همین که هستی کافیست
دور از من
بدون من
چه فرقی میکند
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک می شود کافیست
از تو چیزی نمی خواهم
همین که سربه سر رویاهایم نگذاری
وسنگ به شیشه ی خوابم نزنی
کفاف یک عمر تنهایی ام را می دهد
من که سر وته زندگی ام را
سنجاقی به هم می آورد
چیزی شبیه به معجزه است...
シ
نگاهم رو به سمت تو، شبم آیینه ی ماهه
دارم نزدیکتر میشم، یه کم تا آسمون راهه
به دستای نیاز من، نگاهی کن از اون بالا
من این آرامش محضو، به تو مدیونم این روزا
خدایا دوستت دارم، واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که، ازم حالم رو پرسیدی
بازم چشمامو می بندم، که خوبی هاتو بشمارم
نمی تونم فقط...