ناظم گفت در رفتيد من گفتم نه (( تازه زنگ خورده بود )) رفته بوديم فنچ بخريم دير رسيديم زنگ زد خونمون مادرم گوشي رو برداشته بود و اومد مدرسه ناظم گفت پسرتون چند روزه كه مدرسه نمياد خبر داريد(دوستم تا چك رو خورد گفته بود كه چند روزه كه داريم در ميريم )
مادرم خيلي شيك گفت پسرم مريض بود من نذاشتم...