کنه.
  5. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    هیلیش رمال هیلیش رمال هیلیش رمال در راه به یکی از کاربران باشگاه برسيد. پرسيد كه درچه كاري؟ گفت: چيزي نميكارم كه به كار آيد. گفت: پدرت نيز چنين بود هرگز چيزي نكاشت كه به كار آيد.
  6. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    گویند کاربری از باشگاه زني بخواست. بعد از سه ماه پسري بياورد. از پدرش پرسيدند اين پسر را چه نام نهيم؟ گفت: چون نه ماه را به سه ماه آمده است او را چاپار ايلچي نام بايد كرد.
  7. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    آتوسا و ادعای پیغمبریش آتوسا و ادعای پیغمبریش آتوسایی پيش پیرجویی دعوي پيغمبري ميكرد. پیرجو از او پرسيد كه محمد پيغمبر بود؟ گفت: آري. گفت چون او فرموده است كه « لا نبي بعدي » پس دعوی تو باطل باشد. گفت او فرمود كه لا نبي بعدي، « لا نبية بعدي » نفرموده است.
  8. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    آتوسایی از کوچه ای در شب بگذشت، که ناگه سگی بر وی حمله کرد و او را بچسبید، چو هر چه تقلا کرد از دستش رها نیافت به ستایشش بپرداخت.
  9. پیرجو

    ایشالا شما رئیس جمهور یه کشور بخت برگشته بشی و بهشون آب هویج 98% بدی.

    ایشالا شما رئیس جمهور یه کشور بخت برگشته بشی و بهشون آب هویج 98% بدی.
  10. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    آتوسا و چشم درد آتوسا و چشم درد آتوسا با پژمان گفت كه مرا چشم درد مي كند تدبير چه باشد؟ گفت: مرا پارسال دندان درد مي كرد که آن را بر كندم.
  11. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    خربزه های VRWH خربزه های VRWH سهیل به خربزه فروشی VRWH رفت که طرف فریاد می زد : بدوید این خربزه عسل است نه اصلا نه قند و رطب است سهیل رسید و گفت ببخشید بیماری دارم که هوس خربزه ترش کرده است اگر داری بده، VRWH گفت بین خودمان بماند این ها همه سرکه اعلا است.
  12. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    هیلیش و پیرجو هیلیش و پیرجو هیلیش شبي پيش بزرگي چو پیرجو خفته بود. هر بار با پیرجو ميگفت: چيزي بگوي تا ميبخسبم. چون چند بار مكرر كرد سيد را خواب غلبه نموده بود گفت: تو خفشو، چيزي مگوي تا من بخسبم.
  13. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    هیلیش و ردا هیلیش و ردا هیلیش اكثر شبها به دزدي رفتي و چندانكه سعي كرد چيزي نيافت. دستار خود بدزديد و در بغل نهاد. چون در خانه رفت زنش گفت: چه آورد هاي؟ گفت: اين دستار آورده ام. گفت: اين كه از آن خود توست. گفت: خاموش تو نداني. از بهر آن دزديد هام تا آرمان دزديم باطل نشود.
  14. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    تفکر هیلیشی تفکر هیلیشی دوست هیلیشی (سهیل) را در چاه افتاد، هیلیش گفت عزیز جان جائی مرو تا من بروم ریسمان بیاورم و تو را بیرون بکشم.
  15. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    طبیب باشگاه طبیب باشگاه canopus را دیدند که هرگاه به گورستان رسیدی، ردا بر سر کشید. از سبب آن پرسیدند. گفت: (( از مردگان این گورستان شرم دارم، زیرا بر هر که می گذرم، شربت من خورده است و در هر که می نگرم، از شربت من مرده است!))
  16. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    خانه درویشان خانه درویشان روزی VRWH مرده ای را دید می برند پرسید از پیرجو این را کجا میبرند: گفت جایی که آب هست نه غذا نه نور نه امید نه .... گفت پس به باشگاه ما میاورندش...
  17. پیرجو

    مسخرمون کردی نه؟

    مسخرمون کردی نه؟
  18. پیرجو

    عید شما هم مبارک جوجویی.

    عید شما هم مبارک جوجویی.
  19. پیرجو

    خواهش می کنم، این چه حرفیه،شما بزرگوارید.

    خواهش می کنم، این چه حرفیه،شما بزرگوارید.
  20. پیرجو

    این رو که میدونم تو هویج هستی.

    این رو که میدونم تو هویج هستی.
بالا