نتایح جستجو

  1. mahboobeyeshab

    نفر قبلی رو تو یه بیت توصیف کن

    به سیب‌ها گفتم: در انتظار چه نشسته‌اید؟؟ ... اما از آن‌ها جوابی نیامد تا آن روز...
  2. mahboobeyeshab

    عشق یعنی

    و عشق آتش است ،چگونه مي شود آتش را بر روي كاغذ نوشت. آتش مي زند هستي اش را ...
  3. mahboobeyeshab

    آره بارون مي اومد خوب يادمه ...

    من سالهاست آه سالهاست، كه دستانم را در شرشر مداوم باران شسته ام...:gol::w04:
  4. mahboobeyeshab

    نفر قبلی رو تو یه بیت توصیف کن

    گرچه بر لبهای تو شعر ترم لیک دانی شعله ام من اخگرم جنس ارزان و متاع بی بها زیر پا افتاده چون خاکسترم هیچکس کامی زلعل من نجست شوکرانم ،نی ز حوض کوثرم شاعرم من بی مقام و اعتبار در نگاه خلق بی پا و سرم نیست در قلب تو جایم بعد از این...
  5. mahboobeyeshab

    بیا تو با این شعر یادی از دوران کودکیت کن!

    انار صد دانه ياقوت دسته به دسته با نظم و ترتيب يك جا نشسته هر دانه اي هست خوش رنگ و رخشان قلب سپيدي در سينه آن..... كتاب من يار مهربانم دانا و خوش بيانم پندت دهم فراوان با آنكه بي زبانم باران .... ميازار موري كه دانه كش است ... خوشا به حالت اي روستايي چه...
  6. mahboobeyeshab

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    بيا كه غرق غبارم، بيا ستاره من اسير اين شب تارم، بيا ستاره من به هر كجا كه رسيدم،فريب دامي بود كجا قدم بگذارم؟بيا ستاره من صداي اسب سپيدت چرا نمي آيد بيا شبي به شكارم ،بيا ستاره من
  7. mahboobeyeshab

    قطره‌های چکیده از قلم من (سروده‌هاي اعضاي تالار)

    سلام من هم شعرم رو مينويسم ممنون مي شوم نقد بشود.:gol: گوش مي دهم به باد و غش غش حشرات، به ملودي زيباي جير جيركها، وپرنده، هميشه اولين پرنده كلاغ نيست و پرهاي سياه و سوخته اش و سبزه قبا با قباي سبزينه اش و دال كه مرا مي برد به آشيانه اش. باز ويار ذهني به سراغم آمده وخواستن و دويدن؛ نفهميدن...
  8. mahboobeyeshab

    کارگاه نقاشی

    بسي زيباااااااااااااااااااااا:gol::gol::gol:
  9. mahboobeyeshab

    ** براي من نوشتي براي تو نوشتم**

    تنها سكوت است و سكوت مهيب مي ماند برگشته ام و به ساحل حيراني نشسته ام؛ صبح است و باد ميوزد گيسوان من در باد به ناكجاترين شهر مي روند گفتي به من خاموش باش كه صبح درخشيدن من است. گويم تو را،آرام باش كه لحظه چرخيدن من است. دف ميزنم،تنبور ميزنم با ضربان قلبم نوبت رقصيدن من است. روياي زندگي به...
  10. mahboobeyeshab

    فراق یار

    فراق يار شكسته شد كمرم در كوير تنهايي صبا شود خبري از ديار شيدايي زمانه دست وفا بر خراب دل رد كرد چه گويم از دل خونم ز اشك پنهاني فراق يار صنم كش چه كس خبر دارد دمي به من نظر زد به دل چه غوغائي دگر خميده شدست جان زهجر بي علت كجا بود ره ليلي شوم به سودائي به روزگار جواني عجل بزد يغما دعاي من به...
  11. mahboobeyeshab

    دیر آمدی! خیلی دیر...

    حرفهايت اگر ادامه ندارد دردهايت هنوز دامنه دارد دردهاي تو جاودانه ترين است هيچ ربطي به جاي و جامه ندارد شعرهايت جرقه هاي جنون است خبر از اخگر تو خامه ندارد ...
  12. mahboobeyeshab

    مشاعرۀ سنّتی

    در خون من روان است،شوري كه ناگهان است تنبور را بياور، بي پرده تا بگويم تنبور شعله ور شد،با هر زبانه مي گفت؛ آتش گرفته ام تا...تا بي نوا بگويم من بي صداشنيدم،آهنگ راز داري خاموش باش باري،تا بي صدا بگويم
  13. mahboobeyeshab

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    باري اگر حروف الفبا را در هم بريزم و به تصادف كنار هم بگذارم شايد به راز نام تو نزديك تر باشم.
  14. mahboobeyeshab

    به نام زن... ♡

    لالند حرفهاي الفبا باري براي از تو سرودن زبان كم است بايد نوشت نام تو را با پرنده ها هر چند مشق نام تو را آسمان كم است.
  15. mahboobeyeshab

    نفر قبلی رو تو یه بیت توصیف کن

    با برگهاي روشن ارديبهشت ماه سرسبزي زبان تو را ذكر مي كنم بي چون وبي چرا شده اي،مست مي روي اينگونه در هواي كه از دست مي روي
  16. mahboobeyeshab

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    وقتي كه آسمان تو را ذكر مي كنم چشمان مهربان تو را ذكر مي كنم وقتي كه از درخت و خزان حرف مي زنم اندام ناتوان تو را ذكر مي كنم
  17. mahboobeyeshab

    تقديم به بهترينم

    دسته گلم ، تمام خاطرات را قاب ميگيرم در كنار گلدان شمعداني ميگذارم به اميد روزي كه با هم باشيم.:gol:
  18. mahboobeyeshab

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا گر روز و روزي رفت بر باد تو را هر روز، روز از روز به باد
  19. mahboobeyeshab

    مشاعرۀ سنّتی

    سيبي است كه در دست كريم افتادست سرخي است كه در باغ نعيم افتادست وقتي پدر خاك رها شد بر خاك خاكم بر سر، خاك يتيم افتادست.
  20. mahboobeyeshab

    رد پای احساس ...

    من شاخه ام از ايل شقايق هستم با دردسر عشق موافق هستم در پرده چرا سخن بگويم؟حاشا! بگذار بدانند كه عاشق هستم.
بالا